امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 13:46:49

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:24:12

آيا همه شركاي جرم مجازات شدند؟

سه شنبه, 01 شهریور 1390 ساعت 09:54 کدخبر :2196
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سلمان محمدی

صبح چهارشنبه شاهد اجراي احكام اعدام 4 مجرم بوديم. اگر چه برخي متهمين به زندان خواهند رفت اما با اجراي اين احكام، مي توان مطمئن بود پرونده باغ براي هميشه از تيررس رسانه ها خارج خواهد شد. البته شايد بخواهند بحث هاي اجتماعي و روان شناختي پيرامون آن ترتيب دهند اما يقيناً اين پرونده ارزش خبري خود را كاملاً از دست خواهد داد و از اين پس، ما خواهيم ماند و ماجرايي هولناك كه براي مدتها فكر و ذهن همه ما خميني شهري ها و حتي افكار عمومي ايرانيان را تحت تأثير قرار داد.

در اين مدت، همه ما بيش از هر چيز، به دنبال اين بوديم كه اسامي را بشنويم، چهره ها را ببينيم، و از ديگران بپرسيم كه آيا اين متهمين و مجرمين را قبلاً مي شناختند؟ و كساني هم با هيجان تمام براي مان از آشنايي شان با برخي از اين افراد و خلاف هاي قبلي برخي از سابقه دارهاي اين جمع داستان هاي راست و دروغ تعريف مي كردند! مرتباً خبر دستگيري اين و آن را رصد مي كرديم تا ببينيم چندمي دستگير شده؟ اصلاً چند نفر بودند؟ كجا بودند؟ كجا دستگير شدند؟ از باغبان پير چه خبر؟ و ... و البته گاهي هم از قربانيان مي پرسيديم!

رسانه ها هم به نحو اتم و اكمل از اين ماجرا بهره بردند و تيتر زدند و فروختند و فرصت هم ايضاً تا در اين مسابقه ژورناليسم خبرزده غربي، جا نماند! اگر چه نه اسمي درج كرديم و نه عكسي.

حالا به داستان اصغر بيجه يا همان خفاش شب و مشهد و شيراز و ديگر ماجراهاي هيجان آور دو دهه اخير، ماجراي خميني شهر هم اضافه شد تا هرازگاهي شاهد مثال باشد.

اما از خود بپرسيم آيا با اعدام و مجازات مجرمان، ماجرا تمام  گرديد و روي جنايت با مكافات پوشانده شد؟ و آيا اساساً با اعدام اين چند نفر، همه مشكل حل مي شود؟ البته كه حكم الهي را – هر چه هست – بايد اجرا كرد تا درس عبرت باشد اما... اما يادمان نرود كه مجرماني كه بار مكافات را يك تنه به دوش كشيدند، در جرم خود تنها نبودند!

اين دنيا ظرفيت اجراي عدالت تامه را ندارد كه اگر داشت، بشر امروز درگير اين همه ظلم نبود. در هر جرمي، مجرم حلقه آخر است و البته فقط او مكافات بكشد. در اين پرونده، احتمالاً براي اجراي كامل عدالت، ذهن ما تنها به سمت قربانيان هم خواهد رفت كه با رفتار خود، زمينه ساز بروز جنايت شدند. و لابد بارها از خودمان و دستگاه قضايي مي پرسيم پس تكليف آنها كه هنجارشكني كردند و زمينه ساز بودند و بقول مقامات انتظامي استان، 50 درصد تقصير بر گردنشان بود چيست؟ با سلام و صلوات مي روند خانه؟!

اما اين تنها يك پرده ابتدايي از پرده هاي تو در توي ماجراست. اگر كمي عميق شويم خواهيم ديد كه هر كدام از ما به نوعي در اين جنايت مقصريم. واگر به پر قباي مان برنخورد شريك! و بايد بار مكافات را بر دوش كشيم و مي كشيم!

بخشي از مكافات ما، در آن جهان است كه بايد پاسخگوي ريز و درشت اعمال مان و حركت و سكوت مان باشيم، اما بخشي ديگر در همين جهانست. مگر نه اينكه ما در همين كشور و شهر و استان زندگي مي كنيم؟ و مگر نه اينكه بچه هاي ما در همين حوالي بزرگ مي شوند و قد مي كشند و در همين هواي آلوده تنفس مي كنند؟ پس يادمان باشد شرايطي كه امروز در زندگي با آن دست به گريبانيم؛ از افزايش ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقي گرفته تا خشك شدن زمين و خساست آسمان و خشكسالي و بيماري هاي نوپديد پزشكي و اجتماعي، و از افزايش جرم و خشونت تا سست ايماني ها و ... بخشي از اينها مكافات عمل هاي ما هستند.

اما چرا ما؟!

يادمان نرود آن روايت شريف اهلبيت (ع) را كه فرمودند: ثروتمندي را در قيامت به سبب زنا مؤاخذه مي كنند و او حيرت زده مي پرسد من كه هيچگاه عمل منافي عفت انجام ندادم. و به او مي فرمايند: تو تمكن داشتي و فلان پسر عذب بخاطر نداري و بي پولي، ازدواج نكرد و به عمل منافي عفت دست زد و تو مي دانستي كه ندار است و كمك اش نكردي، پس تو هم شريكي!

اين عبارات شايد كمي تلخ باشد و به خوانندگان عزيزمان بربخورد. و شايد با خود بينديشيم كه خوب شد اين جانيان مجازات شدند و غائله تمام شد! اما واقعيت اين است كه اگر در اين دنيا غائله تمام شده باشد اما در پيشگاه عدل الهي تازه اول ماجراست. بهتر است در اين ماه شريف، كمي از اريكه منيت پائين بيائيم و دقيق تر بنگريم. بهتر است از خود بپرسيم در ماجراي جنايت باغ، ما چقدر شريك هستيم؟ شركاي جرمي كه در اين دنيا، كاري به كار آنها ندارند!

منِ پدر و مادر به سبب تربيت نادرست، و يا آوردن مال شبهه ناك بر سر سفره ام؛

منِ روحاني و واعظ به سبب عدم انجام كامل وظيفه ام در تربيت نسل جوان؛

و ايضاً نهادهاي فرهنگي، تربيتي مانند صدا و سيما و آموزش و پرورش و سازمان هاي تبليغي و نماز جمعه و مساجد و ...

منِ شهروند به خاطر فراموش كردن فريضه امر به معروف و نهي از منكر و سكوت در برابر منكراتي كه مي بينم؛

و دستگاه قضايي و انتظامي به سبب عدم برخورد قاطع در همه موارد كه باعث جري شدن تبهكاران مي گردد؛

منِ داراي تريبون و نشريه كه نتوانستم براي فرهنگ شهرم كار درخوري انجام دهم؛

منِ مسئول شهر كه خود را درگير دعواهاي بي حاصل سياسي كردم و از مسائل درجه اول بازماندم؛

و ...

باز هم اگر انديشه كنيد و بشماريد، متهمان ديگري خواهيد يافت. بقول دكتر شريعتي: پدر، مادر، همشهري، مسئول؛ ما متهميم!

به قول نويسنده سايت الف: " حادثه خميني شهر، سيلي محكميست بر گونه مردم، نهادها و مسوولان فرهنگي كشور، بر گونه اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه از زير پوست جامعه خبر ندارند و خود را در لابه لاي گزارش ها و حفاظت ماموران ايزوله كرده اند. با دستگيري و اجراي حد شرعي بر اين چند جوان شيطان صفت، شايد احساسات جريحه دارشده مردم خميني شهر و اصفهان و ايران كمي التيام يابد اما اين آتش زير خاكستر خواهد ماند. تا زماني كه صدا وسيما به همين منوال باشد و مسوولان فرهنگي در خواب ناز باشند، حوادث بعدي در باغ هاي بعدي هم در راه خواهد بود..."

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#8 0 سوال از مردم 24 مهر 1390 ساعت 00:21
من یکی از جوانان این شهرم
پدرم که تنها نان آور خانه بود و درامد بسیار ناچیزی داشت چندی پیش سکته کرد من ماندم و باری از مشکلات به ناچار درس را رها کردم و زندگیمان را فروختم تا توانستم یک وانت بار بخرم الان از صبح سحر تا بوق سگ با وانت ضایعات جمع میکنم شب با یک شلوار کردی به پا و لباس هایی پر از گرد وخاک و روغن و کثافت به خانه بر میگردم از بوی گند خودم حالم بد می شود هیچ امیدی و تفریحی ندارم از کسانی که حد اجرا می کنند و سنگ جاری کردن حد و حدود الهی را برسینه می زنند سوالی دارم؟
ایا دزدی هم حد و حدود الهی دارد؟
میگویند کسی که در زمان پیامبر دزدی کوچکی می کرده دستش را قطع می کرده اند
به نظرتان کسانی که مال صغیر و کبیر فقیر و یتیم و امثال من را می دزدند و می برند و روی هم جمع میکنند که بشود 3000 میلیارد حکمشان چیست ؟
اسلام فقط حکم زنایش حد دارد ؟
اینان اسلام را همان گونه تفسیر میکنند که به نفعشان است
به نظرتان با این پول چند پسر و دختر مثل من خوشبخت می شدند و چند نفر از فساد نجات پیدا میکردند ؟
دیری نمی گذرد که باید روزانه عده زیادی مثل من بو گندو را به دار بزنند تا دختران و پسران سوسول با خیال راحت به باغ بروند و عشق و حال کنند و حدود الهی جاری و ساری گردد
نقل قول
 
 
#7 0 نخستین درد 21 مهر 1390 ساعت 21:17
مطلبتون حرف نداشت!!! واقعا حرف دل ما بود... این جنایت کم مقصر نداشت... با این که مجرمان سابقه دار این جنایت 100درصد باید مجازات میشدند و من هم همچنان اونا رو مقصر میدونم ولی احساس میکنم وقت برای بررسی جوانب این جنایت صرف نشده بود و متاسفانه متاسفانه حکم صادر شده احساسی بودو شایدم فقط برای آرام کردن مردم و رسانه ها... حس بدی هست که این عدالت نبود... همون طور که شما فرمودید خیلیا تو این مسئله مقصر بودند... آیاجواب و جایگزین بی مسئولیتی مسئوولین اعدام مجرمان بود؟؟ چندسال یکبار پشت سر هم این جنایتا و این اعداما تکرار میشه... واقعا در محضر خدا چه جوابی هست برا این چیزا؟؟؟؟نمیدونم چقدر این روند باید تکرار بشه تا این مشکلات ریشه یابی بشه... چرا این جوونی که حالا رفت بالای دار رو وقتی اولین جرمش ودومین و سومین رو مرتکب شد با قاطعیت باهاش برخورد نشد که به این جا کشیده بشه؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟؟ چرا کسی نبود بره تو محوطه ی این باغا به این خانواده بگه خانوما آقایون حریم خصوصیه درسته ولی این جا باغه دور و برت باغه احتیاط کن... چرا خودمون رو در معرض تعرض و تجاوز یک مشت اراذل قرار میدیم؟؟؟ آخه چقد باید بگن جامعه بده خواهرم احتیاط کن، گوشا فقط با همین فاجعه هاست که شنوامیشه؟؟؟؟
خدایا عاقبتمون رو بخیر کن و مارو لحظه ای به خودمون واگذارنکن..
نقل قول
 
 
#6 0 همشهری2222 21 مهر 1390 ساعت 16:52
چند سال پیش دختر شاهین شهری باعث به دار اویختن چهار نفر شد امسال هم عده ای زن به خاطر بی بند وباری این چنین فاجعه افریدند به راستی چرا جوانان ما موقع شادی و خوشگذرانی این گونه افراط وتفریط میکنند موقع عزاداری هم یک جور دیگه شورشا در میارند همین ها موقع هیئت ها وعزاداری صف اول هستند بیسوادی خانوادها وبی تفاوتی مسولین نسبت به جامعه حادثه ی بعدی را باید منتظرش بود چرا جوانان ما نمی توانند با مسائل ومشکلات قبل از ازدواج وبحران دوران بلوغ کنار بیاییند. تعصبات خشک خانوادها ومواجه شدن با چنین صحنه هایی قربانی می افریند. ایا راه حلی برای این معضل جوانان هست یا نه؟؟ جواب این سوال را باید چه کسی باید پیدا کند ؟؟؟
نقل قول
 
 
#5 0 اهالی منظزیه 21 مهر 1390 ساعت 04:46
نقل قول یک همشهری:
باسلام.
حق مطلب ادا شده بود.واقعیت همین است که همه مقصریم و باید از درگاه خدا طلب مغفرت کنیم.ممنون از نوشته زیبای شما.
در ضمن به این آقایون مسئول شهر که خودشون را خیلی بزرگ و چیز فهم می دونند هم بگید دست مریزاد از این همه هوش و استعداد شما برای انتخاب محل اعدامم.کاشکی صبح بودید و وحشت دختر بچه هائی که به مدرسه هاشون می رفتند را می دیدید.هرچند مراسم تمام شده بود و نیروهای ویژه هم رفته بودند ولی دیدن قیافه های پر استرس گروه های دختران در خور توجه بود.
به حال این شهر باید گریه کرد.

بالاخره اهالی منظریه مخصوصا زنان مانکنش هم باید عبرت بگیرند.
نقل قول
 
 
#4 0 منظریه 21 مهر 1390 ساعت 04:39
مراسم اعدام را هر کجا برگزار کنند، یکی اعتراض می کنه. بالاخره باید یه جایی باشه. کجا بهتر از پارک بهشت تا بشه بهتر کنترل کرد.
نقل قول
 
 
#3 0 یک همشهری 20 مهر 1390 ساعت 10:08
باسلام.
حق مطلب ادا شده بود.واقعیت همین است که همه مقصریم و باید از درگاه خدا طلب مغفرت کنیم.ممنون از نوشته زیبای شما.
در ضمن به این آقایون مسئول شهر که خودشون را خیلی بزرگ و چیز فهم می دونند هم بگید دست مریزاد از این همه هوش و استعداد شما برای انتخاب محل اعدامم.کاشکی صبح بودید و وحشت دختر بچه هائی که به مدرسه هاشون می رفتند را می دیدید.هرچند مراسم تمام شده بود و نیروهای ویژه هم رفته بودند ولی دیدن قیافه های پر استرس گروه های دختران در خور توجه بود.
به حال این شهر باید گریه کرد.
نقل قول
 
 
#2 0 رورا 05 شهریور 1390 ساعت 17:33
به نظر من مشکل اساسی ما در(( فرهنگ ))خلاصه میشه!
درسته فرهنگ ما.!
تا وقتی که فرهنگ ما در هر زمینه ای که فکرش را بکنیم پایین است همین آش وهمین کاسه می باشد.
ای کاش یک کم فرهنگ سازیمان بیشتر می شد.
نقل قول
 
 
#1 0 الله قلی 03 شهریور 1390 ساعت 16:18
تاوقتی که دولت ومجلس ما خودرا یک ماه سرگرم تعطیلی عیدفطر کنند واز الان دنبال رای مردم برای نماینده مجلس وسرگرم کردن مردم با خرافات و...مثل تعذیه های شباته که تا ساعت 2بامداد طول می کشد و مردم ازاری می کنند از مردم عادی توقع دارید
از قدیم مرسوم بود در ماه مبارک رمضان انس باقران و جزئ خوانی
تفسیر قران دعای ابوحمزه و افتتاح و احیا وجوشن کبیر
آیا اوردن تعذیه به ماه مبارک نقشه ای نیست که مردو وجوانان را از قران دور کنند بروید ببینید چه کسانی و چه نهادها و دستهای پشت ای کارنند
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید