امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 07:44:50

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

 مون که دارم شانه چه زو هولوم تیه؟

مون که دارم شانه چه زو هولوم تیه؟

شنبه, 02 شهریور 1392 ساعت 14:05 کدخبر :5906
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محمدعلی شاهین
نماشنامه های طنز

"زبل خان" کارمند اداره که از طرفداران رییس است بو برده که قرار است رییس تغییر کند و حال باید به فکر بعد از آنِ خود باشد، پس سراغ "دلخور" کارمند دیگر اداره می رود که دل خوشی از رییس ندارد.

 

زبل خان: سلام علیکم آقای دلخور ارادت دارم، مخلصم.


دلخور: چی شده یاد ما کردی! شما معمولا تو دفتر رییست می پلکی! شما و این جا؟


زبل خان: رییس من؟ من چه ارتباطی با او دارم؟


دلخور: دست بردار! همه می دونند تو دور و بر رییس می پلکی و یالانچی اونی.


زبل خان: خیر قربان نفرمایید من طرفدار اون نیستم اگه می بینی دور و بر رییس پرسه می زنم می خوام ارتباطم را باهاش حفظ کنم شاید بتونم جلو خرابکاریهاشو بگیرم اما خب حالا فهمیدم فایده نداره و یه فکر دیگه باید کرد.


دلخور: چه فکری؟


زبل خان: بچه ها تصمیم گرفته اند علیه رییس افشاگری کنند و این کار هم فقط و فقط از دست تو بر می آد یه چیزی بنویس بقیه اش به عهده من.


پس از کمی بحث و گفت و گو دلخور بالاخره راضی می شود یک متن افشاگری علیه رییس بنویسد و در اختیار زبل خان قرار بدهد. زبل هم آن متن را ماشین نویسی کرده و یک نسخه آن را زیر نامه های رییس می گذارد و آبدارچی آن را به دفتر رییس می برد، رییس هنگام بررسی نامه ها آن متن را می بیند و می خواند و واکنش عجیبی نشان می دهد. می زند زیر آواز که شاه بیت آن این است: "مون که دارم شانه چه زو هولوم تیه"


کارمندان اداره با شنیدن صدای آواز رییس تو راهرو جمع می شوند و هر یک چیزی می گویند...


اصفهانی؛ معاون برنامه و بودجه اداره: دادا چه خبره؟ شویی، جُنگ زاینده رودی چیزیه؟ نکند رییس آخرش زیر بار حرف اونا که می گفتند باید یه کار فرهنگی کرد رفته و یه گروه موسیقی دعوت کرده تو شهر. من که پول مول بابت این قرتی بازی ها نمی دم.


مقیم؛ معاون اجرایی اداره: نه اصفهانی! تا اون جا که من می دونم رییس داره با زبون محلی خودشون آواز می خونه شاید می خواد بگه من به فرهنگ این شهر با این که تو شهر نیستم پایبندم و این حرفا.


اصفهانی: حالا چی چی می گه؟ انگار تو دستگاه اصفهون می خونه؟


آبدارچی: می گه من که دارم می رم چرا هولم می دید؟


اصفهانی: اونوقت این حرفا یعنی چه؟


زبل یک برگ افشاگري را نشون معاونین می دهد و می گوید: رییس قراره تغییر بکنه و آخر کاری ببینید چه چیزا که علیه ش ننوشتند خب حق داره منم بودم آواز که هیچی سر به بیابون می ذاشتم. بهتره همه بریم تو اطاق رییس بهش دلداری بدیم.


همه کارمندان وارد دفتر رییس می شوند.


زبل خان: قربان اتفاقی افتاده نگران حال مبارک شدیم.


رییس: می خوای چه اتفاقی بیفته؟ ببین چه دنیای بی وفاییه، ببین چه آدمای قدرناشناسی پیدا می شند؟ این نامه را ملاحظه بفرمایید چه مزخرفاتی علیه ما نوشته اند، من که دوره ام تموم شده و دارم می رم دیگه این کارا برا چیه؟ حالا که می دونند من قدرتی ندارم هر چی می خواند علیه من می نویسند، آدم دلش خون می شه.


آی آی آی وای وای وای
دلوم دلوم دلوم یه کاسه خونه، خونه
به قول شاعر محلی خودمون
مون که دارم شانه چه زو هولوم تیه


در همین موقع تلفاکس زنگ می زند و کسی از آن طرف گوشی می گوید: یک فاکس از مرکز دارید لطفا دکمه را فشار دهید.
و همه دور فاکس جمع می شوند.

نظرات  

 
#1 -1 سهراب 09 شهریور 1392 ساعت 14:45
مون کو دارام شانه چه زو هولوم تیه.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید