امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 06:07:10

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 08:01:56

سیدجواد ابطحی ، "احمد حقیقی" ، "محسن صرامي" و "فرصت"

دوشنبه, 22 خرداد 1391 ساعت 09:18 کدخبر :4143
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محسن حیدری فرد
سيدجواد براي ما همان بود كه بود. اما در ميدان مسئوليت، سيدجواد ابطحي يك "مسئول" بود و بر صندلي اي تكيه زده بود كه ماحصل مجاهدت هاي فراوان است. و ما ناچار بوديم كه مناسبات "فرصت" را با سيدجواد، نه بر اساس استاد آسيدجوادمان كه بر اساس سيدجواد ابطحي "نماينده" "مردم" خميني شهر تنظيم كنيم. اينگونه بود كه "فرصت" وظيفه خود دانست "خدمات" نماينده را – كه انصافاً كم هم نيست – بازتاب دهد اما در قبال "خطاها" و "اشتباهات" و احياناً برخي "كم توجهي هايش" تذكر. و وظيفه خود دانست "مطالبه گري" از نماينده را مثل ديگر مسئولاني كه در قبال خميني شهر وظيفه خدمت دارند پيگيري كند. اين "مطالبه گري" دقيقاً بر اساس رهنمودهاي رهبر عزيز انقلاب صورت مي گرفت كه مردم و رسانه ها را به "مطالبه"ي خدمت از مسئولان و مسئولان را به "پاسخگويي" فرا مي خوانند.

1- نیمه دوم دهه هفتاد بود. سال 76 و مقارن با تحولات سریع سیاسی اجتماعی پس از دوم خرداد. آن روزگار، روزگار سئوال بود و شبهه و مسئله. سید جواد ابطحی را €“ که آن روزها شاید در آستانه چهارمین دهه از عمرش بود €“ برای اولین بار در پایگاه بسیج شهید بهشتی دوشنبه بازار دیدم. آن روزها بازار گفتگو بر سر مباحث فکری و مبنایی انقلاب €“ از جمله ولایت فقیه €“ داغ بود و ما جوان های دلداده به آرمان های انقلاب اسلامی، در شهرمان در به در می گشتیم دنبال استادی که "شبهه زدایی" کند و اندیشه مان را در محضرش بارور کنیم. سید جواد که ما او را "آسیدجواد" خطاب می کردیم، می آمد و در جلسات پایگاه بسیج €“ که به گمانم چهارشنبه شب ها بود - با حرارت تمام از آرمان های انقلاب و از ولایت فقیه می گفت. آن حرارت و شور، برای ما که می دیدیم بر اثر شور پس از دوم خرداد، حزب اللهی های آن روزگار، دچار انفعال شده اند جذاب و پرکشش بود. از آن جلسات معرفتی، ارادتی ویژه پیدا کردم به کسی که از آرمان هایمان می گفت...

سال 87 بود. انتخابات مجلس هشتم. سيدجواد هم آمده بود به ميدان. بازار رقابت بين سيدجواد و سيدمحمود كه هر دو ظاهراً از يك پايگاه سياسي فكري €“ اصولگرايي €“ برخاسته بودند داغ بود. و به تبع آنها بازار رقابت و گاهي خصومت بين طرفدارانشان هم...

و سيدجواد نماينده شد. سيدجواد براي ما همان بود كه بود. اما در ميدان مسئوليت، سيدجواد ابطحي يك "مسئول" بود و بر صندلي اي تكيه زده بود كه ماحصل مجاهدت هاي فراوان است. و ما ناچار بوديم كه مناسبات "فرصت" را با سيدجواد، نه بر اساس استاد آسيدجوادمان كه بر اساس سيدجواد ابطحي "نماينده" "مردم" خميني شهر تنظيم كنيم. اينگونه بود كه "فرصت" وظيفه خود دانست "خدمات" نماينده را €“ كه انصافاً كم هم نيست €“ بازتاب دهد اما در قبال "خطاها" و "اشتباهات" و احياناً برخي "كم توجهي هايش" تذكر. و وظيفه خود دانست "مطالبه گري" از نماينده را مثل ديگر مسئولاني كه در قبال خميني شهر وظيفه خدمت دارند پيگيري كند. اين "مطالبه گري" دقيقاً بر اساس رهنمودهاي رهبر عزيز انقلاب صورت مي گرفت كه مردم و رسانه ها را به "مطالبه"ي خدمت از مسئولان و مسئولان را به "پاسخگويي" فرا مي خوانند.

و ما بر اساس همين رهنمودها، مطالبه گري از فرماندار و ديگر مسئولان و "نماينده" را وجهه همت خود قرار داديم. و البته تلاش كرديم كه اين "مطالبه گري" تبديل به "طلبكاري" نشود. حالا "سيدجواد ابطحي" صندلي خود در ساختمان سبز بهارستان را مي سپارد به محسن صرامي. و مي شود يك شهروند نخبه. شايد آنگونه كه شايع است، مسئوليتي بدو بسپارند و بشود استاندار يا رئيس يا سفير. و شايد هم نسپارند يا نپذيرد و بماند يك نخبه و فعال شهرستان. در هر دو حال، او از اين پس براي فرصت يك شهروند نخبه خميني شهري است كه تجربيات ارزشمندي كسب كرده و مي تواند در اعتلاي خميني شهر نقش بسيار برجسته اي ايفا كند. آنچه بين سيدجواد و فرصت گذشت، نه از جانب "فرصت" و مسلماً نه از جانب او، بر اساس حب و بغض هاي شخصي و منافع فردي نبود و هر چه بود، اختلاف نظر بود حول اين محور كه منافع مردم و شهرستان چگونه بهتر تأمين خواهد شد. پس وظيفه خود مي دانيم از خدمات بي شائبه اش تقدير كنيم و برايش آرزوي موفقيت. و فرصت از اين پس، همان روال را در قبال "محسن صرامي" نماينده جديد در پيش خواهد گرفت: انعكاس خدمات، و بيان ضعف ها و اشكالات. و "محسن صرامي" با انگيزه و پتانسيلي كه دارد اميدهاي فراواني را برانگيخته است.

2- دو هفته گذشته، برای "فرصت" دو هفته ای پرفشار بود. مصاحبه با محسن صرامی نماینده خمینی شهر در مجلس، بازتاب گسترده و فراوانی در میان مردم و مدیران داشت و هر کس، از ظن خود "یار" یا "بار" آن گفتگو و نیز "فرصت" شد. عده ای تشكر كردند و عده اي هم شديداً نقد. منتقدان به مسائلي مانند ايجاد اختلاف در شهرستان، فشار غيرمنصفانه بر فرماندار، تيتر تضعيف كننده مديران شهرستان و ... اشاره كردند. در انتقادات صورت گرفته به چند نكته توجه نشد. اول آنكه آنچه بيان شده بود نظرات "نماينده مردم" بود و "فرصت" بعنوان يك مطبوعه وظيفه داشت آنرا بازتاب دهد. از اين منظر، نمي دانم چرا معترضين، متعرض "فرصت" شدند. چه؛ اگر هم انتقادي داشتند بايد به "نماينده" ابراز مي نمودند. دوم آنكه گفته شد مديران خميني شهر از تيتر يك فرصت با عنوان "مديريت در خميني شهر بحراني و بيمار است" گلايه مند شده اند. اين در حالي است كه ما نوشتيم "مديريت" در خميني شهر بيمار است نه "مديران خميني شهر" و اين دو، بلحاظ مفهومي تفاوت هاي فراواني دارد. آيا مديريت در شهر ما معيوب نيست؟ بعنوان مثال مي گويم. ببينيد كه فريادهاي چند ساله "فرصت" و فعالان فرهنگي هنري در انتقاد از واگذاري مديريت سينما به خارج از شهرستان به جايي نرسيد اما تهديد صرامي به قفل زدن بر در سينما €“ اگر چه يك موضع خارج از چهارچوب هاي اداري بود €“ نتيجه داد! آيا اين نشانه اي از يك روند معيوب نيست كه كارها از مجاري خود به نتيجه نمي رسد؟ البته مسلم است كه مديران شهرستان زحمات فراواني هم مي كشند و تضعيف آنها و خدماتشان رفتاري است خلاف اخلاق و شرع.

پيرامون اين مصاحبه يك نكته ديگر هم ابراز شد و آن اينكه برخي اين مصاحبه را فشار دوباره به فرماندار دانستند. دكتر اسماعيلي معاون سياسي امنيتي استانداري كه از مديران موفق و خدوم استان است و همواره دغدغه مشكلات خميني شهر را داشته، در گفتگو با فرصت كه در همين شماره درج شده است از اين اقدام گلايه كرد و به نكته درستي اشاره نمود و آن اينكه در چنين فضايي فرماندار چگونه بايد كار كند؟

درباره فرماندار البته نقدهايي وجود دارد و يكي هم همان است كه در همان مصاحبه موصوف، دكتر اسماعيلي بدان اشاره كرده است. مي خواهم بگويم كه انتقاد "فرصت" از فرماندار گرامي از جنس "مطالبه گري انقلابي" بوده است. " مطالبه گري" براي "كار جهادي" در شهرستان. و هرگز درصدد تضعيف مديريت او نبوده ايم و مسلم است كه نبايد شرايطي ايجاد شود كه يك مسئول نتواند كار كند. و نبايد به وحدت در شهرستان خدشه وارد ساخت. و نبايد غيرمنصفانه سخن گفت.

هفته اي كه گذشت، سرشار از تحولات اميدآفرين و نويدبخش بود. سفر استاندار به شهرستان و اظهارات وي و معاون سياسي امنيتي استانداري در خصوص توجه ويژه استان به خميني شهر، وعده مسئولان براي ارتقاي فرمانداري خميني شهر به فرمانداري ويژه، اعلام سفر رئيس جمهور به شهرستان، اقدام استاندار در ايجاد الفت بين نماينده سابق و نماينده لاحق، تبريك "سيدجواد ابطحي" به "محسن صرامي" در آخرين سخنراني خود در روز جمعه و تقدير "محسن صرامي" از "سيدجواد ابطحي" و ... همه و همه نشانه هاي روشني است از آنكه كم كم سمت و سوي نگاه مسئولان كشوري و استاني به خميني شهر "ويژه" مي شود و و "وحدت" و "هم دلي" و پرهيز از "بگومگو" و "حاشيه هاي غيرضرور" و "اقدامات نامتعارف"، نيروها را در جهت حل مسائل اصلي مردم و خميني شهر "هماهنگ" و "يكدل" مي كند. و اميد داريم كه اين همدلي تداوم يابد...

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#3 0 حجت 03 تیر 1391 ساعت 07:32
گهي زين به پشت و گهي زين به پشت دنياي مسخره اي است
نقل قول
 
 
#2 0 اشنا 01 تیر 1391 ساعت 21:17
نظر همشهری با نام ساده را صد در صد تایید می کنم
نقل قول
 
 
#1 0 ساده 31 خرداد 1391 ساعت 22:34
الحق كه توي اراجيف بافي استادي فرصت . اختلاف انداز و حكومت كن . دستت رو شده بيخود اداي بچه مظلوما را در نيار . اين نوشته هم يك تهديده براي صرامي و هم يه دلجويي براي روز مبادا از ابطحي . ما موهامونا توي آسياب سفيد نكرديم تازه به دورون رسيده . دست از سر مردم وردار و همون فعاليت هاي فرهنگي تا ادامه بده .
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید