امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 16:24:23

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

گفتگو با یکی از محافظان اما خمینی

پنجشنبه, 09 آبان 1392 ساعت 09:21 کدخبر :6243
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

 همه يا اغلب شخصيتهاي سياسي مهم كشورها به نحوي محافظ دارند. كم نيستند از سياستمداران دنيا كه جلوة بيروني آنها با حقيقتشان فاصله زيادي دارند و شخصيت و منش و عمل آنها در پشت تريبونها و در لابلاي رسانهها شورانگيز و ابهتآفرين و قهرمان تصوير ميشود اما به تعبير پير رندان چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند. اگر چه معمولاً خاطرات آنانكه از نزديك زاويههاي مختلف زندگي خصوصي اين افراد را برملا ميكنند، سالها بعد از افول اين قهرمانان منتشر ميشود و در جلوگيري از فريب عوام تأثيري ندارد. تاريخ كم ديده است به خود، سياستمداراني را كه چون زندگي خصوصيشان منتشر ميشود، مردم را به آنها علاقهمندتر كند و بلندي روحشان و استواري شخصيتشان را عميقتر به مردم نشان دهد. چنين شخصيتهاي بي نظيري«بود» و «نبود»شان يكي است و بين «عمل» و «گفتار»شان فاصله بسيار كمي وجود دارد و بدون ترديد امام يكي از آنهاست.

امام خميني(ره) به خاطر ناراحتي قلبي از قم به تهران ميروند و در منطقهجماران خانهاي كوچك اجاره ميكنند. از همان زمان مسأله حفاظت از امام پيش مي آيد و چون جماران كوهستاني بود، ميطلبيد كه نيروهاي زيادي آن منطقه را پوشش دهند. از طرفي شرايط بگونهاي بود كه امكانش نداشت حفاظت امام تنها به دست نيروهاي حفاظت تهران ممكن باشد. براي همين مسؤولان تصميم ميگيرند تا از پاسداران برخي از شهرها كه شناختهشدهتر بودند استفاده كنند. خمينيشهر يكي از اين شهرها بود كه به آن اعلام نياز شد و بدين ترتيب تعداد 23 نفر از بهترين نيروهاي سپاه خمينيشهر انتخاب شده، به جماران مأمور شدند  كه بعدها تعداد زيادي از آنها در عملياتهاي مختلف شهيد ميشوند. البته اين افراد اولين گروه اعزامي به جماران بودند و بعدها چند صد نفر از پاسداران خمينيشهر به مرور، داوطلبانه و به صورت دورهاي به آنجا اعزام ميشوند. يدا... آقابابابي قائم مقام وقت سپاه در آن زمان ميگويد: محافظان در واقع سفيراني  بودند كه فرهنگ زندگي امام را از نزديك ميديدند و با نقل آن در شهرهاي خود، آن فرهنگ را انتقال و بسط ميدادند.
محمد تيموري يكي از محافظاني است كه با اولين گروه به جماران اعزام شده است. وي ميگويد: مردم از شهرهاي مختلف عاشقانه ميآمدند تا امام را از نزديك ببينند. هر روز ساعت 8 صبح كه ميشد جمعيت عظيمي پشت در ميلههاي حفاظتي جمعميشدند. فاصله ميلهها تا منزل امام حدود 800-700 متر بود. آنها با تمام وجودشان شعارهاي "روح مني خميني خميني" يا "الله اكبر خمينيرهبر" سر ميدادند و مرتب صدايشان بلندتر ميشد. وقتي اين شعارها به گوش امام ميرسيد، امام ميگفتند بگذاريد بيايند داخل. موقعي كه ما در را باز ميكرديم، مردم آنقدر شور و اشتياق ديدن امام را داشتند كه اين هشتصد متر مسافت تا حسينيه را ميدويدند. ازدحام و فشار به حدي بود كه در ورودي حسينيه جماران بعضيها به زمين ميخوردند. وقتي امام ميآمدند سكوت عجيبي مجلس را فرا ميگرفت و جمعيت آرام ميگرفت. اين اثر ابهت امام بود. به اين ترتيب معمولاً روزي چهار- پنج بار امام با مردم ديدار داشتند كه در برخي از آن ديدارها، امام سخنراني هم ميكردند. ياد باد آن روزگاران ياد باد.                      

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید