امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 18:17:54

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

فضای غالب ترانه در کشور و بالتبع خمینی شهر، فضایی ناسالم است

فضای غالب ترانه در کشور و بالتبع خمینی شهر، فضایی ناسالم است

دوشنبه, 15 مهر 1392 ساعت 08:45 کدخبر :6072
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسیان
مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری کشور، در حکمی سعید بیابانکی را به عنوان مدیر مسوول دفتر ترانه و سرود حوزه هنری منصوب کرد.

علیرضا قزوه در این حكم آورده است: یكی از وظایف حوزه هنری به عنوان پایگاه دفاع از ارزش های هنر و ادبیات انقلاب اسلامی تولید كلام و ترانه فاخر و متناسب با ارزش های انقلاب اسلامی است. امروزه توجه شاعران به این گونه ادبی بیش از هر دورهای خود را به رخ میكشد و در این بازار گرم و گاه آشفته، شاهد كلام هایی نازل و سطحی نیز هستیم.
وی در بخش دیگری از این حكم، به انگیزه ایجاد بخش ترانه برای اولین بار در کشور با مدیریت سعید بیابانکی، این گونه اشاره کرده است: حضور جنابعالی در مركز آفرینش های ادبی به عنوان شاعری آشنا با موازین اصیل شعر انقلاب و میراث گرانسنگ شعر پارسی، ما را بر آن داشت که وظیفه مهم گشایش دفتر ترانه و سرود را بر عهده شما بگذاریم تا با برگزاری جلسات آموزشی و تربیت نسل شاعران متعهد و انقلابی، از این هنر فاخر در برابر هجمه ها و اندیشه های سطحی و كم عمق، دفاع كنید.
این موضوع بهانه ای شد تا به بررسی مفهوم ترانه و همچنین وضعیت ترانه و ترانه سرایی در خمینی شهر بپردازیم. گفتنی است ترانه گونه ای از شعر است که برای اجرای موسیقیایی سروده می شود که کلام و آهنگ می تواند هر یک بر دیگری تقدم داشته باشد و یا به طور همزمان آفریده شود. پیشینیان از ترانه به عنوان نغمه، تصنیف و آهنگ یاد کرده و به معنای امروزی با عناوینی همچون سرود، چکامه، چامه، نشید و... معرفی می شود.
سعید بیابانکی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار فرصت درباره مفهوم ترانه گفت: اگرچه ترانه تعریف مشخص و ثابتی ندارد ولی به اعتقاد من ترانه های تولیدی در کشور را به سه بخش می توان تقسیم کرد. گاهی شعر از پیش موجود است و شاعر برای دلش شعری را گفته بدون آن که " قطعه موسیقی شدن" آن کار را در نظر داشته باشد ولی یک آهنگساز بر روی این شعر ملودی می گذارد و شعر تبدیل به ترانه می شود مثل خیلی از غزل های عطار و حافظ و...
گاهی هم این اتفاق می افتد که یک ملودی بی کلام موجود است و شاعر آن را می گیرد و بر روی آن کلام می گذارد که خیلی از تصنیف های مشهور به این روش ساخته شده است.
و نوع سوم که در فضای امروز بیشتر باب شده، این است که شاعر ترانه ای می نویسد که معمولا هم به صورت محاوره است و آهنگساز روی آن آهنگی می گذارد. همه اینها می تواند تبدیل به ترانه های موفقی شود اما شیوه دوم طبق آمار و تاریخ موسیقی موفقیت بیشتری دارد البته این قضیه منوط به این است که شاعر با موسیقی و حتی آواز خواندن آشنایی و الفت داشته باشد.
وی ادامه داد: شعر و ترانه هر دو از خانواده شعر هستند و هر دو نیاز به شاعرانگی و کشف شاعرانه دارند. شعر برای خواندن است و مخاطب خاصی دارد که آن را در کتاب و در خلوت خود می خواند و می شود گفت که با مخاطب خاص، زبان و خصوصیات خاص خود را می طلبد ولی ترانه چون شنیده می شود و با موسیقی همراه است به زبانی ساده تر نیازمند است چرا که مخاطب فراگیرتری دارد اما طی سال های اخیر ساده بودن معادل سطحی بودن گرفته شده است به گونه ای که اگر 50 آلبوم موسیقی پاپ گوش کنید، به دلایلی همچون مفاهیم و مضامین تکراری، زبان شبیه به هم و وزن و قوافی یکسان احساس می کنید که همه شعرها از یک نفر است چرا که دانش و اطلاعات ترانه سرایان جوان ما از ترانه بر اساس آن چیزی است که از آلبوم ها شنیده اند و تمایل دارند که در همان فضا و گاهی بر همان وزن و قافیه بنویسند. در حالی که شاعر در عوالم خودش است و شعری که می نویسد مثل کار هیچ کس دیگر نیست.
بیابانکی افزود: ترانه سرا در لحظه ی خلق شدن ترانه، به مخاطب، آهنگ و خواننده فکر می کند در صورتی که شعر ناب این طور نیست و شاعر بدون آن درگیری های ذهنی، شعری می گوید و شعر بعد از سروده شدن راه خودش را انتخاب می کند. در واقع مرز خودآگاهی و ناخودآگاهی همین جا است. شعر به سمت ناخودآگاهی می رود اما ترانه در خودآگاهی سروده می شود و در نتیجه از ناب بودن فاصله می گیرد. ضمن این که ترانه شعری ناخالص است و توسط موسیقی به آن زیبایی و رنگ و لعاب داده می شود اما شعر بدون بهره گیری از ابزار، به خودی خود ناب است. مجموع این شرایط سبب شده است که ترانه سرایی در کشور ساده و سهل گرفته بشود و تا حد شعر بی متولی بی حساب و کتاب نزول پیدا کند.  
مدیر مسوول ترانه حوزه هنری در مورد فضای غالب ترانه گفت: در کشور و بالتبع خمینی شهر، فضای موجود فضایی ناسالم است. 90 درصد ترانه ها ترانه قابل قبول نیست. از نظر موضوعی این حرف غلطی است که همه ترانه ها باید عاطفی و عاشقانه باشد مگر در زمان های قدیم کسانی مثل عارف ترانه هایی با موضوعات سیاسی و اجتماعی که تاثیرگذاری فراوانی داشت نداشتند؟ در حوزه مسوولیتی که به من سپرده شده است در صدد این هستم که به بحث تولید محتوا بپردازم تا نسلی تربیت شود که کلامش دغدغه های مردم باشد.
بیابانکی درباره ترانه سرایان خمینی شهر گفت: در این زمینه استعدادهای خوبی در شهر داریم اما کارشان شنیده نمی شود. نکته بد قضیه این جاست که کسی که در پایتخت ساکن نیست به آهنگساز و خواننده دسترسی ندارد. محمدحسین صفاریان، جواد زهتاب، حسین حاج هاشمی از جمله ترانه سرایان موفق شهر ما هستند.
وی در پاسخ به این که آیا برای ترانه سرایان شهرستانی به ویژه شاعران خمینی شهر هم برنامه ای دارید گفت: هدف ما این است که پایگاهی به نام بانک ترانه داشته باشیم که ترانه سرایان کشور آثارشان را برای ما بفرستند و ما پس از انتخاب، آنها را به شرکت های تولید بسپاریم و برگزیده هایی از ترانه ها را نیز در سایت بگذاریم. این برای برقراری عدالت در این زمینه است. سعی می کنیم در حوزه های هنری مراکز استان ها هم انجمن های ترانه راه اندازی کنیم. برقراری کارگاه های آموزشی مجازی، امکان آموزش مکاتبه ای و تلفنی نیز از دیگر برنامه هایی است که برای شاعران شهرستان در نظر گرفته شده است.

ترانه های خوبی از شاعران خمینی شهر به صورت کلامی شنیده ام
جواد زهتاب که در چند سال گذشته ترانه هایی به سفارش مرکز موسیقی صدا و سیما ساخته و ترانه های او توسط خوانندگان مطرح در شبکه های ملی خوانده و پخش شده است در این خصوص می گوید: راجع به ترانه باید با کاری که ساخته شده مواجه شوی تا ارزیابی درستی بدهی اما کارهای خوبی از شاعران خمینی شهر به صورت کلامی شنیده ام.
شاعر ِ"یه حس تازگی تو لحظه هامه/ یه حسی که دلم را کرده حیرون" که با صدای قاسم افشار شنیده اید؛ در خصوص معیار ترانه خوب برای خوانده شدن توسط خوانندگان صدا و سیما گفت: شعری که در چارچوب صدا و سیما (با موازین شرعی- عرفی- هنری- فنی- رسانه ای و اخلاقی) قابل پخش بوده و غیر از رعایت اصول اولیه شاعرانگی، روان و سالم باشد می تواند از طرف رسانه پذیرفته شود و از همین طریق است که شاعر آن کار هم شناخته می شود. متاسفانه ورود به این حوزه به دلیل اجتماع کار در دست افرادی خاص سخت است و در شهرستان ها در این زمینه موفقیت کمتری حاصل می شود چون گرفتن ارتباط و حضور در محافل ادبی و آشنا شدن با فعالان این عرصه کمتر است و این یک عیب بزرگ به شمار می آید که تمرکز خوانندگان و آهنگسازان و مراکز ترانه در تهران است. وی با توجه به آشنایی با مرکز شعر و موسیقی صدا و سیما از علاقه مندان شهرمان خواست تا آثارشان را به شماره زیر فاکس کنند تا در صورت تایید شدن توسط خوانندگان مطرح خوانده شود. (فکس : 22167411 -021)

در موفقیت ترانه هم کیفیت کار و هم رابطه و ارتباط با آهنگساز و خواننده عوامل تاثیرگذاری هستند
یکی از ترانه سرایان موفق شهرمان محمدحسین صفاریان است. ترانه شوق دیدار با مطلع "از کجا دم بزنم این غم اندوخته را/ تا کجا شرح دهم خاطره سوخته را" از کارهای اوست که با صدای سالار عقیلی بر آنتن رفته است. صفاریان که ترانه هایش در آلبوم چند خواننده دیگر نیز خودنمایی می کند مسیر موفقیت در این حوزه را مسیر تعیین شده ای نمی داند و می گوید: در موفقیت ترانه هم کیفیت کار و هم رابطه و ارتباط با آهنگساز و خواننده عوامل تاثیرگذاری هستند البته شاعرانی هم هستند که کیفیت شعرشان بالا است ولی شناخته شده نیستند. گرایش به ترانه به دلیل پر مخاطب بودن این نوع شعر، زیاد شده است اما در خمینی شهر توقعی از ترانه ندارم چرا که شعر خمینی شهر که چند سال پیش در اوج بود و حرفی برای گفتن در سطح ملی داشت دچار رکود شده است چه برسد به ترانه که زیرمجموعه ای از شعر حساب می شود و بالتبع پیشرفت چشمگیری در این زمینه ندیده ام. البته مساله ای دیگر هم وجود دارد و آن این است که در اینجا انجمن ها، جلسات و کنگره همیشه به شعر می پرداخته اند و کمتر به ترانه پرداخته شده است. ضمن این که این گونه شعر هنوز جا نیفتاده و نگاه دیگران به آن نگاه سطح پایین بوده است.   
صفاریان از جمله مشکلات موجود ترانه سرایان را مشکلات حق و حقوق مادی و معنوی آنها با برخی از خوانندگان، تهیه کنندگان و حتی آهنگسازان عنوان کرد و از این که آنها با تصور این که ابزار شاعر کلام است و کلام هزینه ای ندارد، در پرداخت حق شاعر قصور می کنند اظهار گلایه مندی کرد.

ترانه هم باید یک قالب مستقل به حساب بیاید
دو تا فنجون روبروی همدیگه/ من و تو خیره به چشمای همیم/ سرنوشت تلخی که منتظره/ ما دو تا قهومونو هم بزنیم/ این دو تا فنجون کهنه کار پیر/ خیلی سرنوشتا رو رقم زدن/ خیلیا شیرینی زندگی رو/ توی تلخی همینا هم زدن/ واسه من سیاهیه موی تو و/ واسه تو سیاهیه بخت منو/ واسه من روزای شیرین تو و/ واسه تو تلخی روزای منو/ دوتا فنجون روبروی همدیگه/ من و تو خیره به دستای همیم/ ما دو تا دستامونو به هم می دیم/تا تموم فال و بر هم بزنیم
ترانه ای که خواندید از علیرضا امیرخانی است. وی در انجمن های شهر از همه به ترانه سرایی مشهورتر است و چند ترانه از او به زودی در آلبوم خوانندگان مطرح عرضه می شود. وی وضعیت ترانه در شهر را به گونه ای ندانست که بتوان راجع به آن اظهار نظر کرد و نداشتن فضای مناسب برای خواندن، نقد و بررسی ترانه ها، تصور پیش پاافتاده بودن این نوع ادبی، منع برخی از اعضای انجمن نسبت به خواندن ترانه و مسائلی از این دست را عوامل نامناسب بودن فضا برای کار جدی در این حوزه قلمداد کرد. امیرخانی پتانسیل شهر در ترانه را قوی دانست و نام هایی همچون زهرا رحیمی، حاج هاشمی، صفاریان، نیکنام و زهتاب را از ترانه سرایان موفق شهر عنوان کرد و گفت: همان طور که هر کسی به سراغ یکی از قالب های شعری می رود من هم به سراغ ترانه رفتم. ترانه هم باید یک قالب مستقل به حساب بیاید. ترانه سرای مستقل کسی است که در نوشتن و خواندن و نظر دادن ترانه را جدی بگیرد. ترانه خوب نوشتن مثل غزل خوب نوشتن است. هر دو قسمتی از هنر هستند که فرقی با هم ندارند. اگر ترانه سرا به فخامت زبان برسد هم خوب، حرف می زند و هم حرف ِخوب می زند. اگرچه فضای انجمن سروش نسبت به گذشته برای ترانه بهتر شده است اما امیدوارم بینش جمعی در محافل ادبی نسبت به این قالب عوض بشود و اسباب بازی وار به آن نگاه نکنند. وی از مدیر ترانه حوزه هنری خواست که حامی و تریبون بچه های شهرستان باشد و تلاش کند که بدون سلیقه ای برخورد کردن با آثار شهرستانی ها، رابط آنها با خوانندگان کشوری شود.

نظرات  

 
#2 0 خورشید 20 مهر 1392 ساعت 08:01
مطلب خوبی بود استفاده بردم. خدا کنه آقای بیابانکی موفق بشه.
نقل قول
 
 
#1 0 چریغ 18 مهر 1392 ساعت 10:12
با سلام
مطلب شما در چریغ منتشر گردید
موفق باشید
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید