امروزدوشنبه, 15 آذر 1395-- Monday Dec 05 2016

ساعت 14:34:42

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

وقتی طنز نویسان به فکر حل مشکلات شهر می افتند

سه شنبه, 20 فروردین 1392 ساعت 09:25 کدخبر :5414
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سیمین سعیدی
مشکلات و معضلات خمینی شهر عدیده است و علی رغم نگاه های ویژه ای که مسؤولان مختلف به این شهر می کنند، درصد عدیدگی آن هر روز بالا می رود. طبق نظر "سده شناسان" بین نگاه ویژه مسؤولان به خمینی شهر و کاهش مشکلات این شهر نسبت عکس وجود دارد.

 لذا تصمیم گرفتیم که در طی میزگردی با جمعی از صاحبنظران شهر این مسائل و مشکلات را به گفتگو بنشینیم. شاید فرجی شد! بنده "مجریان" به همراه خاله خانم، ننجون، رامین شاهین، ف. فرح بخش ، الف. اصلاحگر و مقتدا ذبیحی اینجا هستیم تا نظرات راهبردی برای حل مشکلات خمینی شهر خدمتتان ارائه دهیم. البته یک آقایی هم این جا هستند که من هر چی از ایشان خواستم خودشان را معرفی کنند امتناع ورزیدند! خدا به خیر بگذراند.

به عنوان سؤال اول از دوستان می خواهم که نظر خود را راجع به بدهی های دانشگاه صنعتی و راهکارهای دریافت این بدهی ها بیان بفرمایند.
فرح بخش(در حالی که چشماش از تعجب گرد شده): بدهي؟؟!! كدام بدهي؟ چه كشكي؟ چه پشمي؟ بريد بابا جون! خدا پدرتون را بيامرزه. ساعت خواب! يه شهر سيصد هزار نفري و اين همه توقع بيجا؟ سر در دانشگاه هم انتقال ميديم تا ببينيم كي مي تونه كاري كنه. فكرائي هم براي خوش بو تر شدن ورودي شهرتون كرده ايم، استخرش هم كنده ايم؛ آي نفس كش...


آقای فرح بخش حالا چرا اینقدر عصبانی هستید ما که چیزی نگفتیم. ننجون شما بفرمایید.


ننجون: فرح بخش شما خون خودتو کثیف نکن ننه! آخه این بدهی ها خیلی سنگینه ننه! دانشجوها که از پس این خرج ها بر نمی آن! کار هم که نمی کنن که! باید برن وبال بابا ننه هاشون بشن! حالا اگه به صورت اقساط در بیاد شاید بشه یه کاریش کرد!


رامین شاهین: می دونین چیه؟! دانشگاه بدهکار، خمینی شهر طلبکار! این به آن در!
خاله خانم: نمی دونم اونا که معتقدند کی داده و کی گرفته از دانشگاه یاد گرفتن یا دانشگاه صنعتی از اونا یاد گرفته. حتمی دانشگاه به بقیه چیز یاد می ده، نه خاله؟!
اصلاحگر شما ساکتید؟!


اصلاحگر: مأموریت غیر ممکن!


بله؟


اصلاحگر: اسم "بدهی های دانشگاه صنعتی" که می آد، آدم یاد فیلم "ماموریت غیر ممکن" می افته!


چه جالب! انگار آقای ذبیحی یک شعری را دارند زمزمه می کنند. بلند بگید ما هم فیض ببریم!

ذبیحی:
دست از طلب نداریم تا کاممان برآید
یا حق خود بگیریم یا جانمان درآید!

خب! برای این موضوع که دوستان راهکارهای خوبی ارائه دادن! برخورد مسؤولان با مطبوعات رو چگونه می بینید؟

ذبیحی:
هر دم از این باغ بری می رسد / طعنه که نه، نیشتری می رسد
یا پی تحریم همه یک صدا / در پی فرصت ضرری می رسد

به به! شما بفرمایید ننجون! "دال" بدید!

ننجون: در آسیب شناسی رفتارهای خشنونت آمیز آمده است که برخی از عکس العمل های خشن ناشی از عدم انتقاد پذیری است! البته ننه! من فکر می کنم که بعضی وقت ها مسؤولان از جای دیگری عصبانی هستن دق و دلی شان را سر خبرنگاران نگون بخت خالی می کنند!

خاله خانم: نه خاله خوندل برخورد مسؤولین با روزنومه ها نباش مردم که اصل کارند باید از شما راضی باشند که هستند.

فرح بخش: به نظر من برخورد مطبوعات و به خصوص فرصت با مسئولان اصلا در شأن ايشان نيست. فرصت وظيفه داره كه از مسئولان شهر فقط تعريف و تمجيد كنه. چه معني داره پول بيت المال صرف بشه و نامه سراسر اعتراض مخاطبين چاپ بشه. اگه روز نامه نگاري بلد نيستيد بريد كنار تا اونائي كه بلدند نشريه را به دست بگيرن. الحمدلله با تلاش شبانه روزي مسئولان همه چيز مرتبه و هيج جا هيچ عيب و نقصي نيست، اصلا چرا بايد فرصت خطي و جناحي عمل بكنه. فرصت فقط بايد بگه به به. فرصت فقط بلده سياه نمائي كنه؛ دِهَه. بچه ي بد.

ای بابا آقای فرح بخش من چی میگم شما چی می گین؟ چرا امروز رفتین رو کول مسوولا؟

فرح بخش: جناب مجریان یه کم هم شما ظرفیت انتقاد داشته باشید لطفا.

ظرفیت انتقاد هم داریم فرح بخش جان. اصلاحگر عزیز شما بفرمایید.

اصلاحگر(انگار که هول شده باشه و بخواد از عصبانیت فرح بخش کم بکنه!): "هَوو"

منظورتون فیلم "هوو" است؟

اصلاحگر: بله دیگه!

رامین شاهین(با قیافه متفکرانه و متأسفانه!): فطری و مادرزادی و عطف به سابقه آبا و اجدادی!

آقای شاهین شما هم اختصار اصلاحگر رو رعایت می کنید نه؟

رامین شاهین: بله، این طوری بهتره!

خب دوستان بریم سراغ مشکلات فوتبال شهرستان. واقعا چه باید کرد؟! با اصلاحگر شروع می کنیم. اصلاحگر اسم فیلم رو بده بیاد!

اصلاحگر: "هزار و یک شب"!

جناب فرح بخش اگه خالتون خوبه جواب بدید لطفا.

فرح بخش(آهی می کشد): کجا حالمون خوبه؟ ما كم كم داره يادمون ميره كه تو شهرمون استاديوم ورزشي داريم و داخل اين استاديوم هم زمين چمني وجود داره(داشته) كه سالياني نه چندان دور دويست-سيصد نفري از جوانان شهرمون را براي ساعاتي سرگرم مي كرده. آقا بنده حاضرم اين زمين را تحويل بگيرم و بدون هيچ دخل و تصرف و هزينه اي(همينطور كه الان هست) تمام 12 ماه سال را داخلش مسابقات هيجان انگيز محلي برگزار كنم؛ مسابقاتي مانند "آبده"، "چوق و پِل"، "سركش قالي"، "گرگم به هوا"، "تيله بازي"، "بالابلندي"، "سبيل آتشي" و... خدا ميدونه چه استقبالي ميشه. جووناي قديمي جمع ميشيم و كلي با اين بازي ها حال مي كنيم، هيچ خرجي هم نداره؛ براي جووناي حالا هم كه الحمدلله تا دلت بخواد انواع و اقسام پاتوق ها دور و بر شهر زياده؛ بروند هر كاري دوست دارند بكنند، به كسي چه مربوطه؟

رامین شاهین: نه بابا همه مشکلات زیر سر پنچری توپ های فوتباله!

خاله خانم: آخه خاله! توف بالم شد کار، من نمی دونم اینا که توف بال می کنند چیطوری قوت دارند، بعد از این که صبح تا شب دنبال یه لقمه نون می دوند، تازه دنبال توف هم بدوند، اون وقت شما فکر می کنید فوتبال شهرستان مشکل داره! مشکل از ما مردمه که دلمون می خواد دنبال هر چی بدویم.
ننجون: خاله خانوم راست می گه ننه! فوتبال می خوایم چی کار؟! چیه 23 نفر 90 دقیقه علاف یه توپن! تازه بعضی وقت ها، وقت اضافه هم می گیرن. حالا این همه رشته ورزشی! جوونا برن یه رشته های دیگه کار کنن! این فوتبال خیلی دردسر داره، یه زمین چمن می خواد به چه بزرگی! یه برنامه برای لیگ می خواد به چه منظمی... نه ننه! به مشکلاتش نمی ارزه!

ذبیحی (دکلمه می کند):
خدا را شکر ما در بحث ورزش به جز اندک ملالی غم نداریم
فضای ورزشی هکتار، هکتار بحمدا... چمن هم کم نداریم

بله! آدم از این همه استعداد حظ می کند! و اما، یکی از معضلات شهرستان چند پسته بودن مسؤولان است. در این مورد توضیح می دهید؟

خانه خانم: نگو که خاله دلش از این دسته دسته بودن مسؤولین خونه، اینا خودشون که چند دسته اند هی دلشون می خواد دار و دسته هم درست کنند.

خاله جان! عرض کردم چند پسته نه چند دسته!

خاله خانم: دیگه بدتر آخه چرا یه مسؤول باید قانون را زیر پا بگذاره و چند پشته سوار کنه؟

اصلا بی خیال بابا! بریم سراغ فرح بخش!

فرح بخش: بنده هم منظور اين سئوال را درست نفهميدم، شايد چون دم عيده و آجيل به وفور در منزل مسئولان پيدا ميشه طراح محترم اين سئوال را گنجانده است؛ به هر حال پسته محصولي است مفيد ولي مسئولان محترم با توجه به سن و سالشان بايد توجه داشته باشند كه مصرف زياد پسته، (زبانم لال) ممكن است چربي خونشان را بالا ببرد؛ بنابراين عاجزانه تقاضا دارم كه از برداشتن توأمان چند پسته خودداري فرمايند و حداكثر به تناول يكي- دو پسته اكتفا فرمايند. نوش جان.
ننجون: ننه، این مصداق عملی "آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچیِ!" البته منظورم شام و نهاریه که به شهر می رسه وگرنه به اون مسؤول چند پسته که وعده ای چند تا " شام و نهار" می رسه!

ذبیحی:
چو مسؤولی پست کمتری گیر که می خوانند بیکاران سرودی
اگر هر شخص در یک پست باشد ور افتد تخم بیکاری به زودی

اصلاحگر: "مرد هزار چهره"

آقای شاهین؟ شما؟

رامین شاهین: اینا همه اش به خاطر اضافه کاری برای گرانی آجیل شب عید و دیگر انواع تجملاته!

بله! حالا می ریم سراغ عوارض آلایندگی! ننجون با شما شروع می کنیم، بفرمایید!

ننجون: وای ننه! دیگه حرف این رو نزن که عین چراغ راهنما یه روز می گن خمینی شهر حق آلایندگی داره یه روز می گن نداره. به قول خودتون این در هاله ای از ابهامه!

ذبیحی:
هر که شهرش شیک تر، محبوب تر گشته شاهین شهر از ما خوب تر
گر چه سهم پولش از ما بیشتر دود و دم در شهر ما مرغوب تر

فرح بخش: ببخشيد، اين سئوال را هم مثل سئوال قبل كمي متوجه نشدم. يعني چون بازدم تنفس ما دي اكسيد كربن داره و هوا را آلوده مي كند مقرر شده است از ما عوارض آلايندگي بگيرند؛ آن وقت حالا كه بناست عوارض بگيرند بناست باجه هاي عوارضيش را در كجاهاي شهر قرار دهند؛ بعدش مبلغ اين عوارض به ازاي هر نفر چقدر است. خدا وكيلي مبلغ اين يكي را رُند حساب كنيد، پول خرد اين روزها بد گير مياد. اصلا اگه ممكنه عوارض آلايندگي را براي ما به دلار حساب كنيد، كلاسش بالاتره.

خاله خانم: خدا رحمت کنه توکتور حاجی آقا را! می گفت سرخودی حَبّ و دوا نخورید عوارض داره! یعنی یه جا آدم رو خب می کنه، اما یه جا دیگه شو عیب دار!

خاله منظور عوارض آلایندگیه که باید بهمون بدن نه عوارض حبّ و دوا.

خاله خانم: عوارض، عوارضه دیگه! حالا از هر چی می خواد باشه!

رامین شاهین: به نظر من این بهای ناچیزیه برای تهدید سلامت مردم که از بس ناچیز است پرداخت نمی شود.

اصلاحگر: "پول کثیف"

این جا نوشته "فرمانداری ویژه. خوب می دونید که نجف آباد ....

فرح بخش(حرف مجریان را قطع می کند و از روی یک کاغذ می خواند):
اهالي محترم، مردم فهيم، مسئولان دلسوز خميني شهر
اكنون كه با تقاضاي شما و تلاش هاي مجدانه و بي شائبه مسئولين خميني شهر و با صرف انرژي و وقت و هزينه هاي فراوان توسط آن شهرستان، پس از ساليان دراز و با صرف كمترين هزينه توانستيم فرمانداري ويژه را براي شهرستان خود به ارمغان ببريم؛ بدينوسيله از شما عزيزان كمال سپاسگذاري را داريم و آرزومنديم اين تلاش شما براي شهرستان هاي ديگر استان نيز مثمر ثمر واقع شود.
جمعي از اهالي و مسئولان قدر شناس شهرستان نجف آباد و حومه

خاله خانم: منظورت همون بود که قرار بود به ما برسه و نرسید، خب طوری نیست حالا جاش مدیرا ویژه و پول ویژه و هزار چیز ویژه دیگه هست که می تونن به ما بدن.

اصلاحگر: "مرگ تدریجی یک رویا"

ننجون: ننه به نظر من باید آدم از راه اصولی وارد بشه! فرض کنیم n تا شهرستان توی استان وجود داشته باشه! خوب یکی از این n تا خمینی شهره. ما باید صبر داشته باشیم! باید اون n-1 شهرستان فرمانداری ویژه بگیرن، اون وقت راه باز می شه برای ما. این جوری به مدیران شهرستان هم فشار نمی آد، ما هم به هدفمون رسیدیم! حالا هی بیایم بال بال بزنیم و اعصاب مون رو خرد کنیم، مگر ما چقدر زنده می مونیم.

ذبیحی:
ز فرمانداری ویژه خبر نیست خبر درجای دیگر، آن طرف تر
خبر داری هوا سرد است امسال خبر داری چهل برگ است دفتر

رامین شاهین: بر باد رفته!
خیلی ممنون از صحبت های کارشناسانه شما! و اما تخصص نداشتن مدیران ما در پستی که در آن مشغول به کار هستند یکی از مشکلات ماست. نظرتون راجع به عدم کفایت مدیران چیه؟

رامین شاهین: یه روال عادیه!

اصلاحگر: "مرد عوضی"!

بله؟

اصلاحگر: با تو نبودم! منظورم فیلمش بود!

آهان از اون لحاظ می فرمایید!

اصلاحگر: بله دقیقا از همون لحاظ!

فرح بخش: از يكي پرسيدم: "نظرت راجع به كفايت مديران شهرستان چيه؟ اصلا كفايت يعني چه؟" در جواب گفت: "تا به حال آش كدو خورده اي؟"؛ من نفهميدم منظورش از اين سئوال چيه.

ذبیحی:
هر که در هر پست و هر منصب که هست بی گمان دارد تخصص یک کلام
بحث تحصیلات و مدرک یک طرف یا به نیروی تجرب، والسلام

خاله خانم: بیخود حرف در نیارید! همه مدیرا کفالت دارند، مگه باید به شما نشون بدن؟!

می دونم که تکراریه! ولی اگر ممکنه راجعه به بیمارستان منظریه هم اظهار فضل بفرمایید!
خاله خانم: دو بشخ زایمان و تزریقات اون که در سال پیش افتتاح شد که من بسکی وحم بر اومد (هیجان زده شدم) یهوکی وسط خاله خانوم پنج اعلام کردم! تازگی هم بشخ عکاسی اون افتتاح شده، مسؤولین آن جا عکس می گیرند، البته یادگاری.
اصلاحگر: "عتیقه"
ننجون: از من می شنوی ننه، من می گم باید بیمارستان منظریه رو تغییر کاربری بدیم! یعنی از یک مرکز درمانی به یک اثر باستانی تبدیل بشه! من هماهنگی هاش رو انجام می دم چند تا مهندس معمار و باستان شناس و مرمت کار می یاریم تا یه دستی به سر و شکلش بکشند و عید به عنوان جاذبه های گردشگری به توریست های داخلی و خارجی نشون بدیم.
ذبیحی: عمریست که در حسرت بیمارستان ما چشم به راهیم که آماده شود
از ما که گذشت، می شود خوشبین بود؟ آیا نوه ام در آن مکان زاده شود؟
فرح بخش: بزك نمير بهار مياد كومبزه با خيار مياد...
بله این جا کم کم داره تبدیل می شه به یک شب شعر!
رامین شاهین: بازمانده اوایل دهه 1360 است که یک جورایی با جوا ن های همان دهه تشابهاتی دارد!

 

الحاق؟!
ننجون: ننه! شما هم که به سمت اختصار رفتی. طوری نیست! در این مورد باید بگم بعضی مسائل رو باید در سند چشم انداز 5 ساله نگاه کرد! البته حالا اگر زمان لازم برای فراهم آمدن زیر ساخت ها، دعواهای سیاسیون، زمان مورد نیاز برای نهایی شدن تصمیم اجرایی شدن امور رو در نظر بگیریم باید مسأله الحاق را در سند چشم اندازه 100 ساله ببینیم.
ذبیحی:
گنجشک پر و کلاغ پر، دیگر نیست چون تکنولوژی تمام پرها را بست
گنجشک و کلاغ و طوطی و باز، نه پر الحاق پرید و بر بلندا بنشست
خاله خانم: الحاد یعنی چه؟
وای خدا به دادم برس! خاله، الحاد نه ، الحاق! یعنی این که ما با اصفهان یکی بشیم.
خاله: مگه حالا دو تاییم؟ فقط ما رو بلندی قرار داریم، اونا تو گودی، هر چی ما داریم خودبخود سر می خوره می ره اون طرف، هر چی اونا دارن سر بالاییه دیگه خاله! نمی یاد بالا!
رامین شاهین: خواب و خیال!
اصلاحگر: بدون "تو هرگز"!
همون طور که می دونید ما یک سینما و فقط یک سینما داریم که معلوم نیست داریم یا نداریم اسمش هم فرهنگه! بله! اساتید محترم بسم ا...!
ذبیحی:
سینمای ما فقط ما و منی است عاقبت این سینما هم بستنی است
الغرض هر کس که شد مسؤول شهر زودتر با سینما بنمود قهر
خاله خانم: اگه من یه حرفی بزنم می گند خاله می خواد اون جا صاحب خونه بشه و هی نمایش بده اما از این دلم می سوزه که این جا قرار بود یه مجموعه فرهنگی بشه و هر تیکه زمین اون مثل گوشت نذری به یه جایی دیگه مثل اتوبوسرانی و موتوری شهرداری و غیره داده شه، این سالن سینما را هم می خواند بدن به غریبه ها، یه چیزی ام گیر اونا بیاد اصلا خاله "سیم نما" می خواهیم چیکار؟
رامین شاهین: یک وانت قفل
ننجون: آقای شاهین! آی گفتی! ببین! خود سینما که درآمد و عوایدی نداره! ولی به نظر من بیایم بغلش یه مغازه قفل فروشی بزنیم و توش قفل از هر سایز و با درجه های امنیت مختلف بزاریم. بسته به موقعیت سینما هر دفعه یه قفل می فروشیم به مسؤولان تا بزنن به درش. اصلا ننه می تونیم یه قفل دیجیتال بسازیم که کنترل داشته باشه بذاریم در سینما. بعد رمز دوم بدیم این طوری از طریق اینترنت و یا راه دور هم می تونیم در سینما رو قفل کنیم.
اصلاحگر: "بی خداحافظی"!
فرح بخش: هركي هرچي دوست داره بگه؛ به نظر بنده مشكل اساسي تنها سينماي شهر، اسمشه. شما تو كدوم شهر سراغ داريد كه اسم سينماش را فرهنگ گذاشته باشن. اصلا فرهنگ چه ربطي داره به سينما؟! به نظرمن نفس اين نامگذاري غلط است و يك برنامه از پيش تعيين شده غير فرهنگي است كه ريشه در دسيسه هاي ايادي برخي از شهرهاي نزديك دارد. تمام مشكلات اين سينما به اسمش بر مي گرده و لاغير.

آقای ذبیحی شما سوالی ندارید؟!
ذبیحی:
تمام نخبگان رفتند هنرمندان همه رفتند
و ورزشکارها بارِ سفر بستند و رفتند

بله! به راستی چرا همه این ها از خمینی شهر می روند؟ چرا؟
رامین شاهین: عاقبت یک روزی بر می گردند!
فرح بخش: آقا جان بگذار بروند؛ اينجا كه كسي به كسي نيست؛ بمونند چكار كنند؟ ما كه مونديم فقط داريم حرص مي خوريم.
ننجون: آره راست می گه بذار برن! آخه این ها هی می رن دنبال امکانات مسؤولان امسال بهشون یه قولی می دن تا بیاد عملی بشه یک سال نوری طول می کشه!
خاله خانم: چی؟! تخمه؟ این که بد نیست اگر تخمه ها رو صادر کنن عرض(ارز) می یاد تو شهر،فقط یه شرط داره و اون این که یه کیسه برا من و صغرای بذارن! می خوایم با هم بشکنیم و غیبت کنیم. البته بومی باشه! از همین خوشاب خودمون. آخه هر چی بومی اش بهتره.

خاله جون! گوشات رو عوضی پات کردی! تخمه که نه، نخبه!

دوستان به عنوان حسن ختام می خوام بپرسم که توصیف شما از سال 91 چیه؟
خاله خانم: اگر بخوام سال 91 را توصیف کنم اون وقت شما کاغذ دارید بنویسید، نکنه می خواید به گرونی دامن بزنید و یا دست شما هم تو احتکاره و کاغذ تو انبار دارید، اگه دارید از قول خاله روش بنویسید: بزک نمیر بهار می آد کمبوزه با خیال می آد
خیال نه خیار! خاله این رو که فرح بخش خوند دوباره شما اشتباه می خونی؟!

اصلاحگر: "خداحافظ رفیق"

فرح بخش: اين سئوال مرا ياد چند متل عاميانه مي اندازه؛ هركي بلده دنبالش را تو دلش بخونه:
الف)- مسلمون نشنوه كافر نبينه
ب)-اي سال بر نگردي صدسال برنگردي...
ج)-گروني آي گروني... (كه فكر كنم دنباله همون بيت قبلي باشه)

رامین شاهین: دو قطبی شدن جامعه. یک قطب در تلاش افزایش ثروت، یک قطب بزرگتر در تلاش برای زندگی شرافتمندانه و با عزت

اصلاح گر: در کل مسؤولان ما را فیلم کرده اند!

ننجون: گفتی سال 91، انگار ننه فشارم افتاده! اگه ممکنه من جواب ندم!
با تشکر از همه دوستان که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادند. "آقایی که حرف نمی زنید" ، نمی خواید حرف بزنید؟! میزگرد تمام شد ها!

آقای حرف نزن: من حسینی هستم! بفرمایید! این هم یک کاریکاتور دبش از چهره های شما!
گفتم خدا به خیر بگذراند. آقا کی به این گفت بیاد تو جلسه.

نظرات  

 
#6 0 001 27 فروردین 1392 ساعت 09:07
آخرین خبر اینکه شورای عدالت اداری با الحاق خوراسگان به اصفهان مخالفت نمود قابل توجه کسانی که شعار الحاق سر می دادند
نقل قول
 
 
#5 +1 فرهنگی . 25 فروردین 1392 ساعت 12:52
طنز با لودگی فرق داره
نقل قول
 
 
#4 0 خواننده 25 فروردین 1392 ساعت 12:48
کاش میان این همه طنزپرداز یک نفر به معنی واقعی کلمه قدرت طنازی داشت. کمی در مورد طنز و طنزپردازی مطالعه بفرمایید و آثار طنزپردازان موفق را بخوانید شاید از این سطحی نوشتن بیرون بیایید
نقل قول
 
 
#3 +3 tyyt 24 فروردین 1392 ساعت 19:04
شمردم حدود 23ماشین سواری به همراه 2 اتوبوس واحد 700دستگاه که می خواستند از کنار همدیگر عبور کنند جمعا شاید حدود 200نفر آدم شاید هم بیشتر منتظر بودند و. زیر لب غر می زدند من با موتور بودم و ببخشید از پیاده رو مسیر خودم را به سمت میدان امام باز کردم همه ترافیک به خاطربی توجهی یک جوان به حقوق دیگران وپارک دوبله در روبروی موسسه ثامن الائمه برای خرید موبایل در نزدیکی میدان امام بود
و باز دربلوار توحید برای خرید بستنی و یا نزدیک چهار راه امام حسین برای خرید سبزی خوردن و وقتی افسر برای جریمه مراجعه می کند به سادگی بدون جریمه کردن از کنار آن می گذرد و به اصطلاح راننده خاطی را می بخشد ونمی داند حق بخششرا ندارداز که می بخشی؟؟ این همه وقت مردم که پشت ترافیک هدر می روند ....
نقل قول
 
 
#2 +1 ولی 22 فروردین 1392 ساعت 07:29
به عمل کار برآید به طنز پرانی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول
 
 
#1 +2 محمدی 20 فروردین 1392 ساعت 16:11
چرا در این شهر همه چیز بی قاعده است از یک طرف اکثر خیابان ها و کوچه ها سیاه پوش شهادت حضرت فاطمه س است و از طرفی شب ها مجلس عقد و عروسی برگزار میشود . این افراط و تفریط ها تا کی باید ادامه داشته باشد . ؟؟؟؟ بهتر است فرصت گزارشی در این مورد تهیه نماید . نظر مراجع چیست ؟ چند روز مربوط به عزای حضرت فاطمه است سه روز یا ده روز یا یکماه ؟ این بی نظمی و دوگانگی اهانت به ساحت مقدس بانوی بزرگ اسلام است
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید