امروزشنبه, 20 آذر 1395-- Saturday Dec 10 2016

ساعت 10:53:39

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:21:53

سید عبداله احمدی
از میمک تا مجنون

سید عبداله احمدی

دوشنبه, 08 دی 1393 ساعت 09:42 کدخبر :8194
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مهدی رضایی

نام:           سید عبداله احمدی

«سید عبداله احمدی ام و آنقدر شکر گزار خداوند هستم که حد ندارد چراکه اگر امام خمینی به فریاد ما نمی رسید معلوم نبود ما چقدر گناه می کردیم ولی حالا بحمداله شب ها دعا می خوانم و به امام دعا می کنم...»

این گوشه ای از حرف های سید عبداله 16 ساله است که در جبهه و در پاسخ سوال خبرنگار می گوید.

این مرد کوچک در پاسخ سوالات بعدی خبرنگار ادامه می دهد:

«من در جبهه ها به حقایقی پی بردم که مرا در شناخت عمیق تر اسلام یاری می نماید. سه نفر از دوستانم شهید شده اند که به خدا قسم با شهید شدن هر کدامشان روحیه بیشتری می گرفتم. تا هر موقع جان در بدن دارم به اسلام خدمت می کنم و از جانم می گذرم و اگر قابل شهید شدن باشم، شهید می شوم.»

 

قمقمه های خالی

تانکر حمل آب در مسیر میمک چپ کرد و ما بی آب شدیم حتی آب خوردن هم نداشتیم. با 3 نفر از همرزمان همه قمقمه های خالی را جمع کردیم و رفتیم که از جایی آب پیدا کنیم. در راه بازگشت بودیم که ماشین تدارکات سر راهمان سبز شد و سوار شدیم. جاده در دید دشمن بود و نمی توانستیم چراغ روشن کنیم. ماشین درون شیاری افتاد و چپ کرد، فریاد زدم: یا مهدی

ماشین متوقف شد و به خیر گذشت بعد فهمیدیم نیم متر جلوتر یک مین کار گذاشته شده بود که قادر بود ماشین را با سرنشینانش منهدم کند. آن شب دعای حضرت مهدی (عج) نجاتمان داد. آب ها را به ماشین دیگری منتقل کردیم و به بچه ها رساندیم. (از خاطرات شهید)

 

از میمک تا مجنون

سید عبداله در مقطع راهنمایی تحصیل می کرد که جنگ تحمیلی آغاز شد. همان اوایل برای اعزام به جبهه ها داوطلب شد اما به علت سن و سال کم با رفتنش موافقت نشد. آنقدر در این راه تلاش کرد تا بالاخره سال 61 پس از شرکت در یک دوره یک ماهه آموزش نظامی موفق به حضور در میمک شد. بعد از بازگشت از جبهه غرب، چند روز بیشتر حال و هوای شهر را تاب نیاورد و اینبار راهی جنوب شد.

 

میعادگاه عبداله با معبود

اسفند ماه 62 فرارسیده بود و همه جا زمزمه در پیش بودن عملیاتی بزرگ شنیده می شد. سید عبداله کوله بار تجربه 5 حضور خود در جنگ را برداشت و راهی جزایر مجنون شد. عملیات خیبر میعادگاه عبداله با معبودش بود و عبداله آنقدر از این بابت شکرگزار خدا بود که حد نداشت برای همین یادش رفت که باید پیکرش را برای خانواده اش به خمینی شهر بفرستد و جسم نورانی اش همان جا، ماند. سال 74 گروه تفحص پیکر پاکش را از زیر خاک های جزیره مجنون بیرون کشید تا بر انتظار 12 ساله خانواده اش مهر پایان بزند.

سید عبداله احمدی (خواهر زاده آیت اله احمدی امام جمعه فقید خمینی شهر) در سال 45 در خمینی شهر متولد شد. از طریق خانواده و خویشان در جریان مبارزات انقلابی قرار گرفت و نسبت به تجاوز و بیداد حساس شد و آموخت که باید تا پای جان مقابل متجاوز و بیدادگر ایستاد. سال 61 در کسوت یک بسیجی راهی جبهه شد، سال 62 شربت شهادت نوشید و سال 74 در گلزار شهدای درب سید در آغوش خاک زادگاهش آرمید.

 

پاره خط

مادرم و خواهرانم! شما باید روحیه ای قوی داشته باشید، حضرت قاسم (ع) 13 ساله وقتی می خواست به جنگ برود در پاسخ امام حسین (ع) که از او پرسید مرگ را چطور می بینی، گفت: به خدا مرگ در راه خدا و در رکاب شما برایم از عسل شیرین تر است.

بخشی از وصیت نامه شهید سید عبداله احمدی

کنگره سرداران و 2300 شهید شهرستان خمینی شهر

 

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید