امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 13:41:44

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:24:12

 توصیف یک مقام مسوول استان اصفهان از همایونشهر در سال 1339
بازنشر؛

توصیف یک مقام مسوول استان اصفهان از همایونشهر در سال 1339

چهارشنبه, 30 اردیبهشت 1394 ساعت 08:01 کدخبر :8845
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

ماربین رشک روضه ارم است / آفتاب اندر آن درم درم است (مافروخی)
(جغرافیای همایونشهر)
همایونشهر (ماربین) از شمال به کوه سید محمد از جنوب به زاینده رود و بخش فلاورجان از مشرق به دهستان جی و از مغرب به نجف آباد محدود و در دوازده کیلومتری غرب اصفهان واقع شده است. این شهرستان که مرکزش همایونشهر (سده سابق) می باشد از سه بخش متصل به هم به نام فروشان، ورنوسفادران و خوزان تشکیل گردیده و در طول 51 درجه و 32 دقیقه غربی از نصف النهار گرینویچ و عرض 32 درجه و 40 دقیقه و 30 ثانیه شمالی قرار گرفته از سطح دریا 1602 متر ارتفاع دارد و از اصفهان 18 متر بلندتر می باشد. اختلاف ساعت آن با تهران 48 ثانیه است. بناهای تاریخی و قدمت این ناحیه به اقوال مختلف گفته شده است، بعضی آن را تا حدود 2500 سال دانسته چنان که مشهور است کهندژ پایتخت دوره سلاطین کیان و ساسانیان در این محل بوده است که هنوز خرابه هایش به همین نام در محله خوزان فعلی موجود است اما منارجنبان که در ناحیه کلاهدان یکی از قرای تابعه همایونشهر قرار گرفته کم و بیش تاریخچه و شرح آن را خوانده اید. دیگر از آثار تاریخی آن زمان قناتی است به نام پیروزشاهی و به گفته برخی مورخین این قنات را پیروز پسر بزرگ ساسانی احداث نموده و اهالی آن زمان دین زرتشت داشته چنان که کوه آتشگاه از نشانه های آن است. در محله خوزان یک مسجد قدیمی است که بر روی خرابه های دوره سلجوقی بنا شده و تعمیرات زمان مغول را دارد. این مسجد دارای شبستان های چهارایوانی و ستون های مدور است. در دوره صفوی تغییرات زیادی در آن داده شده و نماهای شمال و جنوبش دارای کاشی کاری های گوناگون و بر روی جرز جنوبی آن مناره و گلدسته ای ساخته شده که تصور می رود مناره قدیمی وجود داشته و تغییراتی در بنیان آن داده اند. سال گذشته (1338) که این مسجد را دیدم تعمیرات زیادی لازم داشت مخصوصا شبستان جنوبی آن که اساس مسجد را تشکیل می داد از طرف امام جمعه خوزان (آقای صدر الاسلام) و عده ای از اهالی تعمیرات لازم به عمل آمده و نیز در اثر مکاتبات متعدد آقای علوی رییس حوزه فرهنگ که در حفظ آثار مذهبی فرهنگی علاقمند می باشند و توجه مخصوص جناب آقای دولت آبادی نماینده محترم مجلس شورای ملی اداره باستان شناسی استان دهم آن را جزو آثار باستانی شناخته شده و بلافاصله مبلغی صرف تعمیر آنجا نموده است. مسلم است در صورتی که اعتبار زیادتری در نظر گرفته شود در خرابه های آن ضمن تعمیر میتوان کنجکاوی های تاریخی برای اثبات تاریخچه قدیمی آن به دست آورد.

monar jonban
دین و آداب و رسوم
مذهب فعلی مردم این ناحیه شیعه اثنی عشری- زبان اهالی به خصوص در محله ورنوسفادران بسیار قدیمی و از ریشه السنه سانسکریت است و درباره حفظ زبان های ناحیه ای خود نهایت علاقه را به خرج می دهند و اصطلاحات عجیب و غریبی دارند که بیشتر موجب نگاهداری لغات فرس قدیم شده است- مردمی مقتصد و پرکار و فعال می باشند. در مرکز همایونشهر فقیر پیدا نشده و مردم آن به نیروی بازوی خود گذران می کنند. دختران خود را در سنین شرعی شوی داده و از این رو تشکیل دبیرستان دخترانه در آنجا تا کنون عملی نگردیده. تا قبل از تشکیل دادگاه اجرای احکام به وسیله کلانترها و روحانیون محل صورت می گرفت اکنون همگان از تشکیل دادگاه به خصوص رییس صدیق آن (آقای نقوی) راضی و در کمال امن و امان به سر می برند. شغل اهالی زراعت و بافندگی و 5000 دستگاه کارگاه های دستی پارچه و کرباس و قالی بافی در خانه اهالی موجود است. اهالی ورنوسفادران و خوزان تاجر پیشه و خرید و فروش پوست و روده را عهده دار می باشند. اهالی فروشان باغ دار و میوه های فراوان مخصوصا سیب و گلابی و به و سیبری (نوعی از گلابی) جزو فراورده های زراعتی این ناحیه است. زراعت پنبه و تنباکو در این شهر معمول است. در بعضی نقاط اطراف معدن گل سرخ و گل رختشور به دست می آید. راه این شهرستان از اصفهان تا کنار کوه آتشگاه اسفالت و چهار کیلومتر آن تا مرکز همایونشهر در شرف اسفالت ریزی است. راه دیگر آن از محله ورنوسفادران گذشته استادیوم ورزشی را دور می زند و با خط شوسه ای به انوشیروان متصل می گردد.


جغرافیای طبیعی
جمعیت مرکز این شهرستان (70000 نفر) و تقریبا دارای ده هزار خانه می باشد. موقعیت طبیعی این شهر از هر حیث خوب است. در جلگه ای سبز و خرم و مشجر به طول 2500 متر و عرض 2000 متر واقع گردیده. هوایش معتدل آب مشروب اهالی از آب و قنوات است در این چند سال اخیر خیابان کشیده و دارای ابنیه جدید الاحداث مدرن می باشد که بر زیبایی این محال افزوده است.
مافرخی در کتاب محاسن اصفهان گوید:
سقی اله الجنان بماربین / فحصن النار فالتل المفوق
فکوهانا بها قصره منیف / سما و بمنطق الجوزاتمنطق
الی الجسر حسین فباغ بکر / فقصر مغیره بفنا خندق


چون رودخانه زاینده رود در تمام بلوک ماربین مانند مار در پیچ و خم است و درختان سرسبز و گوناگون سردرهم نموده از این جهت به ماربین نامگذاری شده و آفتاب در آن کمتر دیده می شود. این بلوک شش سهم از زاینده رود دارد که صرف آبیاری آن خواهد شد. (ماربین رشک روضه ارم است... «مافروخی»)
کریم نیکزاد معاون باستان شناسی استان دهم

نظرات  

 
#1 +4 فاطمی 30 اردیبهشت 1394 ساعت 09:56
با سپاس از انتشار مطلب زیبا و خاطره انگیزتان

نام سده به عنوان شهر از اوایل دوره نادر یعنی حدود 250 سال پیش در تاریخ مطرح شده است.
پرسش این است که آیا ما علاوه بر بلوک ماربین (مهربین) که شامل شهرهای و روستاهای زیادی می شود آیا شهری نیز به نام مهربین داشته ایم؟
پاسخ آری است. روزگاری همین شهر ما از نظر تقسیمات جغرافیایی شهر مهربین نامیده شده است.
حافظ ابونعیم اصفهانی كه در قرن چهارم و پنجم مي زيسته در کتاب ذکر اخبار اصفهان آورده است: اصفهان داراي 3 استان،30 رستاق (بخش) هفت مدينه(شهر)، 120 طسوج (دهستان)و 5 هزار قريه(ده) بوده است. اسامي مدائنش (شهرهایش) از اين قرار است: كهثه، جار، جي، قه، مهربین، دررام و سارويه. از اين هفت شهر چهار شهر ويران شده و تا زمان ورود اسلام سه شهر جي، مهربین و قه بر جاي مانده بود.
از اين متنی كه در قرن 4 و 5 نگاشته شده بر مي آيد كه قدمت شهر ما با نام مهربین به عنوان یک شهر به قبل از اسلام می رسد. مهم تر از این نمي توان گفت که منظور نويسنده از شهر، دهستان و روستا بوده چرا که تقسيم بندي ها را به صورت کامل آورده است و شهر مهربین را به نام مدینه مهربین خوانده است.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید