امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 00:19:35

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:39:47

خلاصه ای از کتاب عرفان حافظ
یار مهربان؛

خلاصه ای از کتاب عرفان حافظ

پنجشنبه, 20 مهر 1391 ساعت 15:01 کدخبر :4603
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محمدعلی شاهین

کتاب مذکور اثر شهید مطهری قبلا معرفی گردید و در این نوشته خلاصه ای از آن که برای پاسخگویی به تغییرهای مادی و سوء استفاده از اشعار عرفایی چون حافظ مفید می باشد و نیز بیان اصول و مبانی عرفان اسلامی آورده می شود.پنج سخنران استاد به صورت پنج فصل نگارش یافته و در فصل اول راه های شناخت حافظ و فرضیه های موجود در مورد زندگی و افکار او طرح شده است و در ضمن عرفان عملی و نظری معرفی گردیده است عرفان ملی سیر و سلوک انسان به سوی خدا و عرفان نظر جهان بینی و بینش عر فانی یعنی نظری که یک عارف در باره جهان دارد بیان شده است پایه گذار عرفان نظری یا فلسفه عرفان محی الدین عربی معرفی شده و نقش او در تبیین افکار عرفانی و تربیت شاگردان مختلف و تاثیر در آیندگان شرح داده شده است.

در زمینه عرفان عملی استاد مطهری معتقد است که یک مساله و تجربه درونی است و از نظر عرفا مراتبی دارد که از منزل اول یعنی بیداری شروع و تا آخرین منازل یعنی وصول به حق می رسد که افراد می توانند در منازل مختلف باشند خواجه عبدا... انصاری این منازل را تقسیم و بیان کرده است اگر بخواهیم حافظ را بشناسیم یک راه این است که ببینیم حافظ این منازل را می شناخته و خود را در کجا قرار داشته و با زبان و اصلاحات عرفا آشنا و آنها را در اشعار خود به کار برده است و یا نه چرا که عرفا اصطلاحات و کلمات خاصی در بیان خود به کار برده اند که نوعی رمز گویی است.

در فصل بعدی استاد فرموده اند که لحن اشعار حافظ و به کار گیری همان کلمات و اصطلاحات عارفان به گونه ای است که امکان تفسیر مادی و ظاهری وجود دارد به ویژه اگر خواننده با عرفان اسلامی و زبان آن آشنا نباشد البته ریشه این گونه تعبیرهای ضد اخلاقی و مادی و فاسدانه از مفاهیم معنوی و مذهبی و اخلاقی را یزید داشته و پدیده یزیدی گری را در یان راستا معرفی کرده است سپس استاد گفته اگر بخواهیم زبان حافظ را بفهمیم اول باید عرفان را بشناسیم و با افرادی چون محی الدین عربی، مولوی، شیخ محمود شبستری، مغربی، هاتف اصفهانی، شیخ بهایی، علامه طباطبایی آشنا شدیم، لذا استاد نمونه ای از اشعار این افراد را آورده و نشان داده که همان اصطلاحات و تعابیر اشعار حافظ در این اشعار هم وجود دارد اما چوناطلاعات ما از زندگی این بزرگان به ویژه معاصرین بیشتر است و می دانیم که اینها که این گونه تعابیر را به کار برده اند آدم های هرزه و فاسد و مادی نبوده اند و نمی توانیم به آنها وصله ای بچسبانیم چرا به حافظ چنین اتهاماتی را وارد کنیم و اشعار او را مورد سوء استفاده قرار دهیم.

نهایتا استاد نتیجه می گیرد که حافظ گلی از بوستان معارف اسلامی است در ادامه علت و علل رمز گویی عرفا بر شمرده می شود.

در فصل سوم بحث می شود که اگر هر کدام از فرضیه های موجود در مورد حافظ پذیرفته شو نتیجه کار چه خواهد بود و آیا اشعار حافظ و واقعیت های زندگی وی آن فرضیه را تایید می کند و می شود صرفا با اتکا به یک یا چن شعر وی که پی به مفهوم آن نبرده ایم یک حکم کلی صادر کنیم در دو فصل چهارم و پنجم استاد اصول جهان بینی عرفانی را برشمرده و محور آن را وحدت وجود دانسته است و دیگر مبانی عرفان اسلامی را برشمرده که ذکر می شود.

وحدت تجلی در خلقت وجود دارد.

راز خلقت عشق است.

عشق در تمامی موجودات شریان دارد و همه تسبیح گو هستند.

عدل و زیبایی و توازن و کمال در جهان هستی وجود دارد و نظام موجود نظام احسن است و عالم مظهر جمال و جلال حق است.

بازگشت اشیا به حق است و از همان مبدا که به وجود آمده اند به همن جا باز می گردند (معاد در تعبیر عرفا)

جزء ها را روی ها سوی کل است     بلبلان را عشق و با روی گل است

و در مورد انسان معتقدند که :

انسان عالم کبیر است و مظهر تام و تمام اسما و صفات حق است (خلیفت ا... الاعظم) و مظهر روح خدا و این بالاترین ارزشی است که در بین کل مکاتب برای انسان قائل هستند.

به انسان کامل اعتقاد دارند

به انسان انسان معتقدند و او را در این جهان یک موجود غریب و تنها می دانند کمال انسان را نه در کمال عقل بلکه سیر با تمام وجود به سوی حق و کمال عشق می دانند در ادامه مباحث این دو فصل استاد مباحث طرح شد را توضیح داده و در هر قسمت نمونه هایی از اشعار عرفا به ویژه حافظ اورده و از آنها رمز گشایی کرده است و خواننده را متوجه کرده که چگونه با دانستن مبانی فکری عرفا می توان مفاهیم عمیق و عرفانی اشعار آنها را دریافت و اصولا معتقد است که بدون آشنایی با مبانی تفکرات عرفانی و خواندن چند کتاب از آنها درک اشعار و سخنان افردی چون مولوی و حافظ و عطار و غیره امکان پذیر نیست و ممکن است فرد را به بیراه ببرد.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید