امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 16:06:03

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

به بهانه تعطیلی واحدهای تولیدی؛

وقتی کمر جوانی زیر بار زندگی خم می شود

پنجشنبه, 12 بهمن 1391 ساعت 11:52 کدخبر :5169
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

يك كارشناس مسائل اقتصادي همين چند روز پيش در رسانه ملي گفت:"سياست هاي شتابزده كمر توليد را شكسته و كارگران را بيكار كرده است..." و شاید خبر نداشت كه همين سياست های شتابزده در شهرستان ها، نه تنها كارگران كه صاحبان مشاغل و واحدهاي توليدي را هم به بيكاري كشانده است.کشور ما به دلايلي همچون تأثیرپذیری از بحران جهانی اقتصاد، تحریمهای اعمال شده و اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی(حذف یارانه حاملهای انرژی)، افزایش هزینههای تولید و بالتبع افزایش بهای تولیدات، تورم موجود و انتظار افزایش آن در ماههای آتي در شرايط ويژه اي قرار گرفته است و این شرایط براي عده اي از صاحبان مشاغل در شهر ما دردسر آفرين شده است چرا كه از گوشه و كنار شهرمان بسیار مي شنويم كه فلان مغازه بقالي و قنادي تعطيل شد يا فلان استادكار آشپز به دليل جور نبودن دخل و خرجش وسايلش را فروخت و به شاگردي روي آورد يا فلان كارگاه حوله بافي ورشكسته شد يا فلان سنگبري در آستانه تعطیل شدن است. صاحبان مشاغلي كه نه تنها با اين شغل، خرج خانواده هاي جوان خود را مي دادند كه شاگرداني داشتند و آنها هم از همين راه، رزق حلال زن و بچه شان را فراهم مي كردند و این در حالی است که انتظار می رود شهر ما كه از چند جهت جغرافيايي به سنگ بري ها و صنايع چوب و حوله و حتي نيروگاه و پالايشگاه وصل می شود بايد سهم كمتري از بيكاران را نسبت به شهرهاي ديگر داشته باشد اما متأسفانه اينها كلاه هايي هستند كه براي خود ما پشم ندارند و موج بيكاري جوان ها در شهر غوغا مي كند. چرا بايد جواناني كه با هزار اميد و آرزو براي خود شغلي دست و پا كرده اند، قرباني سياست هاي شتابزده شوند و زير بار فشارهاي اقتصادي كمر خم كنند؟! جواناني كه اغلب در واحدهاي توليدي خود كه قاعدتا به خاطر ارزان تر بودن اجاره اش در كوچه ها و مسيرهاي كم تردد وجود دارد، اجاره نشين هستند و هزينه هاي سرسام آور اجاره بها، قبوض، عوارض و ماليات و حتي گران شدن مواد اوليه نه تنها اصل سرمايه را به آنها برنمي گرداند كه آنها را با بدهي هاي زياد مواجه و در نهايت كمرشان را زير بار اين مشكلات خم مي كند.
به گفته كارشناسان اقتصادي، برخی از مقررات بانکی مثل پرداخت جريمه بابت تعويق اقساط يا روش پلكاني در بازپرداخت وام ها، نيز عامل تضعیف و حتی تعطیلی واحدهای تولیدی، از بین رفتن سرمایهگذاریهای انجام گرفته قبلی، افزایش بیکاری و ترس از سرمایهگذاریهای جدید است كه نتیجه کمبود منابع مالی جهت پرداخت بدهی مالیاتی، عوارض، حق بیمه و جز آن میباشد. واحدهایی که به دلیل عدم تغيير نرخ اتيكت پس از گراني ها، تغییر قوانین و مقررات، آفات، آتشسوزی، چك و چانهزدنهاي مشتريان و...خارج از اراده مدیریت خود با مشکل روبرو شدهاند و حاصل اين مشكلات چيزي جز نامتناسب بودن دخل و خرج ها، افزايش بدهي ها، انباشت چك هاي برگشتي و در نهايت تعطيلي واحد توليدي نيست و حال سؤال اين جاست كه تكليف خانواده هاي اين جوانان چه مي شود؟
در پاسخ به این سوال می توان گفت که در اين شرايط پيش آمده افراد به سه دسته تقسيم مي شوند. جواناني كه پرقدرت تر از قبل و احتمالا به كمك و پشتيباني والدين فكرهاي جديد در سر مي پرورانند و از راه هاي ديگر به درآمد خانواده هايشان مي انديشند و دسته دوم كه نمي خواهند بار خود را به دوش كسي بيندازند و اگرچه نشاط زندگيشان از دست مي رود اما شرافتمندانه و"هر طور كه شده" گذران زندگي مي كنند و منتظر فرجي مي مانند و دسته سوم كه متأسفانه به نظر مي رسد فراواني بيشتري داشته باشند افرادي كه وارد جريان هاي اشتباه نزول و ربا شده و با ورود به اين مسير اشتباه، بر وسعت ناراحتي هاي روحي و رواني شان افزوده مي شود و ممكن است كه زمينه ساز ناهنجاري هاي اجتماعي مثل اعتياد، دزدي، زورگيري، كلاهبرداري و... شوند كه شاهد مثال هايي از آن در شهري كه سابقه اين ناهنجاري ها را نداشته است، ديده مي شود.
جواني كه مي تواند با داشتن شغل و حداقل حقوق بدون بدهي، پرانرژي و شاد زندگي كند در اثر تعطيلي واحد توليدي اش، افسرده، نااميد، انزواطلب مي شود و با از دست دادن اعتماد به نفسش دچار مشاجرات خانوادگي و در بيشتر مواقع طلاق گرديده و زندگي شاد برايش تبديل به آرزويي دست نيافتني خواهد شد و چه تأسف انگيز است كه خانواده اي به اين دليل از هم پاشيده شده و تجربه هايي دردناك براي اعضا خانواده رقم بخورد.
و آن وقت است كه پوست چروك برداشته، ظاهر آشفته و كبودي صورت از فرط سيلي زمانه، چيزي براي او باقي نمي گذاردتا بتوان او را "جوان" نامید.

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#1 +1 رها 16 بهمن 1391 ساعت 23:07
وقتی معلمی خودش را در کلاس هم بکشد دیده نمیشود ولی معلمی در راهپیمایی روز 13 آبان شرکت کند و تقدیر نامه بگیرد چه باید گفت...
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید