امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 21:21:41

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

یادداشت سعید بیابانکی در روزنامه جام جم برای اصغر خاسته

جور استاد به ز مهر پدر

دوشنبه, 13 شهریور 1391 ساعت 13:00 کدخبر :4481
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
در صفحه فرهنگ و هنر روزنامه جام جم 11 شهریور مطلبی به نقل از سعید بیابانکی به چاپ رسیده است. بیابانکی در این یادداشت صمیمی به حقی که استاد خاسته به گردن شعر و شاعرانگی اش دارد اشاره ای زیبا داشته است.

 لازم به ذکر است اصغر خاسته شاعر مردمی و ساده دل شهرمان این روزها در بستر بیماری افتاده و با آن دست و پنجه نرم می کند. به قول سعید بیابانکی برایش دعا می کنیم که تنش به ناز طبیبان نیازمند مباد...

جور استاد به ز مهر پدر

انگار همين ديروز بود. سرايدار دبيرستان شهدا به مدير هنرستان ما زنگ زد و سراغ مرا گرفت؛ سراغ مرا كه تازه چند بيت سر هم كرده بودم و فكر مي‌كردم شعر گفته‌ام و با اعتماد به نفس كامل فرستاده بودم براي يك مسابقه شعر كه بين دانش‌آموزان شهرستان برگزار شده بود.

آن شاعر دوست‌داشتني و آن مرد مهربان مرا جدي گرفت. سروده‌هاي يك دانش‌آموز تازه‌كار را كه نه سر داشت و نه ته و وزن و قافيه‌اش هم حسابي مي‌لنگيد.

خاطرم هست با شوق و ذوق فراوان شب آمد در خانه ما. به مادرم گفت پسرت شاعر خوبي خواهد شد. به او اجازه بده به انجمن ما بيايد؛ انجمن سروش. مادرم به او اعتماد كرد و گفت به پسرم شعر بياموز. و آن مرد دستم بگرفت و پا به پا برد، تا شيوه شعر گفتن آموخت!

از آن روز تا امروز 27 سال گذشته است و آن مرد هنوز هم به من مي‌آموزد. مردي كه نه تحصيلات كلاسيك دارد، نه وبلاگ دارد، نه تريبون دارد و نه رسانه‌هاي كوچك و بزرگ او را قاب مي‌گيرند و البته نه چپ و راست با سايت‌ها و روزنامه‌ها مصاحبه مي‌كند و با حاشيه‌سازي سعي دارد براي خود شهرتي و نامي دست و پا كند و نه خودش را مدام استاد خطاب مي‌كند.

آن مرد امروز در غايت تواضع و فروتني شاعر مانده است و در اثبات شاعري او همين دوبيت كافي است:

رويش طبعم بسان گندم است

شعر من موقوف درد مردم است

سبز بايد بود سبز گندمي

شعر بايد گفت شعر مردمي

چند شب پيش داشتم مجموعه طنز «نمكدون» او را مي‌خواندم كه در آستانه انتشار است.

يوسفعلي ميرشكاك مقدمه‌اي شيوا بر آن نگاشته و او را عبيد زاكاني روزگار ما خطاب كرده بود و در نهايت در احياي شعر «ورنوسفادراني» (نوعي شعر محلي) او را استادي لقب داده بود كه واژه‌ها و فارسي كياني را در نهايت رواني و شيوايي احيا كرده است.

نخستين حضور جدي من در ادبيات به اتفاق او بود دردومين كنگره شعر جنگ در اهواز در سال 1366. وقتي او را پشت تريبون فراخواندند كسي باور نمي‌كرد آن ظاهر ساده روستايي اين‌قدر در شعر توانا باشد.

خاطرم هست مثنوي غرايي خواند كه سراسر شور بود و حماسه و سالن چند هزار نفري دانشگاه اهواز سرتا پا به‌وجد آمد.

همه اينها را نوشتم تا بگويم اصغر حاج حيدري (خاسته) حق بزرگي بر گردن شعر انقلاب دارد، چرا كه بسياري از شعارهاي مردم در راهپيمايي‌هاي سال 57 از ذوق سرشار او تراوش كرده است و در دامان پر از مهر و ادب او شاعراني پرورش يافته‌اند كه امروز هر كدام كتابي دارند و دفتري و اعتباري.

به مدد او و با اتكا به اعتبار او و مردم و اصناف شهرستان خميني‌شهر اصفهان، كنگره شعر ميلاد آفتاب در اعياد شعبانيه برگزار شد كه 18 سال پذيراي بزرگ‌ترين شاعران كشور بوده است.

همه اينها را نوشتم تا بگويم همان مرد شريف كه استاد من است چند روز پيش تماس گرفت و در حالي كه روزه‌دار بود به من سفارش كرد كه حافظ آثار و سروده‌هايش باشم. بي‌آن‌كه بگويد بيمار است و از عاشقان اهل بيت (ع) و از مردم شريف التماس دعا دارد. براي اين شاعر شريف دعا كنيم كه:

تنش به ناز طبيبان نيازمند مباد...

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#11 0 حسین حاج حیدری 25 شهریور 1391 ساعت 21:58
باولگان به چنین مردی می نازد
نقل قول
 
 
#10 0 مهربان 20 شهریور 1391 ساعت 22:15
تقدیم به استاد بزرگ شعر مردمی خاسته

ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
آیینه‌ی نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره‌باران
باز آ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران
ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز
کاین‌گونه فرصت از کف دادند بیشماران
گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران *
بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران
این نغمه‌ی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی است آواز باد و باران
نقل قول
 
 
#9 0 سیامک 20 شهریور 1391 ساعت 10:44
به این دو افتخار شهر... سلام و صد درود .
نقل قول
 
 
#8 0 باران 18 شهریور 1391 ساعت 09:48
ان شاء الله چنین هنرمندان ساده وبی ریایی بعنوان الگوی تمامی دنیا دوستان و ما جوانان باشد چنین کسانی که با رفتار و منششان نشان دادند هیج دلبستگی و وابستگی به مادیات و این دنیا ندارندو دنبال میز وقدرت نبودند. ان شاء الله م ثل شعرهایشان همیشه سبز باشند. برای سلامتیشان دعای خیر داریم.
نقل قول
 
 
#7 0 حاج هاشمی 17 شهریور 1391 ساعت 23:27
استاد خاسته خمینی شهری و هم محلی ماست. دعا کنید.
نقل قول
 
 
#6 0 صرامی 16 شهریور 1391 ساعت 17:25
نقل قول کریمی:
خدا عاقبتش را به خیر کند که با ولایت زندگی کرد و انشااله تا زنده هست ولایتی بماند.

دیگه قرار نشد تیکه بندازی!!!
نقل قول
 
 
#5 +1 جهان 15 شهریور 1391 ساعت 12:18
خاسته ای شاعر گرانقدر و مردمی هیچوقت خدمتی که به رونق شعر وادبیات این دیار کردی فراموش نخواهیم کرد از جمله: برگزاری کنگره سراسری شعر میلاد افتاب / برگزاری سوگواره ادبی ثاراله /مجامع بحث و گفتگوی جوان/راه اندازی و تقویت ادبستان صفای کانون سلمان/انجمن ادبی جوان /برگزاری کلاسهای نقد برسی شعر و داستان/تربیت ادیبان و شاعران ونویسندگان مطرح در سطح شهرستان و استان و کشور/ راه اندازی کتابخانه تخصصی شعر و ادبیات در کانون/برگزار کننده مراسمات و برنامه هایی فرهنگی هنری در رسای ائمه اطهار و.....برایت از خداوند تبارک تعالی آرزوی سلامتی می نماییم و این بیت مورد علاقه ات را که درب منزل مسکونیت نقش بسته را تکرار می کنیم
رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست
نقل قول
 
 
#4 0 کریمی 14 شهریور 1391 ساعت 10:53
خدا عاقبتش را به خیر کند که با ولایت زندگی کرد و انشااله تا زنده هست ولایتی بماند.
نقل قول
 
 
#3 +1 خمینی شهری 14 شهریور 1391 ساعت 07:26
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/موجیم که آسودگی ما عدم ماست
خاسته شهر ما قوی تر از آن است که یک بیماری حتی سمج او را از پا درآورد. خاسته نمونه یک مرد است مردی که برای به نتیجه رسیدن هیچ وقت از پای ننشست. خاسته اگرچه به قول خودش همیشه چشمش به روی دنیا بسته بوده است اما دنیای ما نیازمند اوست و خدای ما او را برای ما نگه دارد.
نقل قول
 
 
#2 +4 سده ای 13 شهریور 1391 ساعت 21:59
شفای عاجل از خدا برایشان می طلبیم
نقل قول
 
 
#1 +3 hojjat 13 شهریور 1391 ساعت 13:59
barashon arezoye salamati mikonam...
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید