امروزسه شنبه, 16 آذر 1395-- Tuesday Dec 06 2016

ساعت 19:53:17

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 13:04:49

اتل متل اختلاس

یکشنبه, 12 آبان 1392 ساعت 10:03 کدخبر :6278
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مقتدا ذبیحی
شعر طنز

اتل متل يه اختلاس ساده/ تمام ماجراش رو سايت جاده


يه اتفاق بي سر و صدا بود/ اگر چه زير گنبد خدا بود

 

قصه از اين قراره كه يه بابا/ پولهاي شهرداري را رفته بالا


البته اين يارو كارش درسته/ شايد كه پولها را تو جاده جسته


پول خيلي زيادي هم نبوده / چه تهمتي بهش زدند ، ربوده


اين يارويي كه صبح زود به كار بود/ براي شهر ما چه چارهساز بود


بسكه اضافه كار و شيفت شب داشت/ يه قدري از خزانهمون طلب داشت


تاز مگه چقدر بوده؟ يه ميليارد/ پول كلوپ بازي و عشق بيليارد


اين يارو صد تا سودا و يه سر داشت/ پول واسه مصرف عمومي برداشت


اگر چه شوخيش يه كمي صدا كرد/ والا براي خاطر شما كرد


تا اينكه حكم جلب يارو اومد / چي بود چي شد نه خاني رفت نه اومد


يارو با يك وثيقه ول دوباره / رفته كه پول برده را بياره


وثيقهي يارو بيش از قرضشه / يك سند زمين با ارزشه


تهش كه در اومد اهالي ديدند / فقط يه كاغذ سفيد خريدند


پولها چي شد ايشالا بر ميگرده / كي گفته بانك سوئيس بلوكه كرده؟


اگر فلاني، پولها را نياري / خدا كنه بري شترسواري


تو اين زمون كه پول دواي غم شد / شتر سواري دولا دولا هم شد


سنگ ميشي پولها را اگه نياري / راسته ميگن يارو شده فراري؟

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید