امروزجمعه, 12 آذر 1395-- Friday Dec 02 2016

ساعت 22:21:13

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:39:47

زخم دل شهر

یکشنبه, 24 مهر 1390 ساعت 13:01 کدخبر :2805
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : فرصت آنلاین

این اتفاق غم سنگینی را نشاند روی سینه هایمان، مخالف بودیم یا موافق، فرقی نمی کرد، اتفاق ناگوار ناگوار است دیگر، بغض کردیم، غصه خوردیم و همه در بهت فرو رفتیم و در این میان خوشا به حال هنرمندان قلم به دستی که واژه ها را به هم گره زده اند تا مرهمی بگذارند نه فقط بر زخم دل خودشان که بر زخم دل یک شهر.

یک اتفاق بود فقط اتفاق باغ

افتاده از نگاه همه اشتیاق باغ

یک لحظه دل به خنده شیطان سپردن و ...

یک عمر روی سینه ما ماند داغ باغ

سوزاند مدتی دل این شهر خسته را

آن آتش جرقه زده از چراغ باغ

این شهر را به هر چه که شد متهم نمود

نادانی و هوی و هوس زیر طاق باغ

در شهر اگر زیاد شود مهر و همدلی

تکرار کی شود دگر آن اتفاق باغ؟

غم را رها کنید و بخواهید از خدا

تا باغ هایمان بشود باغ باغ باغ ...

لیلا نفیس

چهره ي غم گرفته شهرم را        دار اعدام را به پا کردند

دار اعدام مجرمانی که       شهر را غرق ناروا کردند

اینک اینک چه گویمت ای شهر      که دل و سینه ای غمین داری

زانوی غم گرفته ای به بغل      تا به کی حال این چنین داری

تا به کی لب گزی و آه کشی      داستان جنایت و غم را

تا به کی می کنی تحمل و صبر       قصه باغ و جرم مبهم را

شهر لبریز زندگانی بود      کوچه در کوچه عزم دیگر داشت

خرم و شاد زندگی می کرد      نقطه در نقطه بزم دیگر داشت

آه و افسوس غرق تهمت شد      شهر اندیشه های دانایی

شهر شعر و شعور پاکی ها     شهر گل واژه هاي زیبایی

سینه اش را  اگر که بشکافی       تا قیامت ز درد می گوید

قصه های باغ سینه سوزش را      با غم و آه سرد می گوید

عبدالرضا کیانی

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#2 0 شهرام سالمی 25 مهر 1390 ساعت 13:35
زخم دل شهر رو باید تو شماره این هفته فرصت دید. خداوکیلی حضرت عباسی . چقدر تو نوشته هاتون علیه سپاه کوبیدید که زمین نمیدی برای کمربندی روزی چندتا کشته میشند چرا پادگان رو خارج نمیکنید و.... حالا سردار سلیمانی جوابیه داده و ترسونده که شکایت میکنم. سریع موضعتون رو عوض کردید و چرب زبان شدید. بابا بابا وا... مردم میفهمند پس خودتون را نزنید به اون راه
نقل قول
 
 
#1 0 محسن 2 24 مهر 1390 ساعت 13:34
واقعا شعرهای سوزناکی بود .گریه ام گرفت .خدا لعنتشون کنه ادمهای ..... که میاند تو شهر ما هرزگی و ابروی شهرمارا ببرند.....خدا اون ادمهایی که باعث این اتفاق شدند را لعنتشون کنه.....چرا باید اینجور اتفاقها تو شهر ما تو حسینیه ایران اتفاق بیفته ؟؟؟ چرا تو شاهین شهر که ...... و روزی چندتا از این .. ....تو بوق و کرنا نمیکنند؟؟
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید