امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 07:54:58

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 09:25:03

مصاحبه با پرفسور میردامادی، جراح و عضو هیأت علمی دانشگاه سیدنی استرالیا

از سـده تا سیـدنی

چهارشنبه, 01 تیر 1390 ساعت 12:52 کدخبر :1629
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : روح­ ا... حاجی­ حیدری

پرفسور میردامادی را کمتر کسی است که نشناسد، جراح، دارای فوق تخصص ناباروری، محقق و... عناوینی که هیچیک از آنها مانع نشد تا در پذیرش مصاحبه، کمترین تردیدی از خود نشان دهد.

تلفنی با او صحبت کردیم و قرارمان شد جمعه ساعت 7:30 صبح، بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص). صبح جمعه ساعت 7:30 به اتاق انتظار رسیدیم.بجز ما، تعدادی از بیماران منتظر او بودند. یکی از آنها از فریدونشهر آمده، دیگری از فلاورجان، آن یکی از شهرکرد و ... از آنها پرسیدیم چگونه با دکتر آشنا شدید؟ وقتی گفتند آوازه دکتر در بسیاری از شهرها پیچیده است، ترجیح ­دادیم سکوت کنیم و نگوئیم که ما تنها اسمش را شنیده بودیم.

دکتر سه عمل جراحی در پیش داشت. این را منشی به ما گفت. برای همین مدت مصاحبه ما، سی دقیقه بیشتر نشد. او متواضعانه به همه سؤالات ما پاسخ گفت و در بین مصاحبه به هیچیک از تلفنهایش جواب نداد، نکته­ای که بسیاری از مدیران به آن توجهی نمی­کنند. با خود فکر می­کردم دکتر می­توانست مانند بسیاری دیگر، آن موقع صبح را در یکی از ویلاهای شمال به استراحت بپردازد. اما به قول خودش، شوق کمک به مردم شهرش، او را از تهران به اینجا کشانده بود.

*خودتان را معرفی کنید.

من دکتر سید ریحان ظهیر میردامادی در سال 1322 در خمینی­شهر متولد شدم. پدرم حاج آقا حسین ظهیر میردامادی یکی از روحانیون برجسته خمینی­شهر بود و مفتخرم به اینکه در خانواده­ای روحانی متولد شدم و دین مقدس اسلام و شیعه اثنی­عشری را قبول کردم. پس از پایان تحصیلات ابتدایی به اصفهان رفتم و در اصفهان دوره متوسطه را گذراندم و بلافاصله با رتبه شاگرد اولی در اصفهان (استان دهم آن زمان)، وارد دانشکده پزشکی شدم. در سال 1345 در رشته پزشک عمومی فارغ­التحصیل شدم و به خدمت سربازی اعزام شدم. سربازی را در منطقه کردستان به اتمام رساندم و بلافاصله مشغول رشته تخصصی زنان و زایمان در دانشگاه تهران شدم.

بعد از اینکه دوره تخصصی را در سال 1352 گرفتم. برای فوق تخصص مشغول تحصیل شدم و در سال 1356 موفق شدم در رشته غدد مترحشه داخلی و نازایی فوق تخصص بگیرم. بعد از آن عضو هیأت علمی دانشگاه تهران شدم و در ضمن کار، موفق به ابداعات جدیدی در رشته خودم شدم. اولین کاری که انجام دادم، بررسی علل سقط­های جنین در سه ماه اول بارداری بود، بعد از آن تشخیص جنسیت جنین قبل از زایمان و نقص خلقت­ها یا بیماریهای آن بود که در آن سال برای اولین بار به طور همزمان در سه کشور آمریکا، اسراییل و ایران انجام می­شد. متخصصان آنها این کار را در آمریکا و اسرائیل با 95 درصد به پایان رساندند و ما در ایران- با آن شرایط و امکانات- با 5/ 97 درصد موفقیت، این پروژه را به دنیا اعلام کردیم. بلافاصله در آن موقع سفری به شوروی سابق کردم و مطالعاتی در آنجا داشتم، بعد به انگلستان و فرانسه رفتم. دوره­هایی را در آنجا گذراندم و بعد برگشتم به کشورم و مشغول انجام وظیفه شدم. تا این لحظه بیش از 19 جلد کتاب در موضوعات پزشکی به چاپ رسانده­ و به عالم پزشکی ایران و دنیا هدیه کرده­ام. به غیر از آن، اولین مورد آدم دو سری را که در دنیا متولد شد را توانستم در سال 1382 ایجاد کنم که اینها دو تا آدم بودند که از لحاظ تن یکی بودند ولی از لحاظ سر دو تا بودند. دارای سه دست بودند ولی از نظر سایر اعضا، چهار قلب، سه ریه و دو معده داشتند ولی بقیه اعضا طبیعی بود. همان موقع که این بچه­ها به دنیا آمدند، از تمام دنیا هجوم آوردند که این بچه ها را برای تحقیقات، از من بخرند، ولی به دلیل علاقه­ای که به کشورم داشتم سعی کردم روی آنها کار بکنم و خدمتی به جامعه پزشکی در تمام دنیا و بخصوص کشورم بکنم . بعد از آن، پروژه دیگری از طرف بهداشت جهانی در زمان جنگ تحمیلی به ما محول­شد. من در زمان جنگ مسؤول دانشگاه کرمانشاه بودم. رفتم آنجا دیدم خانمهایی که به ما مراجعه می­کنند، دارای ریش و سبیل زیادی هستند. متوجه شدم که این مسأله خاص این منطقه است و با پیشنهاد به دانشگاه تهران و سازمان جهانی بهداشت، بودجه­هایی را در اختیار ما قرار دادند و ما توانستیم این مسأله پر مویی در خانمها را پیگیری و درمان کنیم. تا آن موقع، تنها هفت علت برای پر مویی خانم­ها کشف و ثبت و نوشته شده بود که ما در مدت 4 سال توانستیم 12 علت دیگر برای آن پیدا کنیم و به جامعه پزشکی و بانوانمان خدمتی بکنیم. خانمهایی که پر مو هستند، چهار مسأله آنها را زجر می­دهد. اول فکر می­کنند آیا دارند تغییر جنسیت می دهند. دوم از لحاظ زیبایی، سوم از لحاظ باروری، چهارم اینکه در بین اجتماع جایگزین آنها چیست. ما و با این طرح توانستیم خدمت بزرگی به جامعه زنان ارایه کنیم. بعد از آن برای یک دوره بررسی  لیزر به روسیه رفتم و توانستم مسأله لیزر را در رشته پزشکی ایران راه­اندازی کنم. ولی چیزی که مرا زجر می داد - چون من زاده خمینی­شهر بودم-  عقب افتادگی مردم شهرم بود که می­دیدم مردم ما دارای ثروت فراوانی هستند ولی از امکاناتی که در دنیا هست، محرومند هستند. برای همین به این فکر افتادم که برای اولین بار مرکز تحقیقات پزشکی را در خمینی­شهر ایجاد کنم. از سال 1372 که این طرح را در نظر گرفتم، با وزارت بهداشت و وزارتخانه­های دیگر صحبت شد. ابتدا آنها پروانه تحقیقاتی به ما نمی­دادند. ولی بالاخره با دیدار با وزیران بهداشت وقت، توانستیم پروانه اولین مرکز تحقیقات پزشکی کشورهای اسلامی را در خمینی­شهر بگیریم. این مرکز باید در کنار یک دانشگاه صنعتی مثل دانشگاه صنعتی شریف باشد یا دانشگاه صنعتی اصفهان باشد و حداقل زمینی به مساحت 40 هزار متر داشته باشد. ما دیدیم در کنار دانشگاه صنعتی شریف برای ما امکان پذیر نیست. بالاخره عِرق وطنی ما را کشاند به همین جا و به کمک خیرین، تاکنون توانسته­ایم حدود 9 هزار متر ساختمان را با استانداردهای جهانی بسازیم. بهترین تجهیزات پزشکی که در دنیا هست را خریداری کرده­ایم که به لطف خداوند و خیرین باقیمانده طرح نیز انجام شود و این طرح عظیم به بهره­برداری کامل برسد، با دو پروژه تحقیقاتی که یکی در مورد پرمویی خانم­ها - که در این منطقه فوق­العاده زیاد است- و دیگری مسأله نقص خلقت قبل از زایمان که در جامعه ما وجود دارد و ما بتوانیم از آن جلوگیری کنیم.

  • ظاهراً در خارج از کشور هم تدریس می­کنید.

من الان جزء هیات علمی دانشگاه سیدنی استرالیا هستم و مجوز کار در استرالیا را هم دارم و با مراکز تحقیقاتی آنجا برنامه­های تنگاتنگی داریم. مثلاً در آخرین سفرم به آنجا، پروژه نقص خلقت و پر مویی را صحبت کردم تا بتوانیم به کمک آنها در اینجا انجام دهیم و خدمتی به جامعه بشریت کرده باشیم. در عین حال جزو سازمان جهانی پزشکان هستم.

  • عضو چه انجمهای پزشکی هستید؟

در تمام انجمنهای پزشکی دنیا هم عضو هستم .

  • با موسسه رویان هم ارتباط دارید؟

بله، این مؤسسه قسمت­های مختلفی دارد. قسمتی مربوط به تحقیقات سلولهای بنیادین است، قسمتی هم مربوط به ناباروری است که جای دیگری دارد و جزو سازمانهای بین­المللی است که همکاران در این بخش فعال هستند.

  • وضعیت کشور ما در مورد ناباروری چطور است؟

الان در سطح جهانی بسیار بسیار خوب است. یعنی همه کارهایی که در دنیا انجام می­شود ما هم به نحو احسن و با تجربه­ای بهتری می­توانیم ارایه دهیم.

  • رمز موفقیت­های علمی چیست؟

اگر کسی می­خواهد خدا را به تمامی بشناسد، باید بررسی کند ببیند چه چیزهایی وابسته به آن است و اصلاً خدا چیست. من همیشه دنبال این لغت بودم که اصلاً مسأله اسلام و دیانت و خدا چیست؟ دیدم یکی از راههایی که می­تواند مرا موفق کند، پزشکی است. در پزشکی در رشته زنان وارد شدم و همیشه برای اینکه خدا را بهتر بشناسم در این رشته تحقیقات می­کردم تا گره­های کوری را که برای خیلی­ها بسته باز کنم و فقط به صرف اینکه وقتی می­گویم ا... اکبر، تمام سلول­هایم بگوید ا... اکبر و حالا می توانم بگویم خدا را واقعا به معنای خدای کامل می­شناسم، نه اینکه تنها بگویم الله اکبر یا فقط مسلمانم. حاضرم این را در تمام جوامعی که با دین مقدس اسلام مسأله دارند  بحث کنم و می­توانم بهشان ثابت کنم که اسلام برترین ادیان جهان است.

  • چرا ترجیح دادید فعالیتهایتان را در خمینی­شهر ادامه دهید؟

به علت اینکه خودمان را مدیون این مردم میدانم. من اگر تحصیلاتی کردم، چون از امکانات دولتی استفاده کردم و امکانات دولتی هم مالیاتهایی است که پیرمردها و پیرزن­های فقیر داده­اند و  وسیله تحصیل من شده، به همین علت خودم را مدیون مردم می­دانم  و با اینکه دعوتهای  مختلفی از تمام دنیا داشتم، به هیچ قیمتی حاضر نشدم کشورم را ترک­کنم  دلیل اینکه خمینی­شهر را انتخاب کردم، دیدم اینجا احتیاج است و خودم هم از این آب و خاک هستم.

  • دوران ابتدایی را در کدام مدرسه درس خواندید؟

ابتدایی را در مدرسه اسلامی (عماد) بودم و باز هم در آن زمان شاگرد اول کل استان اصفهان شدم.

  • از دوران کودکی خاطره­ای دارید؟

خاطرات زیادی دارم.

  • می­ شود یکیش را بگویید؟

معلم ریاضی داشتیم به نام آقای برومند - خدا رحمتش کند-  که ایشان اهل گز بودند. خیلی سخت گیر و خشن. بچه­ها از ترسش از زیر قرآن رد می­شدند. چون من ریاضیم خوب بود صبحها تا می­آمدم بیرون، بچه­ها دورم جمع می­شدند تا مسایل را حل کنیم و به معلم ارایه دهیم. این خاطره از ذهنم هرگز بیرون نمی­رود.

  • وقتی بچه بودید، بزرگترین آرزویتان چی بود؟

این که بتوانم خدمتگذار خوبی برای جامعه باشم.

  • الان بزرگترین آرزویتان چیست؟

الان هم همین آرزو را دارم. با وجود شرایطی که در تهران فراهم است، اینجا آمده­ام و در این مؤسسه خدمت می­کنم. تاکنون هم یک ریال از امکانات این موسسه استفاده نکرده­ام. تلفن و مسایل دیگر را از اموال خودم استفاده می­کنم. و این اموال را که مردم در اختیار من قرار داده­اند را به سر منزل مقصود برسانم.

  • نظرتان در مورد فرار مغزها چیست؟

علتش این است که گاهی فرهنگ مردم و شرایط کشور نمی­تواند آنها را جذب کند. علتش دیگرش بخاطر عدم احساس مسؤولیت نسبت به جامعه و جاهایی است که بهره­وری درستی از آن نکرده­اند، گریز از آنجا به امید زندگی بهتری است.گاهی مسؤولین جامعه نیز نتوانسته­اند آنها را جذب کنند بنابراین آنها فرار را بر قرار ترجیح داده­اند.

  • خیلی از افراد میگویند می­خواهیم درس بخوانیم تا به جامعه خدمت کنیم، ولی وقتی به جایی می­رسند، همه چیز یادشان می­رود، به نظر شما دلیلش چیست؟

روحیه افراد فرق می­کند. هر کسی هدفی از تحصیلات دارد و بعضاً در ضمن کار هدفش عوض می­شود. شرایطی پیش می­آید که مسأله جامعه­اش را کمتر در نظر می­گیرد و خود و خانواده­اش را مد نظر قرار می­دهد. در صورتی که من معتقدم باید هر دو را به صورت مساوی نگاه کرد. ملتهای دیگر ترقی کردند به این علت که هر دو را به صورت مساوی دقت کردند، ولی ما متاسفانه گاهی یکی را بر دیگری ترجیح دادیم.

  • شما در شهرهای مختلف بودید و به کشورهای زیادی هم سفر کرده­اید، به نظر شما مشکل خمینی­شهر چیست؟

بزرگترین نطقه ضعف شهرمان، فرهنگ آن است.

  • امکان دارد بیشتر توضیح دهید؟

شهر ما به دلیل آنکه کنار اصفهان بوده و احتیاجاتش از اصفهان تأمین می­شده است، مردم آن طور که باید و شاید نقاط ضعف شهرشان را احساس نکرده­اند و تا احساس کمبود می­کرده­اند، می­رفتند از جای دیگر آن را تأمین می­کردند و این بالاترین فاجعه­ای بوده است که نگذاشته شهر ما ترقی کند. اگر مردم ما خودشان برای تأمین کمبودها تلاش می کردند و مشکلاتشان را درون شهر حل می­کردند، این شهر به این وضعیت دچار نمی­شد و خیلی بهتر از جاهای دیگر بود. الان می­بینید ما از خیلی جاهای دیگر عقب افتاده­تریم.

  • ما چقدر در کشور و جهان خمینی­شهریِ­ مطرح داریم؟

فراوان هستند. ما نوابغ بسیاری داریم. از لحاظ پزشکی، محققان زیادی داشته­ایم؛ از جمله پرفسور حسن میردامادی که یک خیابان به نامش است. ایشان کسی بوده که توانست یکی از مهم­ترین آزمایشهای زمانش را به دنیا ارایه دهد. در رشته­های دیگر هم همینطور. مثلاً یکی از دانشمندانی که الان در ناسا کار میکند از خود خمینی­شهر است. البته نمی­دانم از کدام محل است و کیست.

  • · به خمینی­شهری بودن خود افتخار می­کنید؟

قطعاً من یکی از افتخاراتم همین است. در موقعی که در ژاپن بودم، با مطبوعات آنجا یک مصاحبه مطبوعاتی داشتم. شاید بیش از هزار نفر خبرنگار بودند. اولین سؤالی که از من کردند این بود که اهل کجایی؟ گفتم خمینی­شهر اصفهان و در تمام کتابهایم هم نوشته­ام و افتخار می­کنم از این مردمم و از این آب و خاک بلند شده­ام.

  • جریان آن مصاحبه مطبوعاتی چیست؟

ما یک بچه دو سری که ما با آن خصوصیات به دنیا آوردیم، در دنیا سر و صدا کرد و مدتها روی آنتن شبکه­های تلویزیونی بود. ما را به ژاپن دعوت کردند تا در مورد خصوصیات. آن صحبت کنیم و ببینیم چه نتیجه­ای از آن می­توانیم بگیریم . آنجا بود که پرسیدند اهل کجایی؟ گفتم اهل خمینی­شهر اصفهان. شاید اگر کس دیگری بود می­گفت ایرانی یا اصفهانیم. من افتخار می­کنم که از این مردم هستم و از این آب و خاک بلند شده­ام .

  • تا به حال چند عمل جراحی انجام داد­ه­اید؟

بیش از 30 هزار عمل جراحی کرده­ام و حداقل 50 درصد آن سخت­ترین اعمال جراحی بوده که در ایران انجام شده است.

  • بزرگترین ویژگی بیمارستان رسول اکرم شما چیست؟

اولین مرکز تحقیقات پزشکی جهان اسلام است که دو پروژه تحقیقاتی در مورد نقص خلقتها در زنان باردار و بررسی علت پر مویی خانمها را در دستور کار داریم.

  • مردم چه کمکی می­توانند به این بیمارستان کنند؟

تمام بودجه اینجا از مردم است، هیچ کمک دولتی نداشته­ایم، تمام هزینه­های اینجا را مردم خیّر- حتی خیرین زرتشتی و کلیمی، مسیحی و عرب- تأمین کرده­اند.

  • تا به حال چقدر پیشرفت داشته است؟

99 درصد فاز اول آن تکمیل شده و در اینجا لازم است از آقای فرماندار و شهردار هم تشکر کنیم. شهرداری بحث آسفالت اینجا را تقبل کرد.  شورای شهر هم به ما کمک کرده­اند. جا دارد یادی کنیم از حجه­الاسلام احمدی امام جمعه شهر -که خداوند رحمتش کند- یکی از روحانیونی بود که در این راه ما را کمک کردند .

  • پیش­بینی می­کنید برای تکمیل، چقدر دیگر هزینه نیاز دارد؟

400 میلیون برای فاز اول، شاید برای فازهای بعد بیش از 8- 7 میلیارد تومان.

  • اگر جوان­های شهر بخواهند برای پیشرفتشان از شما کمک بگیرند، شما چه کمکی به آنها می­کنید؟

در تمام مراکزی که مربوط به جوانان خمینی شهری بوده، تجربیاتم را در اختیار آنها قرار داده و می­گذارم. الان هم از آنها می­خواهم ­که خودشان را به ما نزدیکتر کنند که ما هم بتوانیم از پرورش فکری مغزشان استفاده کنیم. و هم راهنمایی­شان کنیم، چرا که هر چه این شهر تحصیلکرده بیشتری داشته باشد، آبادیش بیشتر می­شود. شما حساب کنید ژاپن و کشورهای اروپایی معدن زیر زمینی ندارند مغز دارند. ما هر چه قدر بتوانیم مغزهای خودمان را بارورتر کنیم، بالاترین ثروت برای فرهنگ این شهر است. به عنوان نمونه، در اوایل یا اواسط مرداد، اولین کنگره تحقیقی سرطان پستان را برگزار می­کنیم که با حضور تحصیل­کرده­های خمینی شهری و کمک شهرداری اجرا می­شود.

  • صحبت پایانی؟

مردم شهر ما، سعی و احساس کنند مال این شهر هستند و نخواهند احتیاجاتشان را از جاهای دیگر تأمین کنند. احتیاجاتشان را از همین جا بخواهند تا نقاط ضعفشان مشخص شود و دست در دست یکدیگر گره های کور شهرمان را باز کنیم. انشاءا...

نظرات  

 
#12 +1 معصومه پریشانی 31 خرداد 1395 ساعت 09:07
استاد سلامت باشین.شماباعث افتخار مردم خمینی شهرین..
نقل قول
 
 
#11 0 بیمار 18 مهر 1393 ساعت 11:39
سلام

آخرین آدرس و شماره تلفن مطب دکتر رو لطف کنین درج کنین

مطالب به روز نیست
نقل قول
 
 
#10 +1 نرگس 04 شهریور 1392 ساعت 08:07
آدرس خميني شهر چها راه شريعتي اواسط خيابان 17 شهريوره
من بعنوان يك خميني شهري بهشون افتخار ميكنم.
نقل قول
 
 
#9 -4 الهه محمدی 21 مرداد 1392 ساعت 13:48
سلام ادرس بیمارستان را لطف کنید
نقل قول
 
 
#8 +1 rezvan 11 تیر 1392 ساعت 20:45
سلام شما ایمیلی از دکتر میردامادی ندارین به من بدین؟ممنون میشم اگه داشتین مطلعم کنید.
نقل قول
 
 
#7 +1 سايا 07 تیر 1392 ساعت 22:30
سلام اگه ميشه آدرس مطب دكتر را در اصفهان بفرستيد
نقل قول
 
 
#6 0 خانم درمانده 14 اسفند 1391 ساعت 14:01
مطب دکتر میردامادی در تهران خیلی بی نظمه با یک منشی خانم بی تربیت و کم حوصله ای که دارن. اگه کمی فقط کمی به شعور و شخصیت مراجعه کنندگان توهین نمیشد با این طور وقتدهی ، با این همه اضطراب و استرسی که مردم دارن، خیلی خوب بود ولی افسوس
نقل قول
 
 
#5 0 بنده خدا 20 آذر 1390 ساعت 10:31
خدا جون اونایی رو حفظ کنه که پولشون رو اونجا خرج کردند و اسم ایشون بالا رفت و بقیه گمنام موندند
نقل قول
 
 
#4 -1 دوست فرصت 23 تیر 1390 ساعت 12:39
خوش به حالت پروفسور فقط همینو می تونم بگم همین.
نقل قول
 
 
#3 0 يك خميني شهري 21 تیر 1390 ساعت 10:23
بيمارستان در چهار راه شريعتي خ 17 شهريور خ ميردامادي است
خدا چنين افرادي را حفظ كند
نقل قول
 
 
#2 0 امیر م 12 تیر 1390 ساعت 22:18
این بیمارستان کجا هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول
 
 
#1 -1 دوست شما 11 تیر 1390 ساعت 17:07
درسته حالادرست شد
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید