امروزسه شنبه, 16 آذر 1395-- Tuesday Dec 06 2016

ساعت 05:43:50

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 07:07:20

یادداشت وارده

مقایسه تطبیقی خمینی شهر با چین و

دوشنبه, 27 شهریور 1391 ساعت 07:23 کدخبر :4513
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : میردامادی

تعجب نکنید. می خواهیم مقایسه کنیم بین شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و یا حتی سیاسی خمینی شهر با چین و یا ژاپن مانند کتاب هایی که در مورد مقایسه تطبیقی نوشته شده است در مورد مثلا مقایسه تطبیقی فقه اهل سنت، با فقه تشیع و یا فلسفه اسلام و غرب و حتی دانشی به نام ریاضیات تطبیقی و ...و در این مقایسه می خواهیم شباهت ها و اختلافات و نیز محاسن و معایب شان و نیز مزیت هایشان را مورد بررسی قرار دهیم.  البته شاید بحث بسیار گسترده و طولانی باشد اما ما به قسمت های کوچکی از آن به صورت گذرا اشاره می کنیم و مابقی به عهده خوانندگان گرامی، در همین ابتدای موضوع شاید عده ای این مقایسه را مورد تمسخر قرار دهند و بگویند این مقایسه قیاس مع الفارق است اما اگر اندکی حوصله و صبر نشان دهیم و مبهوت بزرگی نامشان و تکنولوژیشان نشویم اتفاقا زیاد هم بیراهه نرفته ایم. امروزه خمینی شهر مقیاس بسیار کوچکی از شرایط گذشته نیم قرن پیش چین و ژاپن است. شما حتی در عالم هستی نیز می بینید که مثلا در علم فیزیک که بسیاری از خصوصیات ظاهری و ساختاری اتم که کوچکترین ذره یک عنصر است با یک منظومه کهکشانی مانند راه شیری شبیه یکدیگرند یعنی همانطور که خورشید منشا انرژی در عالم هستی است، اتم و هسته آن نیز دارای انرژی غیر قابل تصوری است که البته شاید در بعضی جهات نیز متفاوت باشند.

ژاپن در 60 سال قبل و یا چین در 40 سال قبل کشورهایی بودند با جمعیت بسیار زیاد و وسعت کم نسبت به تعداد جمعیت و از لحاظ منابع زیرزمینی و معدنی بسیار فقیر ژاپن کشوری بود که در جریان جنگ جهانی دوم در دو مورد، مورد هجوم بمب اتمی امریکا قرار گرفت و دو شهر هیروشیما و ناکازاکی و بسیاری از شهرهای دیگرش و بیشتر زیربناهای اقتصادی و صنعتی آن نابود شد و در نهایت صلح را پذیرفت و بعد از جنگ کشوری بود با یک جمعیت مفلوک و فقیر و تحقیر شده و آثار بر جامانده از جنگ و از طرف دیگر کشوریست با جزایر متعدد پراکنده و در معرض شدیدتری زلزله ها که حداقل چند سال یک بار یکی از شهرهایش با بالاترین درجه ریشتر می لرزد شاید سونامی اخیر و زلزله قبلی شهر کوبه را به خاطر داشته باشید. و چین نیز کشوری بود که در آن زمان با حدود 900-800 میلیون جمعیت و در آمد سرانه بسیار پایین و اقتصادی که فقط کشاورزی و آن هم متکی به ابزار ابتدایی و نیروی بدنی انسان و غیر علمی که فقط توانایی تامین خوراک این جمعیت زیاد آن هم به اندازه خیلی کم را داشت و نیز وارث ده ها سال استعمال کشوری مانند انگلستان بود. فرهنگ استعماری که انگلستان در چین رواج داده بود روحیه خود باوری و تلاش را در میان توده های مردم ضعیف کرده و از طرفی شاید جنگ تریاک را شنیده باشید که انگلیس با ترویج مصرف تریاک در میان مردم چه بلایی بر سر این کشور آورده بود.

اما مدیران ارشد این دو کشور در آن مقطع زمانی و بعضی از کشورهای آسیای جنوب شرقی در نهایت به این نتیجه رسیدند که باید به توانایی ها و پتانسیل های درونی خود متمرکز شوند و با تغییر تفکرات خود در حوزه اقتصاد و اجتماع بعد از اینکه یک تیم مدیریتی قوی، هماهنگ، متمرکز، همدل که به هم افزایی یکدگر بینجامد به این نقطه رسیدند که باید نقاط تهدید را به فرصت تبدیل کرده و این جمعیت زیاد را با آموزش در عرصه های مختلف مخصوصا فنی و حرفه ای و استفاده از تمام ظرفیت های بالا را استفاده و مغفول مانده مادی و معنوی فرهنگ کار و انضباط و گسترش عرق ملی و وجدان کاری و ارزش مداری کار و تلاش به جای حرافی و دلالی و تقویت حس تعلق خاطر در مورد روستا و شهر و کشورشان و آب و خاک و جنگل و هوا و ثروت های موجودشان باعث خودباوری و اعتماد به نفسشان شوند و از جانب دیگر با تعامل فرهنگی و علمی و اقتصادی با دیگر کشورها بتوانند کشورشان را به جایی برسانند که در حال حاضر یکی از بزرگترین وارد کنندگان نفت و گاز و مواد اولیه معدنی از کشورهایی نظیر ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس است و با تبدیل آن به کالاهای با ارزش افزوده بسیار بالا به یکی از دارندگان بزرگترین ذخائر ارزی دنیا تبدیل شده اند. شاید در همین چند روز پیش از تلویزیون سراسری شنیدید که رییس محیط زیست ایران برای دستگاه ها و تکنولوژی تبدیل زباله برای سوخت ژنراتورهای برقی و همچنین تبدیل نخاله های ساختمانی به مصالح ساختمانی جدید قرارداری را با طرف چینی امضا کرد. خمینی شهر هم با تمام معایبش می تواند حداقل تا اندازه ای در مقیاس خودش شبیه آنها شود. با لحاظ شرایط و ویژگیهای بومی خودش به شرطه ها و شروطه ها و آن اینکه اصلاحات را از درون خودمان شروع کنیم. جوانان و نوجوانان خمینی شهر از ضریب هوشی بالایی برخوردارند و دلیل آن هم تعداد قابل توجه تحصیلکردگان این شهر در نقاط مختلف کشور و خارج ایران است و همچنین مردمی سخت کوش و پرکار و تلاش دارد که باز دلیل آن نوع مشاغل سخت رایج در گذشته و حال است نظیر سنگتراشی و حجاری و سنگبری، موزاییک سازی، زهتابی و نظایر آن و باز مردمی با تعصب مثبت نسبت به شهر و گذشته و آداب و رسوم ملی و مذهبی خود دارد اما متاسفانه گاهی بعضی از این تعصبات خوب دچار افراط و تفریط هایی شده که در حقیقت تبدیل به ضد خودش شده و نیز تکرار مطالبی نظیر فرهنگ پایین باعث خود کم بینی و خود باختگی در برابر دیگران، تنگ نظری و تفکرات محله گرایی به جای شهر گرایی و گرایش افراطی به ظواهر و قشری گری دینی به جای توجه به محتوا و عمق و حقیقت موضوعات مذهبی شدیم. چند مثال ساده می زنم تا موضوع بهتر روشن شود آیا اگر هر صاحب خانه و یا مغازه داری نسبت به چند متر اطراف خانه و مغازه اش مسوولیت پذیر باشد و نسبت به تمیزی و سرسبزیش دقت کند شهرمان زیباتر نخواهد شد. آیا اگر برای کارهای روزمره نزدیک منزلمان به جای استفاده از ماشین از دوچرخه استفاده کنیم از پرستیژ و کلاسمان کاسته می شود؟ و آیا مگر نه اینکه پیشوای ما علی(ع) نیز کارهای ساده و معمولی مانند کاشت درخت خرما و کندن چاه آب را در ملا عام به راحتی و با افتخار انجام می داد آیا اگر هیات امنای فلان موسسه خیریه یا حسینیه و مسجد قدیم بعد از تخریب و نوسازی اصرار بر عدم عقب نشینی نداشت و به آینده حتی همان مکان توجه می کرد بهتر نبود. آیا اگر دستجات عزاداری و هیئات مذهبی در مراسم و ایام عزاداری بر اساس نظم و ترتیب و زمانبندی در خیابان های اصلی شهر حرکت می کردند و حقوق دیگران را با راه بندان نکردن و سه معبر نکردن رعایت می کردند و همچنین در ایام جشن و سرور معابر عمومی را مملو از زباله نمی کردند بهتر و آیا وقتی رفتگران و مسوولین زیباسازی و رنگ آمیزی و گل کاری شهر چند هفته قبل از سال نو زحمت می کشند و بعد در شب چهارشنبه سوری و یا در کاروان های عروسی تمام زحماتشان خراب نمی شد بهتر نبود و آیا اگر به جای وقت تلف کردن و تماشای عابرین و کنار پیاده رو نشستن و ایستادن و دور هم جمع شدن بی فایده پیشه وران مثلا مشغول خواندن روزنامه و مطالعه می شدیم بهتر نبود مگر بالا رفتن فرهنگ مردم یک شهر با وارد کردن و تزریق و خوردن یک دارو انجام شدنی است که همه منتظر معجزه هستند آیا تا به حال فکر کرده اید وقتی مثلا به یک مسافرت چندین ساعته می رویم تنها چیزی که برای سرگرم شدن خود نمی بریم یک روزنامه یا مجله و کتاب است یکی از مشکلات تربیتی ما ایرانیان آن است که برای حل بسیاری از معضلات اقتصادی و شهری و اجتماعی خود بیشترین تمرکز را بر حل آن ها از طریق فیزیکی و سخت افزاری داریم و کمترین توجه و برنامه ریزی را بر روی حل آن ها از طریق فرهنگی و نرم افزاری می کنیم مثلا می گویید وسعت زمینی شهری مانند لندن از شهری مانند تهران کوچکتر است و حتی مساحت خیابان ها و اتوبونها و تعداد زیرگذرهاو پل ها نیز کمتر است و از طرفی تعداد جمعیت و تعداد وسائط نقلیه شخصی و عمومی آن بیشتر از تهران است اما خبری از ترافیک ها و راه بندان های آنچنانی در لندن دیده نمی شود زیرا رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و  حقوق همدیگر به صورت یک موضوع نهادینه شده در اکثریت شهروندان آن به وجود آمده است و استفاده از وسایل نقلیه عمومی شهری و دوچرخه دون شان افراد نیست و هیچ تضادی بین موقعیت شغلی و تحصیلات با استفاده از این ها نمی بینند. شما دقت کنید در همین خمینی شهر خودمان در ایام مخصوصا عزاداری محرم و صفر و دهه فاطمیه هیات مذهبی گاهی برای چشم و هم چشمی و یا رو کم کردن یکدیگر می روند و فلان مداح و سخنران معروف شده توسط صدا و سیما را برای رقابت با یکدیگر با هزینه های آنچنانی و دستمزدهای گزاف می آوردند و در و دیوار شهر را پر از اطلاعیه و بنر می کنند آن وقت در همین شهر در کوچه و پس کوچه هایش طنین فقر مادی و فرهنگی گوشخراش است و دل و چشم را می آزارد و تلخ تر آن که در بعضی از همین کوچه ها که وضعیت جاده و شرایط زندگی و شکل ظاهری ساختمان هایش نداری و فقر مادی را فریاد می کنند بنرهای رنگی چند متری فلان مداح و سخنران تهرانی دیده می شود. همشهریان گرامی بیایید با کمک به یکدیگر و با اصلاح بعضی از رفتارها و اخلاق غیر منطقی مان به جای اینکه التماس ملحق شدن به اصفهان را داشته باشیم، دیگران برای افزایش مزیت نسبی شهرشان از ما الحاق شدن را بخواهند و به ما غبطه بخورند. در واقع وضعیت امروز خمینی شهر شبیه کشور بنگلادش است با وست کم و تراکم جمعیتی بالا و نداشتن منابع زیرزمینی و از جانب دیگر کشوری داریم در قلب اروپا به نام هلند که وسعت کم و تراکم جمعیتی آن شبیه بنگلادش است اما هلند از مزیت نسبی خود در صادرات گل و گیاه و جذب توریست که ریشه در تفاوت فرهنگ شهرنشینی این دو کشور دارد، استفاده کرده است.

سید رضا میردامادی

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#2 0 سده ایی 31 شهریور 1391 ساعت 01:52
نفس نوشته و هدف نگارنده نیک اما هیچ گونه از مشخصهای یک کار تطبیقی را ندارد .
دوست عزیز اگر خواستید یک کار تطبیقی مناسب در این زمینه انجام دهید با یک سرچ ساده می توانید از نمونه ها و مهم تر از ان با الگو های کار تطبیقی اشنا بشوید.
نقل قول
 
 
#1 0 امراله 29 شهریور 1391 ساعت 14:49
من هم با الحاق به اصفهان مخالفم حداقل در شرايط فعلي . خودمان بايد دست در دست هم فرهنگ شهر را بالا ببريم
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید