امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 11:35:39

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:24:12

مروری بر آیین ها و رسوم تاریخی سده ای ها در نوروز؛

سه شنبه, 08 فروردین 1391 ساعت 09:28 کدخبر :3893
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رسول صرامی(سروش)

  به هنگام نوروز در راه خدا هدیه دهید و صله رحم نمایید. امام علی (ع)

 مردم ایران از روزگار کهن جشن نوروز را که روز اول فروردین ماه شروع می شود عزیز و محترم می شمردند و مراسم مربوط به آن را با دقت به جا می آوردند. نوروز جشن شروع گردش طبیعت است که ریشه و پیشینه آن در سده به روزگار حضور آریاییان در مهربین می رسد. نامواژه دیمیتر در فروشان که دلالت بر زایش مجدد بهار است از قدمت آیین های فصل بهار در سده (گوک) خبر می دهد. صحرای دیمیتریون مکان اجرای جشنواره مرگ و تولد در مهربین بوده است. ایرانیان قدیم را اعتقاد چنین بود که در فروردین ماه که ماه فروهرهای درگذشتگان است فروهرهای نیاکان برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود می آیند و ده شبانه روز در خان و مان خود به سر می برند و سپس به آسمان عروج می کنند (فروش پریشن) ثعالبی نیز می گوید: زردشت پیامبر گفت که روان مردگان در ایام فروردین به خانه های ایشان باز می گردد و امر کرد که در آن ایام خانه ها را پاک کنند و فرش های پاک بگسترند.

 

نوروزسده ایها دردوران قاجار

در دوران قاجار (احتمالاً فتحعلی شاه) و در ماه اسفند جوانان سده مردی را به اسم ابوچندر( پیک نوروز) را سوار بر اسب سفیدپیری کرده و در کوچه  و بازار می گرداندند. لوطی ها هر یک چوبی به دست می گرفتند و شعر هایی می خواندند. شاید این شخص با این تشریفات مسخره تا سیزده نوروز خود را حاکم سده تصور می کرد فرمانده سده در حالی که بر اسب خود سوار بود در دست خود باد بزنی و در دست دیگر چماقی در دست داشت که مرتباً خود را بادی می زد آنها ساعت ها به پایکوبی و رقص و آواز و زدن طبل و نواختن ساز می پرداختند نتیجه مهم این کارناوال که در آن از پیر تا نورس شرکت داشتند جمع شدن مردم بدور هم بود و چه بسا از این مراسم زمینه  ازدواج بین دخترها و پسرها بوسیله ننه پیروک های غرغری در سال جدید فراهم می شد.

 نقش حاکم سده به روزگار قاجار بعدها به مرحوم کریم (چل مخول) منتقل می شود یکی از بازی های محلی جوانان سدهی در ایام نوروز بازی گروهی اوسا خرت نلنگه بود که در گروههای دوازده نفری انجام می شد.

 

نوروزماربینی ها در دوران صفویه

جشن نوروز در دوران صفویه در بلوک ماربین و به خصوص به روزگار سلطنت شاه عباس با شکوه و جلال فراوان گرفته می شد این جشن غالباً از سه تا هفت شبانه روز ادامه داشت و کوچه و بازار را آذین می بستند تذکره نصرآبادی از رونق تجارت پنبه در محله بن اصفهان سده خبر می دهد. پی یترو دلاواله جهانگرد ایتالیایی می نویسد: مردم اصفهان روز 25 بهمن ماه را نیز عید می گیرند و آن را عید اسفند می نامند زیرا در این تاریخ گیاه اسفند از زمین می روید و این نخستین گیاهی است که رسیدن بهار را نوید می دهد. همین جهانگرد در جای دیگر از سفرنامه خود می نویسد: ایرانیان در ماه اول فصل بهار وقتی که گل سرخ می شکفد یک شبانه روز به نام عید گل سرخ مجالس شادی و طرب ترتیب می دهند و در آن روز مرد و زن از شهر بیرون می روند و به بازی و تفریح مشغول می شوند و گل سرخ بر سرو روی هم می ریزند.

 

آماده شدن خانه ها برای نوروز

با فرا رسیدن بهار مادران و کدبانوهای سدهی کم کم گندم و عدس و تره و تیزه و کنجد را در میان پارچه ریخته و در ظرفی گذاشته و بر روی آنها آب پاشیده جلوی آفتاب می گذاشتند و شب ها ظرف ها را بر روی کرسی نهاده تا این دانه های آب کرده در میان پارچه جوانه بزند بعد از یک هفته که  گندم و عدس و کنجد و تره تیزه جوانه می زد گندم و عدس را  در میان بشقابهای مسی و سینی های بزرگتر از بشقاب که آن هم مسی بود می ریختند کنجد و تره تیزه را با پارچه بدور بطری و آب خوری های گلی می کاشتند بدین طریق که نخست پارچه خیس شده را بدور بطری یا آب خوری می پیچاندند و بعد تخم تره تیزه و کنجد سیاه و گاهی سیاهدانه را بر آن پارچه ها می مالیدند و این دانه ها بر اطراف بطری و آبخوری و گاه قلیان سبز می شدند.

حدود بیست روز مانده به نوروز کم کم بوی بهار در کوچه و بازار و خانه و کاشانه می پیچید مردم همگی به غبار روبی خانه و کاشانه مشغول می شدند تا غبار حاصل از گذشت سالی و سیاهی زمستان را از چهره ارسی ها، طاقچه ها، خورشیدی ها و از روی درب و دیوار تمامی قسمت های خانه، مطبخ، مهتابی ها، اطاقهای سه دری، پنج دری، اطاقهای زاویه، گنجه، راهروها و هشتی ها و ... پاک نمایند پدر و مادرها به فکر تهیه رخت وکفش عید بچه ها بودند در این میان گیوه سدهی که خود از اقلام صادراتی خمینی شهر بود طرفداران بسیاری داشت و حتی از اصفهان برای خرید این گیوه سفارش هایی را کفاش ها دریافت می کردند.

 

رسم چوبدارها

چوبدار و سلاخ و به طور کلی قصاب ها در سده رسمی جالب داشتند که در نوع خود بی نظیر است فرزند آخر قصاب صبح عید بره سفیدی که گاه آن را تزیین و یا حتی حنا بسته بودند را توی اتاق برده و در دهان آن توت خشکه می گذاشتند قصاب به فرزند خود عیدی می داد پس از آن که بره را پدر از خانه بیرون می برد همان فرزند به تمام اتاق ها و گوشه و کنار خانه رفته و عیدی می گرفت شاید فرزند آخر نشانه خوش یمنی داشته می شد.

 

چهارشنبه آخر سال

یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه آخر سال آن بوده که کوزه کهنه ای را که در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی میان کوزه انداخته و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخانند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام به کوچه می افکند و می گفت درد و بلای ما بره توی کوزه و بره توی کوچه

 سلمان فارسی نقل است که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان برای زینت بندگان پدیدآورد و فضل این دو بر ایام مانند فضل یاقوت و زبر جد است به جواهر دیگر. پس ملاحظه می شود که حضرت سلمان فارسی فضل و برتری ویژه ای برای جشن نوروز و جشن مهرگان قایل بودند .

 

آیین های نوروزی در سده

شامل بلاگردانی (کوزه شکستن، اسفند دود کردن، به صحرا رفتن، دباغ خانه، سودن قلیا، تخم مرغ شکنی) بخت گشایی (گره گشایی، گردو شکستن) فال گوش و فالگیری (فال بولونی)، آجیل و آش شب چهارشنبه آخر سال، قاشق زنی و آش ابودردا، پیش آهنگان نوروزی (مثل جشن چل مخول) است، که توضیح هر یک مدخل و مقدماتی برای بررسی گسترده و پژوهشی کامل به شمار می رود.

یکی از زیباترین و سرگرم کننده ترین سنت های چهارشنبه آخر سال علی الخصوص در ورنوسفادران، فال بولونی است. بدین گونه که در قدیم زنان و دختران دسته دسته در خانه ها گردهم آمده و به تفأل می پردازند.

زنان و دختران سدهی یک بولونی آب ندیده را برمی دارند هر کس نشانه ای مانند انگشتر، سنجاق، گوشواره، ریگ، دگمه، سکه، انگشتانه، و امثال آنها درکوزه می اندازد سپس روی دهانه کوزه سینی، یا پارچه، کیسه حنا می گذارند دختر نابالغی کوزه را در تنور می نهد و سینی را روی آن. روز چهارشنبه سوری بعد از خوردن آش رشته، همان دختر بولونی را زیر دامنش قرار می دهد و یک نفر هم دیوان حافظ را در دست می گیرد. دخترک اشیاء را یکی یکی بیرون می آورد و فال خوانده می شود که شعر فال صاحب نشانه است چنین مراسمی در خراسان بزرگ (تحت عنوان فال چل بیتو رایج است جالب است بدانیم که شباهت بسیاری بین اسم روستاها در اطراف بخارا با سده فعلی وجود دارد که می توان از آن یک نوع مهاجرت را استنباط نمود. (نگ به سده در گذر زمان )

 

مقدمات نوروز در سده

شامل سبزه، لباس، خانه تکانی، خوراک ها و شیرینی های نوروزی مثل سمنو و کماج و آجیل است. روز پیش از نوروز را بی بی حور گویند که در شب نوروز به خانه ها می آید و باید که تنور گرم باشد و غذای آن شب را که مقدار زیادی از آن به جای مانده است در تنور قرار می دهند بی بی حور دعایشان می کند و افزونی روزی شان را از خدا می خواهد. از مهمترین سنت های نوروزی در سده سفره ای است که گسترده می شود که هرکدام از اشیاء نهاده بر آن نشانه ای از زندگی است که به هفت سین معروف است این هفت سین با هفت جاودانان مقدس(امشاسپندان) و یا هفت سین نوروز، هفت جزء قرآن، هفت خان رستم، هفت طبقه بودن آسمان و ... ارتباط دارد ابوریحان بیرونی، در آثار الباقیه آورده که هفت سین عبارت از هفت قسم سبزه بوده که سر هفت استوانه درکنار خانه، به نوروز سبز می کردند در سر سفره هفت سین معمولاً چیزهایی گذارده می شود که از نعمات خوردنی خداوند بشمار بیاید و از آن جمله اند: سماق، سیر، سنجد، سیب، سمنو، سبزی، سرکه و برای تبرک یک سکه صاحب الزمان(عج) و اشیاء دیگر مثل تخم مرغ رنگ کرده، نقل و نبات ، لاله های بلور آویز دار یا شمعدان پایه بلور با شمع های روشن، آینه، تنگی بلور پر از آب و دارای یک ماهی کوچک قرمز، آجیل و یک قرص نان، سدهی ها سفره های سفید رنگ می گسترند. بالای سفره آینه ای بزرگ می گذارند که نشانه جهان بی پایان و نیز نماد یکرنگی و رفع کدورت هاست.

در اطراف آینه یک یا چند شمع متناسب با تعداد اطفال به منظور روشنایی خانه و طول عمر اعضای آن می گذارند و معمولاً شمعی برای طول عمر امام زمان (عج) روی آینه تخم مرغی می گذارند که مظهری از آفرینش آدمی است و معتقد بودند که به هنگام تحویل سال این تخم مرغ تکان می خورد. سنجد یکی دیگر از میوه هایی است که بر خوان نوروزی می نهادند که بوی گل و برگ و بار آن به اعتقاد عامه محرک و از مقدمات تولد و زایندگی است گاه یک قرص نان که معرف برکت خانه است و جامی پر از آب که چند قطره گلاب در آن ریخته شده نیز در میان سفره است و در کنار آن کوزه ای آب ندیده که شسته و پر از آب است و تا لحظه سال تحویل آب از آن خالی نمی کنند. این کوزه به وسیله دختران نو دمیده آورده می شد و با زینتی از گردن بند تزیین می شد جام آب از آناهیتا فرشته آب و باران و نشانه باروری و صافی و پاکی و گشایش در کارهاست که در آن سیب یا نارنج (نماد گوی زمین) می اندازند. ماهی قرمز در درون تنگه نشانه روزی حلال و زنده بودن و پایداری و رنگ قرمز نیز به معنای شادابی و نشاط است در نزدیکی چراغ و آینه، قرآن مجید و یک شمایل حضرت علی(ع) و گاه دیوان حافظ و شاهنامه قرار دارد و غالباً اسفند رنگ کرده که نشانه امشاسپندان و مقدسات است.

جامی از شکر به نشانه شیرین کامی افراد خانواده و سکه نماد شهریور امشاسپند موکل بر فلزات و بودن آن موجب برکت و سرشاری کیسه است و تخم مرغ های رنگ کرده به تعداد افراد خانواده سمبل و نماد روزی اعضای خانواده است. در سده رسم است که اگر کسی در وقت تحویل سال در خانه و بر سرسفره نباشد تا آخر سال از خانه آواره خواهد بود.

پس از تحویل سال همگی به روبوسی مشغول شده و فرا رسیدن سال جدید را به یکدیگر تبریک می گویند و پس از آن بزرگترها عیدی های کوچکترها را که معمولاً سکه یا اسکناس بوده است از لای قرآن کریم درآورده و به آنها می داده اند پس از آن افراد کوچکتر فامیل به دیدن بزرگترها رهسپار می شوند. به نظر می رسد که آیین های نوروزی محله ورنوسفادران شباهت زیادی با خراسان و آداب و رسوم نوروزی محلات فروشان و خوزان بیشتر با نواحی جنوبی و غربی استان ارتباط دارند.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید