امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 04:08:46

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:21:53

مفهوم شهر اسلامی

پنجشنبه, 06 مرداد 1390 ساعت 09:24 کدخبر :1970
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : حمید شهبازی

از آنجایی که برای تعابیر و اصطلاحاتی همچون شهر اسلامی، شهرسازی اسلامی، شهر مسلمانان، شهر جوامع اسلامی، شهر دوره اسلامی و همین­طور تعابیر مشابهی که در ادبیات معماری و شهرسازی کاربرد فراوان دارد، معنا و مفهوم واحد و مورد توافقی وجود ندارد،

ضرورت این تقسیم­ بندی ازآن جهت اهمیت می­یابد که خطاهای شهری به حساب اسلام منظور نگردد. تا مانع گسترش تفکری بشود که در زمان حاضر شهر اسلامی را (با استناد به این که شهر اسلامی همان شهر­های تاریخی مسلمانان هستند) غیر قابل استناد بداند. در واقع اختلاط تعابیر شهر اسلامی و شهر مسلمانان مشکلاتی برای محققان و طراحان بوجود آورده است. به این معنا که غالباً هر آنچه را که توسط مسلمانان به وجودآید، اسلامی می­نامند. این طرز تفکر اشکالاتی دارد از جمله این که:

 

الف) ممکن است شخص غیر مسلمانی چیزی را بسازد که معیار اسلامی در آن رعایت شده­باشد یا این توهم به وجود آید که شیء اسلامی نمایشگر یک­سری فرمها و نمود­های ظاهری ویژه­ای است که در هر زمان و مکان وجود دارد. به بیان دیگر اشکال این تفکر این است که در آن معیار مناسبی برای اسلامی بودن شهر و معماری انتخاب نشده­است و در نتیجه دچار سوءتعبیر و تفسیر­های متفاوتی گردد.

 

ب- ممکن است فرد مسلمانی شیء را براساس معیار­های غیر اسلامی پدید آورد. اگر بر مبنای روال بنیان نهاده­شده توسط شرق­شناسان و یا هر شخص با اطلاع دیگری، هر شهر تاریخی و بنا نهاده شده توسط مسلمانان را شهر اسلامی بنامد، بناچار پذیرفته­ایم که اولاً الگویی عینی و زمینی و در عین حال واحد برای شهر اسلامی وجود دارد و چون این کالبد مناسب عصر حاضر نیست به ناچار باید رها شود. ثانیاً به دلیل آن که این گونه شهرها عمدتاً در بسیاری موارد پاسخگوی نیازهای فنی عصر حاضر نیستند به ناچار این موضوع القا می­شود که شهر اسلامی متعلق به گذشته بوده و در عصر حاضر امکان ادامه حیات و یا تجلی آن ندارد. ملاحظه می­شود که در هر دو حالت، با شهر به عنوان شیءای برخورد می­شود که تاریخ مصرف خاص خود را دارد. در حالی که شهر بطور عام و شهر اسلامی بطور خاص، فرآیندی است که همانند متحول شدن ساکنان خویش در حال تحول بوده وهمواره خویش را با نیازهای زمان و مکان و اهل خود و البته با استناد به مفاهیم و اصول و ارزشهای اساسی وفق خواهد­داد. به این ترتیب شهر اسلامی چارچوب و ماهیت ثابت دارد که در هر مکان و زمان تجلی ویژه خویش را خواهد­داشت. به عبارت دیگر ر اسلامی بودن شهر ماهیت بالقوه­ای است که می­تواند در هر زمان و مکانی با توجه به فناوری و مصالح، دانش، هنر و فرهنگ بومی که البته با اصول و ارزشهای اسلامی در تعارض نباشند تفسیر و تجلی خاص خویش را داشته باشد.

 

در رابطه با شکل گیری شهر اسلامی برخی مؤلفه­ ها می­تواند مورد لحاظ قرار گیرد:

الف) معنویت­ گرایی: برای معنویت­گرایی انسان و توجه به معنویت­گرایی در آثار انسانی، به عنوان یک اصل ساده­ترین مرتبه آن است که چون هر اثر انسانی دنبال بیان موضوعی یا در جهت پاسخگوئی به نیازی خلق شده است، آن موضوع نیاز به معنای آن اثر خاص، تفسیر و تعبیر شود و پیچیده­ترین مرتبه آن­است که یک اثر انسانی به اصل و حقیقتی متافیزیکی اشاره نماید.

 

ب) نو­آوری: نوآوری و بداعت از ویژگی­های­ بارز آثار انسانی است که تعبیر اثر هنری بر آنها اطلاق می­شود، در واقع نوآوری و هنر در واژه، دو تعبیر و دو مفهوم همراه هستند که ذکر هر کدام دیگری را به ذهن متبادر می­کند. این مفهوم در شهر اسلامی به این معنا است که نوآوری مدنظر، به تفسیر شناخت تازه حقایق و اصول ثابت متوجه است.

 

پ) نشانه گرایی: اصولاً هنر جلوه­ای از روحیه نمادگرایی انسان است. به دلایل متعدد از جمله انسانیت، چند بعدی بودن عالم وجود، الگو گرایی­، تعدد ساحت­های حیات انسانی، راز داری و خداپرستی، انسان ناگزیر از بهره­گیری از نشانه­هاست که قلمرو هنر و معماری و شهر یکی از اصلی­ترین قلمروهای استفاده از نشانه ­هاست.

 

ت) زیبایی: وابستگی تعریف زیبایی به هنر سبب می­شود تا با توجه به تعریف هنر، زیبایی نیز متغیر شود. به این ترتیب زیبایی هنر معنوی دارای وجهه­ای معنوی و روحانی است و زیبایی هنر مادی صبغه­­ای از زیبایی ظاهری و صوری است.

 

ث) مدنیت: شهرنشینی، انتساب به شهر و مدینه، تربیت، ادب و تمدن، معانی مدنیت هستند. در معنای واژه مدنی نیز آمده است:« باشنده شهر، شهری، شهرباش، ساکن حضر، ساکن، مقابل بدوی و مربوط به شهر» در واقع انواع مدنیت رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند. برای نمونه مدنیت سیاسی با بهره­گیری از نهادهای مدنی میسر می­شود و این در حالی است که این نهاد جز با رشد افراد و ارتقاء تربیت مدنیت اجتماعی و فرهنگی آنها ممکن نیست.

 

ج) عدالت اجتماعی: بحث عدالت اجتماعی به عنوان یکی از ارکان انکار ناپذیر مداین فاضله و آرمان شهر معرفی شده­است. در تفکر اسلامی نیز عدل به عنوان یکی از صفات بارز فعل الهی مطرح است و مصداق اجتماعی آن را می­توان در دوران زمامداری امیر المؤمنین­(ع) و دوران با عزت پیامبر مکرم اسلام(ص) مشاهده­کرد.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید