امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 21:22:23

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

حکایات طنز

اموال من

چهارشنبه, 23 فروردین 1391 ساعت 12:33 کدخبر :3948
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رامین شاهین

حکایاتی از اسرار الکبر فی حالات المستکبر(2)

 

اموال من

باز گویم ترا که در آن وقت که رییس ما به مسند کار بود بر هر چه از مال دیگران طمع می کرد درآن به صاحب مال پیکی و پیغامی می فرستاد که:« ما را معلوم نیست که فلان چیز که در دست توست، از چه راه به دست آورده ای؟» و این اشارت به آن بود که رییس «المستکبر» در مال او استری باشد یا ملکی و یا کوشکی طمع برده است و باید آن یا قسمتی از آن مال به او دهد.

صاحب مال اگر عافیت خویش خواستی و مهتری خود مدام خواستی جواب باز می فرستاد که :«فلان چیز نه از آن ماست که از لطف و کرم رییس المستکبر عمرش دراز باد در دست ماست و نه در دل ما، امانت هر گاه صاحب آن خواهد در دم باید بازپرداخت و لحظه ای نزد خود نگه نداشت که بار آن سنگین باشد.»

و بدین طریق و سیاق املاک و احشام رییس ما هر روز افزونی یافت و قدرت او بیش از پیش گردیدی و به این نمط و راه و روش مال و منال و خدم و حشم روز به روز می افزودی و زور خویش گسترده می کردی به گونه ای که کسی را توان مقابله با او نمی بود.

نظرات  

 
#2 0 رامين شاهين 27 فروردین 1391 ساعت 14:16
نقل قول آنلاین:
همانطور که اول ویترین هر فروشگاه است که مشتری را جذب می کند در مورد مطالب هم همینطور است به نظرم محتوای خوب و هدفمندی دارد اما عنوان کشش ندارد و حیف می شود. برای جذب باید آنلاین بود.

ازيك عنوان جذاب پيشنهادي استقبال كرده وتشكر مي كنم اين مطلب يكي ازمجموعه تحت اين عنوان كلي مي باشد
نقل قول
 
 
#1 0 آنلاین 27 فروردین 1391 ساعت 07:47
همانطور که اول ویترین هر فروشگاه است که مشتری را جذب می کند در مورد مطالب هم همینطور است به نظرم محتوای خوب و هدفمندی دارد اما عنوان کشش ندارد و حیف می شود. برای جذب باید آنلاین بود.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید