امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 14:19:27

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

ذره بين

شناگران باتلاق

دوشنبه, 14 مرداد 1392 ساعت 07:42 کدخبر :5845
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
روي صندلي جلوئي نشسته بود، زنگ گوشي¬اش به¬ صدا درآمد، بلند و با صداي ناهنجار و بدون رعايت حقوق اطرافيان جواب داد، نزديك ميدان امام هستيم، به مخاطب آن طرف خط گفت: پنج دقيقه ديگر مي¬رسم!

تعجب كردم، اتوبوس حداقل نيم ساعت ديگر تا ميدان امام فاصله دارد، مدتي گذشت، مجدداً گوشي او به صدا درآمد اينبار جواب داد: من آمدم! جلوي آتش¬نشاني نبودي، دارم به سمت ميدان امام بر مي¬گردم، مخاطب گفت كدام آتش¬نشاني و او گفت مقابل استاديوم و او جواب داد نه آتش¬نشاني منظريه را گفتم، ديگر متوجه شدم كه دروغ مي¬گويد و متأسفانه طرف را سر كار گذاشته است.
 يك ربعي ديگر گذشت و دوباره گوشي دروغگو زنگ زد، اينبار در ادامه دروغ¬هاي قبلي جواب داد: ماشين تصادف كرد، بيا مقابل سينما فرهنگ آنجا ايستاده¬ام...
اينگونه رفتارها را متأسفانه روزانه در اطراف خود مشاهده مي¬كنيم، يك خطاي كوچك و يك گناه ناچيز فرد را در وضعيتي قرار مي¬دهد كه بجاي اينكه شجاعت بكار برد و خود را از شر آن خلاص كند با ادامه كار و ارتكاب خطاها و گناهان ديگر وضع را بدتر و خود را آلوده¬تر مي¬كند.
دانايي در كتابي مي¬گويد كسي را ديدم سنگ بزرگي را مي¬خواست از جا بلند كند اما نمي¬توانست، سنگ ديگري روي آن قرار داد كمي آن را تكان داد و سپس تخت سنگي به آنها اضافه كرد و توانست به راحتي آنها را با هم بلند كند، منظور از سنگ بزرگ اولي نخستين گناه است كه دست زدن به آن مشكل است ولي اگر كسي آلوده به گناه شد و توبه نكرد، ديگر كار براي او راحت مي¬شود و از انجام گناهان بزرگتر ابائي ندارد.
دروغ يكي از گناهان است كه چنين وضعي در جامعه پيدا كرده و افراد بدون توجه به عواقب و آثار شوم، مرتكب آن مي¬شوند، چون در كارها برنامه ريزي ندارند، براي ديگران احترام قائل نيستند، نه گفتن را ياد نگرفته¬اند، ملاحظه كاري مي¬كنند، از گفتن حقايق طفره مي¬روند و از حقيقت گريزان هستند، ترس دارند، خجالت مي¬كشند، چشم و هم چشمي مي¬كنند، مي¬خواهند كم نياورند و كلاس بگذارند، جلب توجه كنند، كمبودهاي عاطفي و اقتصادي را جبران كنند و دلايل ديگر رواني، اجتماعي و اقتصادي كه سبب دروغ مي¬شود اما به هر دليل و انگيزه، دروغ، دروغ است و گناه هم گناه.
هر گناهي بازتاب¬هاي گوناگوني در جامعه داشته و بر ديگر اعضاء جامعه اثرات سوئي مي¬گذارد و سبب فسادها و گناهان ديگري مي¬شود، مشكل اين است كه گناه به يك نوع گناه ختم نمي¬شود و به دنبال آن گناهان و مفاسد ديگر شكل مي¬گيرد و مشكلات و معضلات آن¬هم مختص خود فرد نمي¬ماند و دامن ديگر افراد را مي¬گيرد، آنچه گفته شد مخصوص دروغ نيست و گناهان ديگر مثل غيبت، تهمت، دزدي و همه و همه همينگونه شروع شده و ادامه مي¬يابد.
اگر در مثال گفته شده دقت مجددي بكنيم از خود سؤال مي¬كنم چرا انسان دروغي بگويد كه مجبور باشد در ادامه دروغ¬هاي ديگري رديف كند؟ خشت اول چون نهد معمار كج تا ثريا مي¬رود ديوار كج، اگر در ابتدا فرد مذكور با صداقت مي¬گفت من تازه سوار اتوبوس شده¬ام و مثلاً حدود 1 ساعت ديگر سر قرار خواهم بود اينهمه دروغ و اتلاف وقت طرف مقابل و تحميل هزينه صورت نمي¬گرفت و از همه مهمتر از شخصيت خود نمي¬كاست و اطرافيان با نفرت به وي نگاه نمي¬كردند.
آري! گناه¬كاران مانند كساني هستند كه در باتلاق مي¬افتند و بجاي استفاده از عقل و شعور و يافتن راه مناسب نجات مي¬خواهند در آن شنا كنند و دست و پا بزنند. اين شناگران باتلاق هر چه دست و پاي بيشتري بزنند در آن بيشتر فرو مي¬روند و راه نجات را سخت¬تر و سخت¬تر مي¬كنند. باتلاق جاي شنا نيست.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید