امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 16:21:58

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 11:41:31

سهیلا عموشاهی
رواق؛

سهیلا عموشاهی

چهارشنبه, 16 شهریور 1390 ساعت 18:55 کدخبر :2370
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسیان

    نام :   سهیلا عموشاهی

شرح حال:

دوست دارد که سرودن شعر در همه ی قالب های شعر را تجربه ک.ند گرچه گاهی سپید هم می گوید ولی بیشتر غزلسراست . غزلسرایی که از سال 1385 قدم در وادی بیکران شاعری گذاشت . علاقه اش به ادبیات کهن این مرز و بوم  از کودکی، او را در مسیر شاعری قرار داد . مسیری طولانی و پر نشیب و فراز که آخر ندارد. مسیری برای رسیدن به نقطه ی اوج ؛ جایی که حافظ رسیده است و البته غیرممکن نیست اگر کسی بخواهد به این نقطه برسد و در کنار حافظ بنشیند .

 شاعر جوان خمینی شهر ی شعر را موثرترین کلام در ذهن و روحیه ی مردم می داند. او صاحب افتخاراتی مثل برگزیده شدن در کنگره سراسری شعر پیشواز و نیز خط خطی های انتظار است. خانم عموشاهی معتقد است که تنها تکیه کردن به استعداد خدادادی کافی نیست و مطالعه را در ارتقاء شعر موثر می داند که از طریق مطالعه می توان هم اندوخته و اطلاعات خوبی به دست آورد و هم با واژگان جدید و زبان روز و حتی روش های نوین شاعری آشنا شد.

آغوش بی قرار تو تنها قرار من                   دریا بیا کمی بنشین در کنار من

زلفی گره زدم به تو و صبح شد شبم              روشن شد از تو روز من و روزگار من

من آن پلنگ زخمی و آهو گریز و تو             ماهی که ایستاده برای شکار من

تو آفریدگار غزل ها شدی و من                   پرورده ی نگاه تو پروردگار من

باید به چشم های تو ایمان بیاورم                  وقتی کسی نه ! کار ندارد به کار من

ای یار گل فروش من ای باغبان من               گل می گرفت از گل رویت بهار من

نظرات  

 
#4 0 محمد خادم 05 اردیبهشت 1394 ساعت 00:26
درود بر همه شاعران عزیز خمینی شهر
بر خانم عباسین
خانم عمو شاهی
خانم ربیعی
خانم حاج هاشمی
و....
نقل قول
 
 
#3 +1 غزل خوان 17 اسفند 1391 ساعت 17:46
پس کسی جواب ما را نمیخواهد بدهد ؟
نقل قول
 
 
#2 -1 خمینی شهری 15 اسفند 1391 ساعت 01:30
چرا خانم سهیلا عموشاهی و مطهره عباسیان برای فستیوال ادبی لیکو که شعر فرستادند به نام اصفهان معرفی شدند .میتونید از وبلاگ لیکو جستجو کنید و ببینید .شاعران دیگر به نام شهرستان هایشان معرفی شده اند اما شاعران خمینی شهر به نام اصفهان
http://lico.blogfa.com/9005.aspx
نقل قول
 
 
#1 -2 غزل خوان 15 اسفند 1391 ساعت 01:20
ضمن تشکر از خانم عموشاهی شاعر گرامی شهرمان و با ارزوی موفقیت و پیشرفت روز افزون ایشان چند سوال داشتم . آیا ایشان مجمو عه شعر چاپ شده دارند ؟و در مورد غزل ارائه شده هم سوال دارم .از نظر ساختار ظاهری شعر زیبایی است و از دسته غزل هایی است که جوانان امروز می پسندند اما از نظر محتوا و معنا چند سوال دارم من اینجور برداشت کردم که آغوش را موج دریا و بی قراری خدا برای توجه بنده بدانیم و منظور از دریا خدا باشد و منظورمان آرامش قلبی از ذکر خدا یا وصال حق و نزدیکی به خدا باشد بعد اینکه بگوییم خدا بیا کنار من بنشین یعنی خدایا کمی هم به من توجه کن تا آرامش یابم و اتفاق خیلی مضمون زیبایی است اما مصراع دوم از بیت سوم برایم سوال است که خدا ماهی است که شکار میکند و ارتباط پلنگ و آهو با ماه یا ماهی مشخص نیست .واینکه خدا را باغبان و آفریدگار همه خوبی ها و غزل ها بدانیم و مضمون ایمان اوردن به چشم های محبوب خیلی زیباست اما یار گل فروش اینجا مناسب نیست .هرچند گل با باغبان و بهار تناسب و مراعت نظیر دارد و به نوعی می توان گفت خدایی که چون باغبان گل می آفریند و باغبان معمولا گل فروش است اما خدا باغبانی است که می بخشد و عطا میکند و اگر غزل را عاشقانه بگیریم که خیلی اشکال پیش می آید عاشق در آغوش وصال معشوق که به دریا تشبیه شده است آرامش می یابد و در بیت دوم زلف مخصوص معشوق و معمولا حلقه زنجیر برای به دام انداختن عاشق است و به شب توصیف می شود وبا بیت اول که وصف عاشق بود تضاد پیدا میکند چون از کل غزل معلوم میشود که این غزل وصف حال عاشق و توصیف زیبایی های معشوق با زلف و چشمان زیباست و توصیف بی قراری های عاشق است بیت سوم هم اگر غزل را عاشقانه بگیریم باز برایم نامفهوم است . اما در کل غزل بسیار زیبایی بود .
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید