امروزدوشنبه, 15 آذر 1395-- Monday Dec 05 2016

ساعت 18:39:42

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

چرا کاریکاتوريست هاي خمینی شهر از شهر مي روند؟
بررسي وضعيت كاريكاتور شهرستان در گفتگو با فعالان اين هنر؛

چرا کاریکاتوريست هاي خمینی شهر از شهر مي روند؟

پنجشنبه, 07 آذر 1392 ساعت 12:07 کدخبر :6499
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسيان
سال 1356 است. اوضاع مملكت به هم ريخته و وقوع انقلابي مردمي را نويد مي دهد. انقلابي بر عليه استبداد و ظلم. هر كس به هر طريقي كه مي تواند گوشه اي از كار را مي گيرد تا مملكت را به آينده اي روشن رهنمون شود. گروهي پنج- شش نفره از جوان هاي مبارز و روشنفكر "همايونشهر" كه شهيد موذني هم يكي از آنهاست،

 به پشتوانه جسارت جواني و خلاقيت خويش، سعي دارند از يكي از هنرهاي نوپا براي رسيدن به اهداف انقلاب و آگاهي بخشي به مردم بهره ببرند. دانشجويان خميني شهري دانشگاه هاي كشور كمك حال اين گروه مي شوند و از هر مجله و روزنامه اي كه در آن روزگار وجود داشت تصويرهاي انتقادي طنزآميزي با نام كاريكاتور را جمع آوري مي كنند و نمايشگاهي در محل فعلي كتابخانه الغدير بزرگ برپا مي كنند. عده اي از جوان هاي خوش ذوق همشهري هم تحت تاثير فضا قرار مي گيرند و خودشان براي كشيدن كاريكاتور دست به قلم مي شوند؛ كاريكاتورهايي با مضامين فقر، استعمار آفريقا، استبداد و ظلم و... كه بيش از يك هفته داخل نايلون هايي كه روي مقوا چسبانده شده بود، بر ديوار آويزان بود تا بازديدكننده ها را در جمع هاي دو يا چند نفره به صحبت راجع به برداشتشان از آنها وادارند و البته انبوه جمعيت بازديدكننده و بحث ها و جمع ها، نشانگر تاثير گرفتن مردم از نمايشگاه بود. فضاي بسته آن زمان، ايجاب مي كرد كه هنرهاي جديدي مثل كاريكاتور كه در شرايط سخت استبداد و خفقان ستمشاهي، عنوان "شمشيرهاي برهنه بر روي جباران" را به خود اختصاص داده بود، به خدمت اهداف انقلاب درآيند اگرچه بيشتر كاريكاتوريست ها به همين دليل با نام هاي مستعار به فعاليت مي پرداختند...

از كاريكاتور بيشتر بدانيم
بازنمايي اغراقآميز رفتار يا ويژگيهاي اشخاص به منظور مضحك جلوه دادن آن، تعريفي است كه از كاريكاتور در دايرهالمعارف هنر، ارائه شده است. گفته شده اين هنر، خیلی پیش از پیدایش روزنامه نگاری و حتی اختراع ِصنعت چاپ در دنیا رواج داشته است (شاهد اين ادعا تصاويري با سر حيوان و بدن انسان در غارها است). سُنت کاریکاتورسازی، در قرن 17 میلادی به دست هنرمندي به نام "کاراچی" در ایتالیا پایه گذاری شد که برای سرگرمی خود و دوستانش از چهره انسان های واقعی تصاويري خنده دار رسم مي كرد. در ایران مانند بسیاری از کشورهای دیگر جهان، اين هنر با مطبوعات شروع شد و گسترش یافت. گرچه تا قبل از انقلاب مشروطه چند نشریه کاریکاتور چاپ میکردند اما از انقلاب مشروطه به بعد مخصوصا بعد از انتشار مجله هفتگی ملانصرالدین، کاربرد کاریکاتور در نشریات طنز و انتقادی ایران به صورت یک نیاز رسانهای جای خود را باز کرد.

برگزاری دو نمايشگاه کاریکاتور با فاصله بيش از 30 سال  
به نظر مي آمد كه همان نمايشگاه سال 56، دريچه اي براي ورود جدي خميني شهري ها به اين عرصه باشد، اما دومين نمايشگاه كاريكاتور در شهر ما سي و چند سال پس از نمايشگاه اول در سال 1391 توسط اداره ارشاد به صورت خياباني و با موضوع قدس برپا شد! گرچه سال 1384 اداره فرهنگ و ارشاد خمینی شهر از آيت نادری؛ كاريكاتوريست مطرح اصفهاني دعوت کرد تا آثارش را در نگارخانه سپید مجموعه الغدیر به نمایش بگذارد كه مي گويند همشهری های ما استقبال خیلی خوبی از آن به عمل آوردند و حتی مرتب سفارش کاریکاتور چهره به صورت زنده می دادند البته به گفته نادری تبلیغات برای نمایشگاه خیلی زیاد بود. او می گوید اگر چه کاریکاتور در ایران عمر چندانی ندارد اما کاریکاتوریست های ایران از جایگاه والایی در دنیا برخوردارند و تاکنون خوش درخشیده اند. از نظر او شهرستان های کوچک چون چندان گرفتار بوروکراسی اداری نیستند بستر بسیار مناسبی برای برگزاری چنين برنامه هايی هستند و این وظیفه هنرمندان هنرهای تجسمی است که سواد بصری شهروندان را بالا ببرند و اگر مسوولین هم نگاه هنرمندانه داشته باشند مردم صدای هنر را بهتر می شنوند.

اولین انجمن کاریکاتور در ایران
آغاز حرکت گروهی هنرمندان اين رشته هنري، به مجمع کاریکاتوریست های اصفهان که سال 1373 در محل حوزه هنری اصفهان شروع شد، بر می گردد كه کاریکاتوریست های اصفهاني با هدف تحقیق، تولید، حفظ و ترویج هنر کاریکاتور و شناسایی استعدادهای جوان، گرد هم جمع شدند و "اصغر صفار" و "عباس محمدی" از خميني شهر هم در آن جمع بودند. البته اين گروه، در سال 78 به طور رسمی به عنوان اولین انجمن کاریکاتور در ایران آغاز به کار کردند. مدير خانه کاریکاتور، در گفتگوي تلفني با خبرنگار فرصت، شهر اصفهان و بالتبع خميني شهر را از پيشگامان اين هنر از نظر ايجاد تشكل و تربيت استعدادها مي داند و مي گويد: "جريان كاريكاتور در اصفهان و بالتبع شهر شما جريان رشد يافته اي است. كاريكاتوريست هاي خميني شهر اگرچه تعدادشان كم است اما حضور پررنگي در خانه كاريكاتور دارند. برخي از آنها حرفه اي كار مي كنند و برخي هم وارد جريان هاي هنري ديگري شدند. شايد نزديكي به اصفهان سبب اين حضور پررنگ است چرا كه در شهري مثل كاشان چنين حضور جدي و مستمري وجود ندارد." پيام پورفلاح، آموزش را لازمه پرورش هنرمندان جوان در اين هنر و لازمه تاسيس خانه كاريكاتور در خميني شهر را وجود جمعي علاقه مند مي داند كه تا اين جمع، گرد هم نيايند تشكلي شكل نمي گيرد.

كلاس، بهانه اي براي كشف استعداد و تقويت فن است
"اصغر صفار" شايد معروف ترين هنرمند خميني شهري در اين رشته است. وی که مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته انیمیشن از دانشگاه هنر گرفت و تدوینگری شکرستان نامش را بر سر زبان ها انداخت، كاريكاتور را يكي از مواد اصلي تشكيل دهنده انيمشن مي داند و مي گويد: "براي ساخت انيميشن خوب، بايد اشراف كامل به كاريكاتور داشته باشي و براي كاريكاتوريست خوب شدن ضمن اين كه ذوق و استعداد شخصي لازمه كار است، قريحه طنز داشتن و آموزش ديدن نيز  از شروط اساسي است. البته كلاس، بهانه اي براي كشف استعداد و تقويت فن است. اساسي ترين كار اين است كه خود فرد تجربه هاي مختلف داشته باشد و آثار هنرمندان اين رشته را زياد ببيند. يقينا فضاهاي انجمن ها و مسابقات تاثير زيادي در پرورش فرد دارد." وي ادامه مي دهد: "مسلما عدم وجود خانه كاريكاتور به ضرر بچه هاي شهر است. حتي به نظر من هر محل بايد يك انجمن كاريكاتور داشته باشد. چون مشخصه بارز كاريكاتور انتقاد است و از اين ابزار با توجه به شناخت معضلات شهر و محل، به خوبي مي توان به رشد فرهنگي هر محل كمك كرد. در انجمن هاي بومي تر رابطه هاي صميمي تري به وجود مي آيد. ضمن اين كه به اصفهان رفتن و ورود به خانه كاريكاتور سخت است. همين روزنامه هايي كه در شهر راه اندازي شده بستر مناسبي است كه كاريكاتوريست ها به فكر تشكيل انجمن بيفتند."  
صفار با بيش از 20 سال سابقه فعاليت، خود را يك كاريكاتوريست حرفه اي نمي داند و ادامه مي دهد: "كاريكاتوريست حرفه اي كسي است كه از اين راه پول در بياورد. من اگر چه عضو خانه كاريكاتور هستم اما فعلا تفريحي و تفنني كاريكاتور مي كشم. كساني كه وارد اين عرصه مي شوند بايد پشتكار زياد داشته باشند. روحيه طنزشان را حفظ كنند و براي اين كه كارشان مردم را به فكر ببرد مرتب به خودشان فكر كنند. در اين صورت كارشان ارزشمند مي شود. مطمئنا در صورتي كارشان حرفي براي گفتن خواهد داشت كه خودشان حرفي براي گفتن داشته باشند." اصغر صفار نهادهايي مثل ارشاد و شهرداري را در حمايت كردن از كاريكاتور داراي نقش هاي بسيار مهم می داند.

كاريكاتور هم هنر است هم فن
"افشين گلكار" از كاريكاتوريست هاي مدال آور جهاني شهرمان است. او وضعيت اين هنر در شهر را به دلايلي چون سطح پايين كارها، عدم وجود مجموعه فرهنگي و مكاني براي استعداديابي، عدم وجود كارگاه هاي عمومي و تخصصي و... بسيار بد مي داند و مي گويد: "كاريكاتور هم هنر است هم فن. هدف از كاريكاتور مسخره كردن نيست و مي خواهد با زبان مختص به هر كس پيام و حرفي را برساند و آنقدر ظريف عمل مي كند كه به كسي برنخورد." وي كه با كاريكاتور"مبارزه با ايدز" كه توسط سازمان يونيسف برگزار شده بود، رتبه سوم جهانی را گرفته است با سابقه اي 10 ساله كاريكاتور را اصلا شغل نمي داند چرا كه معتقد است به عنوان شغل بازدهي ندارد. گلكار با اشاره به كلاس هاي تخصصي "تاش سفيد" آيت نادري، اين نوع كلاس ها را سبب رشد مي داند و اميدوار است كه شهر ما هم با برپايي اين نوع كلاس هاي تخصصي كاريكاتوريست هايش را صاحب مقام هاي كشوري و حتي جهاني بسازد چرا كه شهر ما در اين زمينه استعدادهاي زيادي دارد اگر چه نشريه هاي انتقادي كه براي اصلاحات قلم بزنند، ندارد و اين نياز به خانه كاريكاتور در شهر را زير سئوال مي برد. وي به كساني كه علاقه مند به حضور در اين عرصه هستند پيشنهاد می دهد كه ابتدا با رفتن به كلاس هاي طراحي، در اين هنر كاربلد شوند و با رصد كردن و نگاه عميق به جامعه، ديدگاه اجتماعي خودشان را تقويت كرده و سپس وارد حرفه كاريكاتور شوند.
"مهري ياوري" نیز با سابقه 10 ساله كاريكاتور، عضويت در خانه كاريكاتور اصفهان و برپايي بيش از 20 نمايشگاه گروهي و چندين نمايشگاه انفرادي در شهرهاي اصفهان، تهران و مشهد كاريكاتور را شغلي مي داند كه امنيت شغلي در آن نيست چرا كه به نظر وي در فرهنگ ما هر كاريكاتور اجتماعي به دلايل سياسي ممكن است توسط سردبيران روزنامه ها پذيرفته نشود در حالي كه مسائل اجتماعي مي توانند بُعد سياسي هم داشته باشند. ياوري كه با مطبوعات اصفهان و سازمان هاي مختلفي در زمينه كاريكاتور همكاري داشته است، اين هنر را ملموس ترين هنر و يك تلنگر ذهني به مخاطب براي دريافت بهتر و تاثيرگذارتر مسائل مي داند و تفاوت كاريكاتور و نقاشي را در معناگرايي و پيام رساني كاريكاتور مي داند و مي گويد: "اگر جز اين باشد كاريكاتور يك بازي تصويري بي فايده است." بهترين طرح از نظر او طرحي است كه از كودك 1 ساله تا پير 80 ساله متوجه پيامش بشوند و برپايي نمايشگاه، نمايش كاريكاتورها در سطح شهر به صورت بنر،كاتالوگ و... سفارش كاريكاتور در موضوعات مختلف توسط ارگان ها و نهادها و مسائلي از اين دست را سبب شناخته شدن اين هنر در عامه مردم قلمداد مي كند چرا كه به نظر وي "بيش از 85 درصد مردم كاريكاتوريست هاي آزاد را نمي شناسند."

شهري با استعدادهاي فراوان ولي استعدادخراب كن!
يكي از كاريكاتوريست هاي بين المللي همشهري ما كه در شهرهاي مختلف نمايشگاه برپا كرده است "عباس محمدي" است. او با اظهار نارضايتي بسيار از وضعيت شهر در پرورش و نگه داري از استعدادها، خميني شهر را به دليل سياست هاي غلط مسوولين، شهري با استعدادهاي فراوان ولي استعدادخراب كن تلقي مي كند و مي گويد: "فرار مغزها در شهر ما جدي است. تمام كساني كه در هنر و علم خود به جايي مي رسند از شهر مهاجرت مي كنند چون سياست زدگي، چند نظريه بودن مسوولين شهر، اختلافات دروني و حتي مشوش بودن اقوام و فرهنگ ها در شهر اجازه ماندن به آنها نمي دهد. اين نوع فرهنگ به هنرمند اجازه نمي دهد كه هنر خودش را به اجرا بگذارد. اگرچه مي توان از طريق فرهنگ سازي، اين مشكلات را حل كرد اما چون برخي از آنها ريشه اي است، عوض كردنش بسيار سخت و زمان بر است. متاسفانه رسوخ شديد چندگانگي در ارگان ها و دخالت آنها در مسائل هنري سبب عقب ماندگي فرهنگي شهر و جلوگيري از ايجاد فضاهاي هنري مي شود و هنرمنداني كه به حد بالايي از كار هنري مي رسند نمي توانند اين شرايط را تحمل كرده و از شهر مي روند و اگر بمانند نيز در هنر خود دچار افت مي شوند." عباس محمدي كاريكاتور را هنري مي داند كه ساده تر از بقيه هنرها مي تواند هنرمند خودش را مطرح كند و پيشنهاد مي دهد كه 2 يا 3 نفر از كاريكاتوريست هاي شهر با تشكيل يك انجمن به ارتقاي هنر خود كمك كنند اگرچه وي به تداوم فعاليت آنها در خميني شهر زياد خوشبين نيست...
در گفتگو با ديگر هنرمندان اين رشته همچون "مرتضي حسيني" و "روح اله ابراهیمی" و همچنين گفتگو با مديران مراكز هنري شهر مثل دهكده هنر نيز دريافتيم كه وضعيت كاريكاتور در شهر به دليل بي ساماني و بي مكاني، عدم حمايت مسوولين و ناشناخته ماندن جايگاه اين هنر در بين مردم وضعيت نامناسبي است. در حالي كه همه اين عزيزان آرزومند بودند كه كارشان بيشتر به چشم بيايد.
از ديگر كاريكاتوريست هاي مطرح خميني شهري به نام هايي همچون "مجتبي عصياني"، "هادی حیدریان"، "مهدي آقاجاني"، "ريحانه كريميان"، "زهره منصوري" نيز برخورديم كه هر كدام در سطح کشور حرفی برای گفتن دارند.
به هر حال در اين كنكاش گزارش گونه دريافتيم كه استعدادهاي شهر در اين زمينه زياد هستند و متاسفانه برخي از آنها از شهر رفته اند بدون آن كه هنرشان نفعي براي همشهريانشان داشته باشد... دريافتيم كه استفاده از کاریکاتور یک مکانیسم فرهنگی و اجتماعی است و کاربرد فراوانی دارد اما مجالي براي بهره گيري از هنرمندان اين رشته نيست... دريافتيم كه تنها حركت جدي در سال هاي اخير توسط سازمان رفاهی تفریحی شهرداری با چاپ كتابچه "دانستنی های ترافیکی" بوده و قرار است اين حركت تداوم داشته باشد... و این روزها که نمک طنز همه ته کشیده و فتیله بیان مشکلات اقتصادی مردم در قالب طنز و کاریکاتور پایین آمده یادی از کاریکاتورهای نشریات خوشنام "گل آقا" و"توفيق" خالی از لطف نیست كه صراحت لهجه آن ها هنوز در ذهن ها ماندگار است...

نظرات  

 
#1 0 افشوالله 14 آذر 1392 ساعت 01:04
اگر صراحت لهجه ای در ماهنامه های گل آقا و توفیق وجود داشت به این دلیل بود که جنبه شنیدن انتقاد و حرف حق وجود داشت.به این دلیل بود که برخورد مسولین با انتقاد واکنشی در جهت بهبود بود نه حذف کردن سخنگوی منتقد از دایره مطبوعات و انتقاد. و و و ... !!!
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید