امروزسه شنبه, 16 آذر 1395-- Tuesday Dec 06 2016

ساعت 02:47:39

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

 عاشق بودن باعث می شود انسان تلاش زیادی کند
گفت و گو با یکی از کهنه کاران قلم زنی روی نقره؛

عاشق بودن باعث می شود انسان تلاش زیادی کند

دوشنبه, 04 مرداد 1395 ساعت 09:29 کدخبر :10419
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سیمین سعیدی

کارگاه کوچکی در منزل دارد. حدود نیم قرن در قلم زنی تجربه دارد و به قول خودش در راستای این هنر در مادیات پیش نرفته و هر چه توفیق داشته معنوی بوده است. با احمد عمادی یکی از هنرمندان کهنه کار قلمزن بر روی نقره و مس به گفتگو نشسته ایم.

IMG 1494
از چه سالی وارد این عرصه شدید؟
کارم را از سال 1344 یعنی در 12 سالگی شروع کردم. ما ساکن آبادان بودیم و پدرم مریض شد و به اصفهان آمدیم و من که در جستجوی کاری بودم ابتدا یک تازه کار رفتم. روبروی مدرسه چهارباغ شخصی به نام "لاهیجی" کار قلمزنی می کرد که صاحب سبک بود. همین سبکی که من الان کار می کنم. کارهای ایشان را خیلی دوست داشتم به حدی که هر روز بعد از تمام شدن کارم از مفت آباد واقع در خیابان سجاد اصفهان قبل از این که به خمینی شهر بیایم به چهارباغ می رفتم و کارهای آقای لاهیجی را می دیدم و سپس به خانه می رفتم. البته برای شاگردی به ایشان مراجعه کرده بودم ولی گفت که شاگرد نمی خواهد. پدرم هم مخالف این کار من بود و فکر می کرد من دارم هرز می روم! به هر صورت آن قدر نزد آقای لاهیجی رفتم تا ایشان قبول کرد که شخصی را به من معرفی کند به نام آقای گلبان. به پیشنهاد آقای لاهیجی چند جای دیگر هم رفتم تا به حدی برسم که بتوانم روی طرح های خودش کار کنم. این موضوع در سال 48 اتفاق افتاد و من به جای آقای ساعی شاگرد قبلی ایشان به آن جا رفتم.

IMG 1502

مختصری در مورد مواد این کار و نحوه کار شرح دهید.
مواد این کار قیر و خاکستر و فلز است. فلز هم می تواند مس و نقره و طلا و ... باشد. کار روی طلا بیشتر جنبه تجاری دارد. چکش خواری مس بیشتر است و کار روی آن راحت تر ولی کار روی نقره سخت تر است. پلاتین از همه فلزات سخت تر است. نوع فلز در درجه دوم اهمیت است آنچه بیشتر ارزش دارد، هنر به کار رفته روی آن است. در واقع قلم زن می تواند روی فلز کیمیاگری کند.
بسته به این که به کدام سطح بخواهیم قلم بزنیم پشتش را قیر اندود می کنیم تا محکم شود. تاوه ای هم داریم که مثل قابلمه می ماند؛ قیر نو را در آن می ریزیم و آن را هم می زنیم و بعد خاکستر را با آن مخلوط می کنیم و وقتی که سفت شد در قسمت مورد نظر می ریزیم. خاکستر باعث می شود قیر به دست نچسبد.
به ابزار ما قلم می گویند. هر کدام از سبک های قلمزنی قلم های مخصوص خودش را دارد. پرگار در اندازه های های مختلف نیز داریم. مثلا پرگاری داریم که برای سینی با طول 120 سانتی متری نیز جواب می دهد. برای شروع کار، ظرف را قسمت بندی می کنیم بعد نقشه را روی آن با قلم ریز طراحی می کنیم و بعد برجسته کاری را انجام می دهیم.

IMG 1509

چه سبک هایی در قلمزنی وجود دارد و شما کدام یک را کار کرده اید؟
من به دلیل مشکلات موجود در بازار کار ، در قلم زنی تحقیق کردم و همه مدل کاری از جام هخامنشی گرفته تا مدل تخت جمشید، سبک لاهیجی، اسلیمی، گل و مرغ و ... کار کرده ام. مثلا همه قلم زن ها تخت جمشید کار نمی کنند ولی من انجام داده ام. چهره انسان را نیز درآورده ام. مثلا کاری داشته ام که دورش را میدان امام کار کرده بودم و قسمت پایین آن را هم چهره شاهان را قلم زده بودم.
قلم زنی دریایی است. هر کسی برای خودش سبکی کار می کند. بعضی از قلم هایی که می زنند قائده ندارد و فقط برای این است که هزینه زندگی شان در بیاید. الان همین هایی که کار فاخر انجام نمی دادند وضع شان خیلی خوب است. ولی بعضی هم عاشق کارشان هستند و عاشق بودن هزینه دارد. بعضی از کارها هم پرسی هستند و قشنگ تر از بعضی از قلمزنی ها هستند ولی هیچ وقت نمی توانند جای کار دست را بگیرند و هنرشناسان و حتی افراد عادی هم تفاوت ها را درک می کنند. بالاخره هنرمند فکر و عمر و اندیشه اش را در کار دست دمیده است.

IMG 1510

شما با این هنر گذران زندگی کرده اید؛ درست است؟
بله، البته همسرم مدیریت می کرد و خیلی عسرت کشید. بعضی اوقات کارهایم انباشته می شد و نمی فروختم تا بتوانم به قیمت بفروشم. باید به این کار عشق داشت. عاشق بودن باعث می شود انسان تلاش زیادی بکند و کارهای هنری انجام دهد. من خودم نه ماشین دارم و نه موتور! فقط یک دوچرخه دارم ولی عاشق کارم بودم، کار می کردم. الان هم در این کارگاه کوچک هر زمانی که فرصت داشته باشم می آیم و قلم می زنم. گاهی اوقات نصفه شب ها به این جا می آیم. گاهی جلوی تلویزیون نشسته ام و فکری به ذهنم می رسد، سریع به این جا می آیم و آن را اجرا می کنم. البته سنی از من گذشته و چشم هایم اذیت می شود.
خاطره ای از این کار دارید؟
پارسال شخصی به نام آقاسیدعلی به من رجوع کرد و با هم به مکانی حوالی خیابان فردوسی اصفهان رفتیم. در آن جا دیدم کارهای 25 سال جمع شده است. جالب است من در عمرم یک سینی 120 سانتی متری زده ام که در خانه آقا سید علی قرار دارد.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید