امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 14:12:59

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 11:41:31

روضه خوانی برای ابا عبدالله (ع) از کی آغاز شد؟

چهارشنبه, 08 آبان 1392 ساعت 10:06 کدخبر :6218
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
مراسم محرم

در متون روايي شيعه رواياتي متعدد ناظر بر وعدهي ثواب و پاداش فراوان براي عزاداري، مرثيهسرايي و زيارت مرقد امام حسين عليهالسلام نقل شده است. در اين روايات، شاعران و مرثيه سرايان در رثاي امام حسين عليهالسلام و گرياندن مردم ترغيب شدهاند و عمل آنان موجب رضاي خدا و نيل به بهشت جاودان معرفي شده است.

همچنين در اين منابع، به احاديث فراواني برميخوريم که قدمت ذکر مصيبت و گريه بر سيدالشهدا را به قرن ها پيش از واقعهي عاشورا و حتي به زمان خلقت آدم ابوالبشر (ع) برميگردانند. مطابق اين روايات، واقعهي عاشورا به مثابهي واقعهاي سرنوشتساز، نقطهي عطفي در تاريخ حيات بشري و واجد چنان اهميتي است که همهي انبيا و اولياي الهي از آن باخبر بوده و به ياد آن گريستهاند. همچنين در اين منابع، روايات متعدد ديگري نيز ناظر به وقوع اتفاقات خارقالعاده و غيرطبيعي در زمان- مکان روز عاشورا و هنگامهي شهادت امام حسين عليهالسلام آورده شده است. از جمله ميتوان اين نمونهها را برشمرد:


٭نوحهي جن
٭گريستن زمين و آسمان
٭گريستن ملائک
٭جاري شدن خون از زير سنگ ها
٭بارش خون تازه
٭گريستن همهي مخلوقات
٭نوحهسرايي جغد
٭قرمز شدن ديوارها
٭نداي هاتفي در شب در بيتالمقدس
٭نداي هاتفي در شب در مدينه
٭خونين رنگ شدن خورشيد
٭وزش باد سرخ در صحراي کربلا
در زمينه اثرات فوق طبيعي شهادت امام حسين عليه السلام در روايتي از امام علي عليه السلام آمده است: همه بر او [حسين عليهالسلام] ميگريند، حتي حيوانات وحشي در بيابانها و ماهيان در دريا و پرندهها در آسمان، و ميگريند بر او خورشيد و ماه و ستارگان و آسمان و زمين و مؤمنين و جن و همهي ملائک آسمانها و زمين و رضوان و مالک و اهل عرش، و از آسمان [در عزاي او] خون و خاکستر ميبارد.
وجه اشتراک اين دو دسته روايات، تأکيد بر اهميت و منحصر به فرد بودن واقعهي عاشورا، به مثابهي واقعهاي است که اثرات و نتايجي اولاً فرازماني و فرامکاني و ثانياً فرابشري و فرازميني دارد؛ واقعهاي که بجاست از آن به « اسطورهي عاشورا» تعبير کنيم.

آغاز عزاداري امام حسين عليهالسلام
شيخ جعفر شوشتري در کتاب الخصائصالحسينيه محافل سوگواري و ذکر مصيبت امام حسين عليهالسلام و يارانش را به پنج دسته کلي تقسيم ميکند. هر کدام از اين دستهها، خود حاوي مجالسي است که در کتاب مذکور (عمدتاً با استناد به بحارالانوار) به تفصيل بدانها پرداخته شده است و در اينجا، تنها به تعدادي آنها اشاره مي کنيم:
1. محافلي که پيش از خلقت آدم بر پا شده است: دو مجلس
2. محافلي که پس از خلقت آدم و پيش از ولادت امام حسين عليهالسلام بر پا شده است: 16 مجلس
3. محافلي که پس از ولادت و پيش از شهادت آن حضرت برپا شد: 30 مجلس
4. محافلي که پس از شهادت و در اين دنيا يرگزار مي شود: 20 مجلس
5. محافلي که روز رستاخيز بر پا خواهد شد: يک مجلس
ساختار کلي حاکم بر دستهبندي شيخ شوشتري- يعني تقسيم مجالس عزاي حسيني به پيش و پس از واقعهي عاشورا- از منابع روايي شيعه نيز قابل استناد است. چنانچه از اين منابع برمي آيد، از ابتداي خلقت، همهي انبياي عظام بر داستان شهادت امام حسين عليهالسلام گريستهاند. طبق روايات شيعه، حضرت آدم(ع) پس از هبوط و حين گذر از زمين کربلا، حضرت نوح(ع) به هنگام رسيدن کشتي اش به کربلا و ترس از غرقاب، حضرت ابراهيم(ع) به هنگام ذبح اسماعيل، حضرت اسماعيل(ع) به هنگام چراي گوسفندان کنار فرات، حضرت زکريا(ع) به هنگام فهميدن تأويل آيهی کهيعص، حضرت سليمان(ع) به هنگام عبورش از فراز سرزمين کربلا و در گرفتن طوفان، حضرت موسي(ع) و حضرت يوشع(ع) به هنگام عبورشان از زمين کربلا و حضرت عيسي(ع) و حواريونش به هنگام گذر از کربلا و مواجهه با شير به ياد واقعهي عاشورا اظهار سوگواري و تعزيت کردهاند. در هر يک از اين اتفاقات، شخص ثالثي، از جمله خداوند از طريق وحي [در داستان حضرت زکريا و حضرت موسي(ع)]، از طريق ملائک و جبرئيل[در داستان حضرت آدم، حضرت نوح و حضرت ابراهيم(ع)] مرثيهخوان بودهاند و گاه نيز، حتي به اذن خدا، داستان کربلا در قالب اعجاز و بر زبان حيوانات [گوسفند در داستان حضرت اسماعيل و شير در داستان حضرت عيسي(ع)] يا نيروهاي طبيعي [باد در داستان حضرت سليمان(ع)] جاري شده است.
همچنين در منابع روايي شيعه و سني، روايات بسياري حاکي از خبر دادن پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله از واقعهي عاشورا به اطرافيان و خانوادهي خود و گريستن آنحضرت به ياد آن واقعه نقل شده است.
کوتاه سخن آنکه، پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله همواره در مناسبتها و اقتضائات مختلف، از اولين ساعات ولادت حسين عليهالسلام داستان شهادت مظلومانهي او را برای خانواده، صحابه، اطرافيان و مردمان عصر خود نقل ميکرده و به مثابهي اعلام خطر، از عقوبت سنگيني سخن گفتهاند که در انتظار قاتلان امام حسين عليهالسلام خواهد بود. گاه نيز جبرئيل به مناسبتي، از جمله در آغوش پيامبر بودن امام حسين عليهالسلام، بر آن حضرت نازل ميشده و واقعهي کربلا را به ايشان يادآوري ميکرده است.
همچنين رواياتي از حضرت امام علي عليهالسلام ناظر به آن است که آن حضرت به دفعات و در مقامهاي مختلف، خبر از شهادت فرزندشان حسين ميداده و ميگريستهاند. از جمله، عبدالله بن قيس روايتي را نقل ميکند که آنحضرت در جنگ صفين، حين صحبت با حسين عليهالسلام به گريه ميافتند و وقتي علت را جويا ميشوند، ميفرمايند: «يادم آمد که او را در صحراي کربلا خواهند کشت؛ در حالي که تشنه لب است».
به تعبير شيخ شوشتري، اميرالمؤمنين عليهالسلام در مدينه و کوفه و ديگر نقاط قلمروي اسلامي، براي فرزندش حسين عليهالسلام مجلس سوگواري به پا ميداشت و مصيبتهاي گوناگون او را به نظم و نثر بيان ميفرمود؛ از جمله: « گويي به خود و فرزندانم و به کربلا و ميدان جنگ آن مينگرم که محاسن [کسان] ما به خون رنگين ميشود بسان جامههاي رنگارنگ».
حضرت فاطمه عليهاالسلام نيز در دفعات مختلف، از ماجراي کربلا خبر دادهاند و از کيفيت شهادت فرزندشان حسين عليهالسلام ميفرمودهاند.
اين ذکر مصيبت، هر بار، نهايتاً به تشکيل مجلس سوگ و گريه ميانجاميد. امام حسين عليهالسلام به کرّات، خود نيز در دوران حياتشان، از شهادت خود و ياران و اسارت خاندانش خبر ميدادند. از جمله زماني که کاروان به سرزمين کربلا وارد شد.
کوتاه سخن آنکه ماجراي به شهادت رسيدن امام حسين عليهالسلام و کيفيت آن، به قدري از زبان پيامبر صلياللهعليهوآلهو خاندان اهلبيت عليهماالسلام بيان شده بود که در افواه مردم، از سال ها پيش از واقعهي عاشورا شايع بود. تا آنجا که- آنگونه که اربلي در کشف الغمه از عبدالله بن شريک عامري نقل کرده است- وقتي عمر سعد وارد مسجد مي شد، صحابهي رسولالله صلياللهعليهوآله مي گفتند: « هذا قاتل الحسين بن علي». حتي به تعبير سيد بن طاوس در لهوف، از سالها پيش از عاشورا، مردم پيوسته جريان شهادت حسين عليهالسلام را ذکر مي کردند و او را تعظيم و تکريم ميکردند و مقدمش را گرامي ميداشتند.


نخستين مجالس عزا پس از عاشورا
به روايت سيد بن طاوس در لهوف، اولين عزاداري را پس از واقعهي عاشورا، عصر همان روز و پس از پايان يافتن نبرد، زنان شهدا و اهل بيت بر سر اجساد شهدا بر گزار کردند. عزاداري بعدي را، فرداي عاشورا و پس از به آتش کشيدن خيمهها به دست لشکريان عمر سعد، زنان اهلبيت برگزار کردند. حضرت زينب عليهاالسلام هم بر سر اجساد مطهر شهيدان حاضر شد و به نوحه و مرثيهخواني پرداخت؛ نوحهخوانياي که دوست و دشمن را به گريه درآورد.
از جمله اولين مجالس تعزيت رسمي امام حسين عليهالسلام بايد به عزاداري توابين بر مزار آن امام نيز اشاره کرد. به روايت تاريخ، آنگاه که در آغاز سال 65 هجري توابين به فرماندهي سليمان بن صرد خزاعي- که به « اميرالتائبين» ملقب بود- عازم جنگ با سپاه شام بودند، نخست به کربلا آمدند و چندي بر سر قبر امام سوگواري کردند. نکتهي حائز اهميت دربارهي عزاداري توابين رجزخواني يکي از ايشان به نام عبداللهبنعوفاحمر بر سر مزار شهدا در کربلا بود؛ کاري که بعدها به سنتي ديرپا مبدل شد و در قالب منقبتخواني و حماسيخواني رواج يافت.


عزاداري در دوران زندگي امامان شيعه
گفته شد که در روايات امامان شيعه، احاديثي فراوان ناظر بر مصائب اهل بيت و سرودن مرثيه و شعر در منقبت آنان آورده شده و ثواب ها و نتايج دنيوي و اخروي فراواني براي گريستن و عزاداري بر امام حسين عليهالسلام ذکر شده است.
روايتي از امام صادق عليهالسلام دربارهي ثواب گريستن بر اهل بيت
هرکس [حتي] يک بار چشمانش بر ما و خوني که از ما ريخته شد و حقي که از ما پايمال شد و آبرويي که از ما ريخته شد، يا بر کسي از شيعيان ما گريان شود، خداي تعالي او را ساليان سال در بهشت جاي خواهد  داد.(شيخ مفيد)
تأکيد ويژه بر برپايي عزاي امام حسين عليهالسلام را، علاوه بر ظرفيت بالاي حماسي و انقلابي واقعهي عاشورا، مي توان اقدامي براي خنثي کردن تبليغات اموي و عباسي به منظور فراموشاندن و واروننماي آن واقعه ارزيابي کرد. از جملهي اين تبليغات، ابداع و ترويج اين باور عمومي در بين عموم بود که روز عاشورا روزي مبارک است و شئون تاريخي فراواني دارد. بنابراين بايد اين روز را عيد دانست و در آن شادماني کرد. چنانکه ابنکثير روايت مي کند:« نواصب در روز عاشورا، غذاهاي مختلف ميپختند و غسل ميکردند و لباسهاي فاخر و نو بر تن ميکردند و به شادي و سرور ميپرداختند.»  
تأسيس اين بدعت را به امويان و مشخصاً، به حجاج بن يوسف نسبت ميدهند. رواج آن را در مصر، به صلاحالدينايوبي نسبت دادهاند و آن را اقدامي سياسي در راستاي انتقامجويي از حکام شيعي فاطمي دانستهاند.
در برابر اين تبليغات هدفمند دستگاه حاکم، روايات بسياري از ائمه اطهار در مذمت عيد دانستن روز عاشورا نقل شده است. از جمله مي توان رواياتي را بر شمرد که شيخ صدوق در عللالشرايع از امام صادق عليهالسلام، و ابنشهرآشوب در مناقبآلابيطالب از امام رضا عليهالسلام نقل کردهاند.
همچنين در زيارت عاشورا - که به امام باقر عليهالسلام منسوب است- چنين مي خوانيم:« اللهم ان هذا يوم تبرکت به بنو اميه و ابن آکله الاکباد». همچنين مي خوانيم:« و هذا يومُ فرحت به آل زياد و آل مروان بقتلهم الحسين عليهالسلام».
در رثاي اباعبدالله (عليهالسلام) امام محمد باقر عليهالسلام در خانهي خويش مجلس سوگواري تشکيل ميدادند و در عزاي امام حسين عليه السلام ميناليدند و ميگريستند و اهل خانه را هم به عزاداري فرا ميخواندند. همچنين روايتي از امام صادق عليهالسلام منقول است با اين مضمون که پدرشان به ايشان وصيت کرده بودند تا مقدار مشخصي از مالشان را به مدت ده سال، براي نوحهخواني برايشان وقف کنند؛ در سه روزي که در ايام حج، شيعيان در منا اجتماع ميکنند. محمدتقيمجلسي (مجلسياول) در لوامع صاحبقراني پس از ذکر اين روايت، دليل اين را که امام محمدباقرعليهالسلام مدت زمان ده سال را براي برگزاري مجلس نوحه مشخص کردند، اينگونه بيان ميکند: « ظاهراً اکتفا به ده سال به اين دليل است که [امام] مي دانستد که بعد از آن، زمان استيلاي بنيعباس خواهد بود و نمي بايست [علناً اقامهي عزا] کردن، به واسطهي تقيه».
دربارهي عزاداري امام جعفر صادق عليهالسلام نيز روايات بسياري وارد شده است. گو آنکه آن حضرت با استفاده از وضعيت ويژه اجتماعي و سياسي عصر خود، علاوه بر ترويج و تبيين علمي دانش فقه تشيع، براي گسترش و نهادينه کردن مجالس عزاي شيعيان و مقابله با جريان بايکوت سياسي هم گام هايي مؤثر برداشتند.


توصيف يکي از مجالس سوگواري امام صادق عليهالسلام
از ابوهارون مکفوف نقل شده است که گفت: روزي به محضر امام صادق عليهالسلام رسيدم. پس به من فرمود: [مرثيهاي] بخوان. خواندم. فرمود: نه، آن گونه بخوان که کنار مزار حسين عليهالسلام ميخواني. پس اين ابيات را خواندم: بگذر بر مزار حسين، پس بگو به استخوان هاي پاکش ... صداي شيون و زاري برخاست و من ساکت شدم. امام فرمود: ادامه بده. باز خواندم. سپس فرمود: بيشتر بخوان. پس اين ابيات را خواندم: اي مريم! برخيز و بر مولايت گريه کن و با گريهات حسين را ياري ده ... امام گريست و شيون زنان به هوا خاست. چون زنان خاموش شدند، امام به من فرمود: هر کس بر حسين مرثيهاي بخواند و يک نفر را بگرياند به بهشت ميرود. سپس فرمودند: هر کس مصائب حسين را ياد آورد و بگريد هم به بهشت ميرود.
در سیرهی امام رضا علیهالسلام نیز روایات فراوانی آمده است که از حمایت آنحضرت از برگزاری مجالس عزا و بخشش صله و هدیه به شعرا و مرثیهسرایان حکایت دارد.
دربارهی سوگواری امام حسن عسکری علیهالسلام هم علامه محمدتقیهجلسی در لوامع صاحبقرانی به روایتی اشاره می کند حاکی از آنکه آنحضرت در رثای پدرشان امام هادی علیهالسلام اقامهی عزا میکردند.
چون امام هادی علیهالسلام وفات یافت، دیده شد که امام حسن عسکری علیهالسلام از خانه بیرون آمدند، در حالی که پیراهنشان را از پیش و پس دریده بودند.
به طور کلی، مجالس عزاداری در دوران زندگی امامان شیعه، به اجتماعاتی محدود منحصر می شد که خطیبان، شاعران، مرثیهسرایان و افراد خوش صدا در آن حاضر میشدند و به اذن امام، شعرخوانی و مرثیهخوانی میکردند. به این افراد « مُنشِد» گفته میشد.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید