امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 11:59:03

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

ید ا... سیاهمرد

ید ا... سیاهمرد

سه شنبه, 03 دی 1392 ساعت 13:16 کدخبر :6734
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
معرفی شهدا

شهید:           یدا... سیاهمرد

 

متولد:           1343

 

در خانواده ای مستضعف در شهرستان خمینی شهر متولد گردید. دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. در سن 6 سالگی به علت فقر مالی برای کمک به تامین مخارج خانواده در دکان نجاری مشغول به کار شد.
پدر شهید هنگامی که خبر تولد فرزندش را به او می دهند، دستهایش را به سوی آسمان بلند می کند و می گوید: "خدایا این مولودی که به من دادی خودت از بلاها حفظ کن و چنان کن که یاری دهنده دین تو باشد" و نامش را یدا... می گذارد.

 

شوق تحصیل
شهید سیاهمرد از سن  10سالگی به علت کمی دستمزد کار در نجاری را رها کرد و در شغل مسگری مشغول به کار گردید.
به علت علاقه در نوبت شبانه به تحصیل ادامه داد و با شروع و گسترش اعتراضات مردمی علیه رژیم ستم شاهی همگام با دیگر اقشار مردم در راهپیمایی ها شرکت می کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی با دیگر دوستانش در پایگاه بسیج محل مشغول فعالیت گردید.

 

حضور در جبهه های دفاع مقدس
با آغاز تجاوز رژیم بعثی به کشور ایران یدا... برای رفتن به جبهه های دفاع مقدس اقدام کرد ولی به علت کمی سن موفق نگردید.
ایشان اشتیاق زیادی برای رفتن به جبهه ها داشت تا اینکه در زمستان 1360 بعد از گذراندن دوره آموزش نظامی بسیج به جبهه شوش اعزام شد.
مادر شهید در خاطرات خویش می گوید: یدا... زمانی که خبر شهادت یکی از دوستانش به نام مسعود فاتحی را شنید گفت مادر من دیگر سر کار نمی روم و هر روز در سپاه بود تا ایشان را به مناطق جنگی اعزام کردند.
شهید سیاهمرد همراه دیگر رزمندگان اسلام در عملیات پیروزمند فتح المبین شرکت کرد و بعد از آن  مرتب در حال ماموریت بود. با اینکه مجروح شده بود بعد از بهبودی اش 2 بار به ماموریت رفت.

 

شرکت در عملیات های متعدد
مدتی از عملیات پیروزمند بیت المقدس و پاکسازی مناطق اشغالی ایران اسلامی از وجود دشمن متجاوز نگذشته بود که طرح عملیات رمضان به منظور ضربه زدن به توان نظامی دشمن و محاصره شهر بصره آغاز شد. ید ا... در این عملیات فعالانه شرکت داشت. با این که در عملیات رمضان ضربات سنگینی به دشمن وارد آمد ولی استحکامات نظامی نیروهای ایران نتوانستند در خاک عراق پیشروی کنند. مدتی بعد از عملیات رمضان رزمندگان اسلام طرح عملیات دیگری را در جبهه های میانی و خط مرزی دهلران به نام محرم آغاز کردند. چند ساعت قبل از شروع عملیات باران شدیدی شروع گردید و باعث جاری شدن سیل در بعضی از محورهای عملیاتی شد. با این اتفاق همه گمان می کردند که عملیات لغو شده است اما ساعتی بعد از تمام شدن سیل، فرمان آغاز عملیات از سوی قرارگاه مربوطه صادر گردید. دشمن که گمان نمی کرد بعد از بارندگی شدید و جاری شدن سیل ایرانیان اقدام به حمله کنند نیروهای خود را در وضعیت عادی قرار داده بود که حمله رزمندگان اسلام آنان را غافلگیر کرد و باعث تلفات سنگین به آنان شد.

 

استجابت دعای پدر
شهید سیاهمرد بعد از عملیات محرم چند روزی به مرخصی آمد ولی شوق ایشان برای حضور در جبهه مانع از ماندن شد و دوباره به جبهه عزیمت کرد. در این زمان طرح عملیات بزرگی از سوی رزمندگان اسلام برای ضربه زدن به دشمن در حال اجرا بود. نیروهای رزمنده در مناطق نزدیک فکه در حال آموزش های لازم بود. عملیات والفجر مقدماتی نیروهای لشکر هشت نجف اشرف در ساعات اولیه با شکستن خطوط پدافندی دشمن به سوی مواضع تعیین شده پیشروی کردند ولی به عللی جناحین نتوانستند پیشروی کنند، هنگام صبح برای جلوگیری از محاصره نیروها دستور عقب نشینی داده شد.
نیروهای لشکر نجف از سه جناح در تیررس آتش دشمن قرار داشتند و در حین عقب نشینی به دلیل شدت آتش دشمن و عدم امکانات قادر به آوردن اجساد شهدا و تعدادی از مجروحین نشدند. یدا... در حین درگیری با دشمن جراحت شدید برداشت که قادر به حرکت نبود و بعد از آن دیگر از ایشان خبری به دست نیامد. دعای پدرش هنگام تولد که خدایا چنان کن که یاری دهنده دین تو باشد و آرزوی خودش برای شهادت تحقق یافت و جسدش در کربلای ایران غریبانه مدفون گردید.

 

قسمتی از نامه شهید
اگر من به جبهه رفتم راه خویش را شناختم و در این راه افتخار می کنم. بگذار آن کوردلان ببینند و بدانند که ملت ایران هیچ ترس و واهمه ای به خود راه نمی دهد.
ملت غیور ایران! ما در این جا تا آخرین قطره خونمان می جنگیم و شما پشت جبهه را و این امام عزیز، این حسین زمان را یاری کنید.

 

قسمتی از وصیت نامه شهید
مادر عزیزم! هیچ کس بعد از خدا به اندازه شما به گردن من حق ندارد و شرمسارم از این که موقع آمدن از شما خداحافظی نکردم چون شما عازم زیارت خانه خدا بودید. من هم عازم زیارت خدای کعبه شما. شما در عید قربان گوسفند قربانی کردید و به لباس سفید احرام شدید و من با لباس رزم احرام شدم. شما سنگ (حجر الاسود) را بوسه زدید و من ریگ های تفتیده کربلای جنوب ایران را بوسیدم.
کنگره سرداران و 2300 شهید شهرستان خمینی شهر

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید