امروزسه شنبه, 16 آذر 1395-- Tuesday Dec 06 2016

ساعت 10:17:32

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 10:16:52

مقصد بعدی کجاست؟
گفتگوی باحسینعلی عمادی بازیگر نقش خاله خانم؛

مقصد بعدی کجاست؟

دوشنبه, 22 مهر 1392 ساعت 11:05 کدخبر :6123
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سمیرا گرجی

چندی پیش گروه آیینه با نمایش کی به کیه در شانزدهمین جشنواره بین المللی نمایش های آیینی وسنتی شرکت کرد کار گردانی این اثر راآقایان حسینعلی عمادی و.....کیانی به عهده داشتند پس از نمایش کی به کیه در تهران و برگشت گروه با آقای عمادی به عنوان نماینده گروه وبازیگر نقش خاله خانوم به گفتگو نشستیم .

ضمن عرض تبریک وخسته نباشید به عنوان اولین سوال ازمشخصات جشنواره برایمان بگویید
این جشنواره که هر دوسال یک بار برگزار می شود باهدف پیداکردن آیین ها وسنت های مثبت وخوب است وبین اقلیم ها وفرهنگ های مختلف برگزار می شود وهدف دبیرخانه جشنواره این است که از آیین ها وفرهنگ هادر زندگی امروز بهره مند شویم. جشنواره در تهران  باحضور گروه های داخلی وخارجی در سالن های مختلف احرا می شود. گروه های خارجی که در این دوره شرکت کردند از کشورهای اتریش،آلمان،فرانسه،روسیه، عراق بودند واز ایران نیز گروه های مختلفی بودند وما نیز تنها نماینده استان در این جشنواره بودیم.

 

وضعییت جشنواره امسال را چگونه دیدید؟
جشنواره از کیفیت قابل قبول وخوبی برخوردار بود.البته با توجه به این دو اثری که دیدم وآماری که از دوستان گرفتم اما متاسفانه نتوانستم تمامی آثار جشنواره را ببینم  

 

تعداد عوامل  وبازیگران همراه شما چند نفربودند؟
تقریباٌ حدود 35نفر عوامل نمایش مابودند.26-25نفرشان بازیگرهامابودند و 4-3نفرهم نوازنده های گروه بودند وبقیه عوامل فنی نمایش بودند.

 

هر گروه نمایش خود را درچند نوبت اجرامی کرد؟
هر گروه دوسانس اجرا داشته است و در دوساعت مختلف.ماهم مانند سایرگروه ها دوسانس اجرا داشتیم

 

درمورد فایده حضور گروه های تئاتر شهرستان در جشنواره های هنری برایمان توضیح میدهید؟.
حضور در این جشنواره هاامتیازات مختلفی دارد به خصوص جشنواره یی مثل آیینی سنتی که عنوان بین المللی دارد و از کشورهای مختلفی در آن حضور دارند قطعاٌ امتیاز خوبی دارد .تعاملاتی که گروه ها می توانند باهم داشته باشند وآثاری که از یکدیگر می بینند. تکنیک های همدیگر رامی بینند و اطلا عات خود را  را بالا می برند ونکته دیگر این که هرکجا که گروه ها از شهرستان های مختلف هستند می توانیم کاری کنیم که نام شهرستان بدرخشدو به خصوص در این جشنواره بین المللی این توفیق را داشتیم که  نام شهرستان خمینی شهر مطرح وبدرخشد.

 

نظرمنتقدین در مورد تیپ خاله خانم چه بوده است؟
این بحث،بحث بسیار بزرگی است و من به طورخلاصه برایتان عرض می کنم.اساتیدبزرگی در این جشنواره حضور داشتندوازنمایش دیدن کردند ازجمله مثلاٌ:پرفسوراحمد کامیابی مسک که می توانید اطلاعات او را درسایت های اینترنتی جستجوکنید ومن زیاد وقت شما را نگیرم ونخواهم توضیح بدهم ایشان آدم بسیار بسیاربزرگی هستند وبرگه ارزشمندی درتئاترایران هستندبا اوژین یونسکو که یک نویسنده مالزیایی مقیم فرانسه است ارتباط بسیارنزدیکی داشتندبا ایشان در زمان حیات شان رفت وآمد خانوادگی داشته اندو بابزرگانی دیگر در دنیا در ارتباط بوده و از افراد صاحب نظر می باشند.ایشان کار ما رادیدند وبه شدت آنرا را مورد تایید قرار دادند وحتی ذهنیت ایشان این بود که این کار رامی توان درخارج از کشور اجرا کردکه چندشب پیش باهم ارتباط تلفنی داشتیم ایشان درخواست کردند که CDنمایش را برایشان بفرستیم تا ایشان آن رابه فرانسه ببرند وبا رایزنی های فرهنگی صحبت کرده وبرای ایرانیان مقیم فرانسه این کار اجرا بشودو پیشنهادشان این بود که تاجیکستان هم برای این کار مناسب است زیرا مردم این کشور فارسی زبان هستند.بقیه اساتیدی که ازاین کار دیدن کردند شامل استاد خندان،استاد شهبازی،استاد داریوش مودبیان همگی در ژانر تئاترهای آیینی سنتی پیشکسوت هستندو اطلاعات بسیار قوی دارند وماشاگرد آنها محسوب می شویم.همه آنها نظر مثبتی داشتند.از همه مهم تر دبیرجشنواره آقای دکترفتحعلی بیگی که رشته اصلی ایشان تئاترهای سنتی است آمدند وصحبت کردند وگفتند که ما در دبیرخانه جشنواره به این نتیجه رسیدیم که کاراکتر خاله خانم یک تیپ که به تیپ های نمایش های کمدی ایرانی اضافه شده است واین نکته برای ایشان قابل توجه بود ونظرشان این بود که در آینده ای نزدیک به اصفهان بیایند یا ما به تهران برویم وبایکدیگر پیرامون این تیپ کار تحقیقی وپژوهشی وعلمی انجام دهیم تا بتوانیم به نتیجه بهتری برسیم.

 

آیا این جشنواره برنده هم داشته است؟
جشنواره کلاٌ غیر رقابتی بود به دو دلیل یک دلیلش را خودشان عنوان می کنند ویک دلیلش را ما برداشت می کنیم. این دلیل این بوده است که  اولاٌ گونه های نمایش های آیینی سنتی جشنواره بسیار زیاد بود مثل نقالی،تعزیه خوانی،شبیه خوانی،پرده خوانی ،نمایش های تخته حوضی به عبارتی آیین های محلی. این ها ازسراسر کشور ودنیا بودند و چون تعدادشان  زیاد و گونه ها متفاوت بود داوری این ها ومقایسه کردن این ها کارسختی بود وبه همین علت داوری نکردند و به همان داوری اولیه که این کارها به آنجا رفتند اکتفاکردند.دلیل دوم این بود که اگرمی خواستند داوری کنند باید تعداد جوایز زیاد وسنگینی پرداخت می کردند  درحالی که دراصل بودجه جشنواره مشکل داشتند ولی خروجی کار این بود که 15اثر برای اجرای  عموم تهران در تهران انتخاب شد که یکی از این کارها کی به کی بود که مدیریت تماشاخانه سنگلج پیشنهاد دادند آنجا اجرا داشته باشم و گفته اند که ما صحبت های مقدماتی رابا مسولین کرده ایم و دارد به نتیجه ای می رسد تا با حمایت اداره فرهنگ وارشاد این کار درتهران برای عموم اجرا شود.

 

آیا دکور نمایش را از همین جا برده اید یا از دکور جشنواره استفاده کرده اید؟
جشنواره هیچگونه امکاناتی برای گروه ها نداشت وهرکس هر وسیله برای کارش نیاز داشت باید از شهرستان خودش می آورد.ماهم بالطبع  همین کار را کردیم ودکورقبلی نمایش و ابزار صحنه و وسایلی را که لازم داشتیم به وسیله یک کامیون به تهران بردیم.

 

رضایتمندی وواکنش های تماشاگران را چگونه دیدید؟
هم کارشناسان آمدند کار را دیدند وهم مردم عادی تهران وبه طور عمومی نظرات کاملاٌ مثبت بود و اتفاقاتی که درخمینی شهر یا اصفهان افتاد وارتباط بین تماشاگر خمینی شهری یا اصفهانی با صحنه برقرار می کرد همان ارتباط در تهران برقرار شد.دقیقاٌ همان لحظاتی که ماانتظار خنده داشتیم خنده ایجاد می شدوهمان جایی که انتظار داشتیم تماشاگر فکر کند فکرمی کرد ولحظاتی که انتظار داشتیم تماشاگر تشویق کند تشویق می کرد وکاملاٌ همراهی می کردند در اجرای نمایش ونشانه آن هم این بود که حداقل بیش از یک دقیقه ونیم سرپاایستاده و دست می زدند.

 

هنر شغل پرخاطره ای است.آیا شما خاطره خاصی از آخرین اجرای خود در ذهن دارید؟
من خاطره بسیاربسیار زیادازکارهای اجرایی خودم دارم وبه خصوص از کارهایی که باکاراکتر خاله خانم اجراشده است و این خاطره ها را می گذارم برای یک زمان خاص که به صورت یک مجموعه در بیاوریم.یکی ازخاطره هایی که در ذهنم مانده است این است که در روز آخر وقتی ما در جلسه اختتامیه بودیم یک خانم مسن به سراغ ما آمد و به خاطر اجرای ما تبریک گفت وبسیار استقبال کرد وشماره تلفن را گرفت تا هرکجا اجرا داشتیم بیاید.من از ایشان پرسیدم که کارهای دیگر را دیده است؟ ایشان گفت من اکثر کارهای جشنواره را دیده ام و به نظرمن بهترین کار کارشما بوده است.من ازایشان سئوال کردم که شغل شما چیست ایشان گفتند که من دکترای داروسازی دارم و این برای من جالب بودکه ارتباطی را که مردم شهرستان به خصوص خانم ها وآقایان مسن باکار برقرار کردندهمین اتفاق هم آنجا افتاد.همین واژه ها وکلماتی که ما دراینجا استفاده کردیم در آنجاهم استفاده کردیم و بعضی می گویند که ما تابه حال اینقدر نخندیده بودیم آنجا هم همین اتفاق افتاد.اینجا می گفتند ما تابه حال نمایش به این زیبایی ندیده بودیم آنجا نیز همین حرف را می زدند.اینجا می گفتند ما دوساعت ازاین نمایش لذت بردیم آنجا نیز همین حرف را می زدند.دقیقاٌ واژه ها،کلمات وجملات شبیه هم بود.

 

حرف پایانی؟
اول از خدا ودوم از مردم تشکرمی کنم که هردوشان حامی من بودند که هم لطف خدا شامل حال من بود وهم حمایت مردم واگر حمایت های مردم نبود ومارا تشویق نمی کردند ما به اینجایی که حالا رسیده ایم والبته خیلی راه باقی مانده داریم نمی رسیدیم.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید