امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 17:25:27

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

یادی از یادگاران؛

عباس لامی زاده

پنجشنبه, 01 اردیبهشت 1390 ساعت 08:43 کدخبر :854
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : خبرنگار

 

نام:             شهید عباس لامی زاده

 

 

متولد:         دوم فروردین ماه سال 1342  آبادان

 

 

شهادت:      20 اسفند 1360 شوش

 

شرح حال:

تحصیلات خود را تا مقطع اول دبیرستان در این شهر ادامه داده، در مقطع اول دبیرستان با اوج گیری اعتراضات مردمی علیه رژیم ستم شاهی فعالانه در مراسم مختلف انقلابی شرکت می کرد.

به علت فعالیت در دوران انقلاب توسط ساواک دستگیر شد. با پیروزی انقلاب اسلامی، عباس فعالیت های خود را در راستای پیشبرد اهداف انقلاب ادامه داد.

 

با شروع توطئه دشمنان در خوزستان و آغاز تجاوز دشمن بعثی علیه ایران اسلامی، همراه دیگر جوانان غیور خوزستان جهت خنثی کردن نقشه های دشمنان فعالانه در مبارزه شرکت می کرد. مدتی بعد از آغاز جنگ تحمیلی به علت شرایط خاص خانوادگی در خمینی شهر سکونت گزيد و در همان زمان با ثبت نام در بسیج و گذراندن دوره آموزش نظامی جهت دفاع به مناطق جنگی اعزام گردید. آخرین مأموریت او به منطقه جنگی شوش بود که دفاع از آن بر عهده نیروهای خمینی شهر گذاشته شده بود.

 

نحوه شهادت:

یکی از همرزمان شهید بیان می کند: در تاریخ 20/12/1360 ما در مواضع پدافندی در جبهه شوش بودیم که از ساعت 12 شب عراقیها شروع به گلوله باران خطوط پدافندی کردند. ما پنج نفر در سنگر اطلاعات بودیم که عباس گفت من بروم به سنگر عملیات و ببینم چه خبر شده است. ایشان رفت و دیگر نیامد. بعد جعفری رفت و نیامد. در نهایت من هم رفتم به آنان پیوستم. آقای عابدی بیسیم چی گفت عراقیها حمله کرده اند و خط اول سقوط کرده است. ولی در مناطقی نیروهای ما مقاومت می کردند و نیاز به کمک داشتند و حمله دشمن هر لحظه شدیدتر می شد و به جایی که ما بودیم رسیدند. قرار شد که ما از آن منطقه دفاع کنیم. برای دفاع از نیروهای ارتش که در کنار ما بودند تیربار را گرفتم و شروع به تیر اندازی به سوی عراقیها کردم. ما حدود 7 - 8 نفر بودیم که از مواضع دفاع می کردیم. بعد از مدتی تپه مقابل ما سقوط کرد و به اشغال دشمن درآمد. قرار شد همان شب به تپه حمله کرده و آن را پس بگیریم. من از همان جا به سوی عراقیها تیراندازی می کردم و بقیه بچه ها حمله کردند و تپه را از دشمن گرفتند. من به آنان ملحق شدم. برای مقابله با دشمن نيروها در تپه تقسیم شدند. دو نفر پایین تپه، دو نفر سمت چپ و دو نفر سمت راست، ما هم در وسط تپه مستقر شدیم. هوا کم کم روشن می شد. در همان موقع آقای لامی زاده یک مقدار مهمات برای ما آورد و گفت مراقب خودت باش و من می روم کمی آن طرف در سنگری دیگر و حرکت کرد. او قد بلندی داشت. در حین رفتن توسط تک تیرانداز دشمن تیری به چشم ایشان اصابت کرد و در همین هنگام یک گلوله آر پی جی، نزدیک ما اصابت کرد و بر اثر انفجار آن شن ها به اطراف پخش شد و مقداری از آن در لوله اسلحه رفت و تیربار از کار افتاد. ما مشغول تمیز کردن اسلحه بودیم که یکی از بچه ها گفت: «دوستت شهید شد.» پرسیدم: «کدام دوستم؟» گفت: «عباس.» به سمت مکانی که ایشان نشان داد حرکت کردم. حدود 6 متر فاصله بود. دیدم عباس روی زمین افتاده و از پشت سرش خونریزی شدیدی دارد. هر چه داد زدم عباس، جوابی نداد. به کمک دیگران ایشان را عقب آوردیم. برای انتقال او را در آمبولانس گذاشتیم. با کمک تعدادی از نیروها که به ما ملحق شدند، تا ظهر عراقیها را به عقب راندیم.

 

قسمتی از وصیت نامه شهید

«به نام او که زنده به اویم و زندگیم به خاطر اوست. شدنم در جهت اوست. بودنم به خاطر اوست و رفتنم با اوست. احساسش می کنم با تمام وجود. اما بیانش نتوانم کرد. ای همه چیزم! بیادم باش که بی تو هیچ و پوچ می مانم. ای ملت عزیز ایران از شما می خواهم با کسانیکه می خواهند تیشه به ریشه این انقلاب بزنند و پا روی خون هزاران شهید و مجروح بگذارند مبارزه کنید.»

کنگره سرداران و 2300 شهید شهرستان خمینی شهر.

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#5 +3 مصطفی لامی زاده 17 بهمن 1393 ساعت 19:53
با سلام و صلوات بر محمد آل محمد (ص) . السلام علیک یا اباعبدالله (ع) سلام بر شهدای انقلاب اسلامی و شهدای 8 سال دفاع مقدس که در آن دوران که کشورشان به ایشان نیاز داشت دست از دنیا و لذاتش کشیده و ندای رهبر کبیرشان خمینی (ره) را لبیک گفته و به سوی جبه های حق علیه باطل و معراج و کربلا و کربلائیان شتافتند . آفرین بر همت والایشان . آری براستی که اینان از تبار امام شهیدشان امام حسین (ع) بودند که به حق آمران واقعی امر به معروف و ناهیان از منکر بودند . شهید عباس لامی زاده از جوانان شجاع آن دوران بودند که با توجه به اینکه در بهترین دوران زندگی خود یعنی جوانی بودند پس از اطلاع از اینکه کشورش به کمک جوانانش همچون او دارد ندای رهبر خمینی کبیر (ره) را لبیک گفته دست از دنیا کشیده به سوی جبهه ها شتافت . شادی کلیه روح شهداء اجماعا" صلوات . روحشان با شهدای دشت کربلا محشور باد .
نقل قول
 
 
#4 +3 رضا لامی زاده 03 آذر 1391 ساعت 21:07
با سلام لطفا یک ایمیل به من بدهید تا عکس شهید عباس را برای درج به شما بدهم
نقل قول
 
 
#3 +5 رضا لامی زاده 02 بهمن 1390 ساعت 18:02
با سلام
و عرض خسته نباشید
شهید عباس عموی بنده هستند
لطفا خاطرات آن روز ها را از همرزمان این شهید بزرگوار در این سایت برای جوانان مشتاق امروز نشر فرمایید.
نقل قول
 
 
#2 +7 رضا لامی زاده 02 بهمن 1390 ساعت 00:44
با سلام
ضمن تشکر از زحمات شما
شهید عباس در شجاعت بی نظیر بود و طبق خاطرات همرزمان او سه لقب به نام های عباس ثانی و ابالفضل دوم و تکاور به او داده بودند لطفا خاطرات شهید عباس را از همرزمان او در سایت اطلاع رسانی فرمایید.
نقل قول
 
 
#1 +5 حسین لامی زاده 29 دی 1390 ساعت 19:19
با سلام
ضمن تشکر از زحمات شما
شهید عباس در شجاعت بی نظیر بود و طبق خاطرات همرزمان او سه لقب به نام های عباس ثانی و ابالفضل دوم و تکاور به او داده بودند لطفا خاطرات شهید عباس را از همرزمان او در سایت اطلاع رسانی فرمایید.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید