امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 11:56:55

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

"رسالت وسایل ارتباط همگانی در راه پیشرفت جامعه"

یکشنبه, 07 مهر 1392 ساعت 09:08 کدخبر :6028
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : پروفسور سیف الله جعفری
بالاترین خواسته یِ مردم از یک نشریه، نهادینه کردن رسالت نشریه در ایجاد یک جنبش فراگیر برای تغییر مناسبات فرهنگی در جامعه می باشد.

 برای رسیدن به اهداف مطلوب یعنی فراگیری رشد فرهنگی و ارتقاء هوشیاری همگانی، نشریه بایستی مطالب نوشتاری خود را با نقدهای سازنده و آینده نگر، دور از هرگونه وابستگی های سیاسی، قشری، گروهی و مصلحت اندیشی های اجتماعی تنظیم و در اختیار افکار عمومی قرار دهد. با پیشِ رو داشتن این روشها و اعمال چنین راهکارهایی، یک نشریه می تواند اعتماد همگانیِ  قشری از مردمی که جویایِ آگاهی هایِ واقع گرایانه و نقد و بررسی های غیر وابسته و مستقل وقایع روز هستند را، بخود جلب نماید. با رشد اعتمادِ همگانی و همدلی و همسوییِ مردم، نشریه می تواند به رشد کیفی و کمی در نظر گرفته شده یِ  خود نائل آید و به تیراژ بالا و پخش و فروش دلخواه دست پیدا کند که  بی نیازی مادی و استقلال نشریه و نویسندگانش را تضمین خواهد کرد.  
فراگیری همگانی یک نشریه از جمله آرمانهای والاییست که تنها در سایه اعتماد همگانی اقشار و طبقات گوناگون جامعه حاصل می گردد.
 برای نائل شدن به این هدف به طوری که یادآور شدیم باید در جامعه محیط امن و مطمئنی  برای نوشتن، نشر و پخش نشریه فراهم آید تا بتوان بیطرفی، استقلال و آزادیِ  اندیشه را برای نویسندگان و ناشرین مقالات از هر جهت تضمین نمود. در چنین زمینه یِ تعاملِ  دلخواه است که مقالات و نوشته ها با دیدگاه هایِ تحلیلی نوشته می شوند و می توانند  خواسته ها و مشکلات مردم را خردگرایانه به شیوه یِ علمی و منطقی مورد بحث و نقد قرار دهند.   
بالا بردن فرهنگ اجتماعی و اعتلای شناخت و هوشیاری شهروندان برای تصمیم گیری های مهم از جمله رسالت های آرمانی نشریه ایست که پیوسته و مستمر خوانندگان خود را در راه رشد خرد همگانی و تشخیص مصلحت انسانگرایانه یاری رساند.
علاوه بر هدفهای قابل تأمل و پیشنهاد های بایسته برای نقش آفرینی نشریه در راه کرامتِ انسان و رشدِ فرهنگی باید انتظارات متقابل نشریه از خوانندگان خود را هم در نظر داشته باشیم.  توقعی که نشریه و نویسندگانش میتوانند از خوانندگانِ خود داشته باشند حمایت همه جانبه مادی و معنوی و از خود دانستن نشریه ایست که همه یِ کوشش خود را برای پاسخگوئی به نیاز های اجتماعی آنها در راه بلوغ و تشخیص مصلحت فردی و اجتماعی بکار گرفته است. بالاترین خواسته یِ نشریه  از خوانندگان خود نقدهای سازنده و تحلیل گرایانه ایست که بتوانند نوشته های نشریه را در راه عقلانیت جامعه و رهنمون ساختن شهروندان بسوی نفسی پالایش یافته، یاری رسانند. همه یِ کنشها و کوششها در راه ایجادِ محیطی اجتماعی است که نوید بخشِ همدلی، خود باوری و امید بوده و همواره از نسیمِ عشق و محبت لبریز باشد. ایجاد محیط دوستی و محبت و عشق از یکطرف و دوری کردن  از خود محوری وخودباختگی و توقعات بی پایه و نابخردانه و نابجا از جمله عوامل بنیادی هستند که می توانند ما را به رسیدن وفاق ملی همه جانبه یاری رسانند و  هم برای شهروندان و هم برای نویسندگان و نشردهندگان نشریه موفقیت، سربلندی و سرفرازی آرمانی به ارمغان آورد.
 یورگن هابرماس فیلسوف و یکی از بزرگ‌ترین نظریه ‌پردازان اجتماعی آلمانی است که جامعه بهترِ جهانی را جامعه ای می شناسد که در آن نیکبختی و صلح و وحدتِ انسانها پیش‌بینی و شالوده یِ کرامت و منزلت بشریت توجیه شده باشد. او تحقق چنین جامعه ای را در  فرصت هایی می بیند که در آن عقلانیت و خردگرایی نهادینه شده باشند و جو اخلاقی و کرداری حاکم بر جامعه منطبق با نیازهای جمعی برنامه ریزی شده باشد تا از سلطه یِ قدرت‌های خودکامه تا حد امکان جلوگیری بعمل آید. او که به دعوت مرکز گفتگوی تمدن‌ها به ایران آمده بود، در روز ‎۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۱ در یک سخنرانی در دانشگاه تهران به جامعه یِ سکولار غرب پرداخت و عواقب سکولار شدن جامعه را مورد تحلیل و بررسی قرار داد و در پایان فرصت داشت تا به پرسشهای حاضرین پاسخ دهد. تمرکز پژوهش‌های او بر روی شناخت‌شناسی، مدرنیته و تجزیه و تحلیل تحولات اجتماعی جوامع پیشرفته صنعتی سرمایه‌داری و سیاست روز آلمان به ویژه با توجه به نقش رسانه‌های همگانی است. شهرت او بیشتر به ابداع اصطلاح و تز گستره همگانی یا فضای عمومی است که فضایی فکری و اجتماعی را مدنظردارد که در آن، فعالیتهای آگاهی بخش رسانه‌ای به ایجاد زمینه ای برای بحثهای اجتماعی و انتقادی و ظهور چیزی که او آن را برای نهادینه کردن مردمسالاری  بنیادی می‌داند، می‌انجامد.  به نظر وی اطلاعات (که به مانند اکسیژن برای زنده ماندن مردمسالاری عمل می کند) در این گستره فرآوری می‌شود وهرچه فرایندها و روندهای این تولید، آزادتر و خردورزانه تر و با مشارکت حداکثری همه نیروهای اجتماعی باشد، مزایای مردمسالاری واقعی تر و تأثیرگذارتر می‌شود. گستره همگانی فضای اجتماعی ای است که در آن مردم آزادانه شرایط اجتماعی خود را نقد کرده و مشکلات را برشمرده و بر جریان تصمیم گیری سیاسی تأثیر می‌گذارند. به نظر هابرماس گستره همگانی خواستگاه افکارعمومی است. گستره همگانی میانجی فضای خصوصی و فضای عمومی است و هرچه آزادتر و فکورانه تر باشد مناسبات اجتماعی خردورزانه تر و انسانی تر خواهد بود. هابرماس بر این اعتقاد است که از اواخر سده نوزدهم گستره همگانی بر اثر افزایش فعالیتهای تجاری و بازرگانی و سودگرایی دارندگان این رسانه‌ها و نیز فروکش کردن تمایلات انقلابی پیشینِ سرمایه داری رو به انحطاط گذاشته‌ است.
از نگاه هابرماس، سرشت همه جایی و همه شمول رسانه ها، هیچ راهی برای شکل گیری و بالیدن تفکر انتقادی یا کنش انتقادی برای افراد باز نمی‌گذارد. وقتی قدرت برخورد انتقادی و سازنده ی افراد با دانش و اطلاعاتی که از بالا دریافت می کنند به یغما می رود، آنان به صورتی منفعل و منزوی در زیست‌ جهان به سر می برند و روال هایِ مکرر روزمره را بدون تفکر می پذیرند و آن را صرفاًً طبیعتی غیر قابل تغییر و سرشتِ حاکم بر جامعه به شمار می آورند.(دانشنامه)
یکی از موانع شکل گیری تفکر انتقادی، کیش شخصیت و خودمحوری اشخاص در جامعه است. کیش شخصیت غالباً در حکومتهای تمامیت خواه و غیر مردم سالار پدیدار می شود. دارندگان چنین منشی با سوء استفاده از رسانه های گروهی کوشش می کنند با تصمیمات غیرعقلانی و تدابیر غیراصولی و خلاف عرف جامعه، از خود وجه ای عمومی آرمانی و قهرمانانه ارائه دهند که در آن وجهه، عاملِ کیشِ شخصیت فارغ از هر گونه پاسخگویی و یا مصون از اشتباه است.
بالاترین آرمان یک روزنامه نگار  مستقل و مردمسالار، دنبال کردن و نهادینه کردن شعارهای نخستین روزهای انقلاب یعنی آزادی، استقلال در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامیست که روزنامه نگار بتواند بدون درگیریهای کورکورانه و جزمگرایانه یِ اجتماعی بطور آزاد، مستقل و غیر وابسطه در محدوده یِ منشور ملی و قانون آزادی  مطبوعات، اندیشه های خود را منتقدانه و آموزنده در راستای بالابردن قدرت فهم و اندیشه خوانندگانِ خود برای تشخیص سره از ناسره و تصمیم گیری های سرنوشت ساز اجتماعی  برشته یِ تحریر درآورد. روزنامه نگار باید برای صحت امانتداری و نقش بالندگی اندیشه در جامعه  از هر گونه جبهه گیری سیاسی، قشری و گروهی و بالاتر از همه فردگرایی و فرهمندسازی تا حد امکان دوری جوید. فردگرایان و مستبدان سرشت غریزیِ خود محورانه دارند و منافع خود را همواره بر منافع جامعه ترجیح می دهند. و بجای رشد و تعالی اجتماع و ویژگیهای پسندیده یِ کثرت گرائی، همه یِ اندیشه و توانائی خود را تنها در جهت رسیدن به هدفهای خودپسندانه و خود شیفتگی های نکوهیده و انباشت ثروتهای مادی و شعارهای معنوی آرمانی که کمتر کرامت و منزلت جامعه یِ بشری را در پی دارد، دنبال می کنند.
جزمگرائی و ایستائی بر روی دیدگاه های سنتی غیر منطقی و بی پایه از جمله عوامل بیماریزا و واپسگرائی هستند که همواره مانعِ رشد فرهنگی و جهش های متحول کننده یِ اجتماع می باشند ودر بستر تاریخ همیشه از هم افزائی نیروهای پیشرو و مردم محور که در بالندگی خرد جمعی کوشیده اند، ممانعت بعمل آورده اند. دگرگونیهای اساسی و بنیادی اجتماعی همانند اکسیژنی عمل می کنند که ادامه یِ زندگیِ بیمار را ممکن می سازند. بنابراین تمام نیروهای مترقی و پیشرو وظیفه دارند همه توان و نفوذِ خود را در جهت جلوگیری از رشد و فراگیر شدن نیروهای جزم گرا و واپسگرا در جامعه بکار گیرند تا بتوانند اجتماع را در روند تحولات اساسی در راه رشد و شکوفایی فرهنگی یاری رسانند.   
فرا موش نکنیم که برای سازندگی جامعه و بالا بردن خرد همگانی همه یِ آحاد مردم، باید دست به دست هم بدهیم و با هم افزائی رشد و بلوغ رسانه یِِ عمومی و تحول در بینشهای خود موجبی برای رشد و تعالی همه جانبه فرهنگ و صیقل دادن روح و روان خود باشیم.
 خداوند در قرآن کریم ¬(سوره رعد آیه11)  می فرماید:
 إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ
و این است و جز این نیست که خداوند سر نوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر این که این قوم خودشان تغییر پیدا کنند.
شاید منظور از کلمه "انفسهم" بیشتر دگرگونیهای نفسانی و بینشهای عقلانی و در نتیجه این تغییرات، تغییراتیست که در بینش و فرهنگ انسان متعالی می شود. پس خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نمی کند مگر آنکه آنها دیدگاه خود را نسبت به جهان اطرافشان تغییر دهند و یا به دیگر سخن، شهروندان باید جزئی از تغییراتی باشند که می خواهند در دنیا ببینند.
ما باید بیاموزیم که آیات کتاب مقدس قرآن بیشتر برای آموزه هایِ اخلاقی و معنوی و بالاتر از همه بهتر زندگی کردن نازل شده اند. با خواندن قرآن می آموزیم که چگونه می توان در جامعه ای سرشار از  صلح، صفا، دوستی و عشق زندگی کنیم. بیشتر درسهایِ پروردگار در قرآن پیرامون روشهای بهینه برای بهره گیری از آفرینش و آفریده هاییست که برای  زندگی بهتر، آفریده شده اند. همه یِ درسهایِ اخلاقی قرآن در جهت کنترل نفس امّاره و سرکش ما، برای آن است که سرمایه های پایدار زیستگاه خود را همانند کالاهای قابل مصرف استفاده نکنیم، بلکه برای شکرگزاری در پیشگاه پروردگار از آفریده هایش به مقدار نیاز، بدون زیان رساندن و نابودیِ سرمایه های زیستگاه خود بهره مند شویم. در نظر داشته باشیم که پروردگارمان همه یِ ابزار کارها و لوازم زندگی را آفریده است تا ما با پالایش روح و روان خود و تزکیه نفس سرکشمان به سوی فضیلتهای معنوی و منزلت روح وروان و زندگی بهتر رهنمون شویم. امر به خواندن قرآن نه برای سوگواری و مراسم ترحیم یا برای طلب آمرزش یا برای زینت بخشیدن به سخنان سخنوران و یا محل سکونت و عبادتگاه هاست، بلکه باید در آینه یِ قرآن کریم اعمال نیک و  افکار و پندار پسندیده و رفتار شایسته ما چون نوری روشنائی بخش در جامعه انعکاس یافته و دیده شود.
از فرموده هایِ مولا علی(ع) در نهج‌البلاغه آمده است: «قرار دادن هر چیز در جایگاه طبیعی‌اش نیکوست». از این فرموده چنین برداشت می شود که همه یِ آموزشها و دستورات اعتقادی و اخلاقی در جهت کرامت و منزلت بشر آورده شده اند و نباید تنها از آنها در جای نادرست برای رسیدن به جایگاه های دنیوی و مقامهایِ اجتماعی و سلطه جویانه استفاده نمائیم.  
در پیشگاه الهی همه انسان‌ها با هم برابرند و تنها وجه تمایز  آنها فضیلتی است که در اثر پالایش روح و روان و تزکیه یِ نفس پدیدار می شود. چنین فضیلتی  فراهم نخواهد شد مگر با رشد خردجمعی و بالا بردن فرهنگ اجتماعی که شالوده یِ روشنگری است. مبانی روشنگری بر پایه های خردگرایی استوار است و آن اصلی است  که گواهی عقل را بالاترین معیار حقیقت میداند.
با جمع بندی پیامهای این مقاله در خواهیم یافت که بالاترین آرمان یک نشریه، ایفایِ نقش روشنگرایانه یِ قشرهای گوناگون جامعه است که آن هم با  نقد و بررسی امور روزمره و آموزه هاییست که به یاری تبادل اندیشه و همدلی و دوستی بین نویسندگان و خوانندگان نشریه حاصل خواهد شد. منتسکیو می گوید: "نوشته ای که می خوانی نباید بجای تو فکر کند،  بلکه باید بیشتر تو را به فکر وادارد".  این آموزه ایست عقلانی که نوشته های نشریه نباید برای خوانندگان خود تصمیم بگیرند ، بلکه باید امکان فکر کردن را برای تصمیم گیریهای اساسی جامعه فراهم آورند.  
بیشتر دستورات و نیایشهایِ دینیِ ما گویایِ این حقیقت است که تا می توانیم از کیش شخصیت و خود محوری هایی که منافع فرد را بر صلاحدید و آینده نگریِ جامعه ترجیح می دهند، دوری جوئیم  و نفس سرکش خود را تا حد امکان مهار نمائیم.  با تزکیه نفس امّاره و دوری از خصلتهای فردگرایانه قادر خواهیم بود به ویژگیهای کثرت گرائی و جمعگرایی که بیشتر منافع اجتماع را پیشِ رو دارند، به سر منزل مقصود که همانا رشد فرهنگ عمومی و تشخیص مصلحت فرد و جمع را در بر می گیرد، نائل آییم.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید