امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 15:42:17

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:24:12

به مناسبت25اردیبهشت روز فردوسی

فردوسی شاعری خردگرا

یکشنبه, 29 آبان 1390 ساعت 13:38 کدخبر :3115
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : علی آقا محمدی
بدون تردید یکی از با ارزش ترین آثار ادبی زبان فارسی شاهنامه فردوسی – حکیم پرآوازه توس- است. این اثر ماندگار و نفیس چونان اقیانوس ژرفی است که با فرورفتن در آن مرواریدهای بس پر بهایی را می توان به دست آورد.

بدون تردید یکی از با ارزش ترین آثار ادبی زبان فارسی شاهنامه فردوسی – حکیم پرآوازه توس- است. این اثر ماندگار و نفیس چونان اقیانوس ژرفی است که با فرورفتن در آن مرواریدهای بس پر بهایی را می توان به دست آورد. 

قصه ها و روایات تاریخ باستانی ایران، آداب و سنن و امثال و حکم از جمله مهمترین موضوعاتی است که فردوسی با استادی تمام به آن پرداخته است. جز این، در لابلای اشعار شاهنامه و در اثنای سخن، به مناسبت های گوناگون بلندترین مفاهیم عالی اخلاقی و انسانی بر شمرده شده است؛ مواعظ و مطالب حکمت آمیزی که در ضمن اشعار از زبان قهرمانان داستان بیان گردیده امروز مورد نیاز همه ماست.

 

اشاره فردوسی به اندرزهای اخلاقی، نشان می دهد سراینده از اخبار و احادیث اسلامی به خوبی آگاه بوده و در جای جای شاهنامه ترجمه آنها به چشم می خورد. آگاهی از اندیشه بزرگانی نظیر فردوسی و مطالعه آثار ایشان و عمل به دستورات اخلاقی، اجتماعی آنان که همه جزو آموزه های دینی و بازتاب تفکر و اندیشه اسلامی است به یقین جامعه ایستا را به جامعه ای  پویا تبدیل کرده  و آن را در نیل به زندگی آرمانی و دوست داشتنی شتاب خواهد بخشید.

ستایش یزدان ، دادگری و عدالت، تهذیب اخلاق، مقام زن، اهمیت دانش، سخنوری، بی اعتباری دنیا، آداب معاشرت، روش کشور داری، جبر و اختیار، دعا و نیاش از جمله موضوعات مهمی است که فردوسی در شاهنامه به آن پرداخته است.

در این گفتار به خرد و خردگرایی فردوسی پرداخته می شود و بقیه موضوعات در آینده از نظر خوانندگان خواهد گذشت.

از جمله موضوعات شاهنامه که در آن دغدغه و اشتیاق سراینده را می توان در یافت، توجه ویژه او به خرد، دانایی و دانش بوده و سراسر شاهنامه از این مقوله بس با اهمیت آکنده است.

همین توجه به خرد و ترغیب افراد و جوامع به خردمندی موجب شده لقب حکیم به حق برازنده و سزاوار او گردد.

خرد را در فرهنگهای لغت به معنی عقل، ادارک، فهم، تدبیر، فراست آورده اند. فردوسی واژه خرد را به همین معنا در بیش از300  بیت در مضامین و اشکال مختلف بکار گرفته است.

 

شاهنامه با این بیت آغاز می شود:

به نام خداوند جان و خرد                       کزین برتر اندیشه برنگذرد

حکیم بزرگ توس در بیت آغازین بعد از نام خداوند و شروع کتاب با نام او ، جان را در کنار خرد و هر دو را در کنار نام خداوند قرار داده است.

فردوسي گوهر خرد را نخستین آفرینش می داند و همو را نگهبان جان و پاسدار چشم  و گوش و زبان می خواند.کیست که نداند بیشتر گناهان از چشم و زبان و گوش آدمی سر می زند و عقل است که هر سه را از ورطه گناه و خطا باز می دارد.

نخست آفرینش خرد را شناس                         نگهبان جان است و آنِ سه پاس

سه پاس تو چشم است و گوش و زبان            کزین سه رسد نیک و بد بی گمان

در نگاه او هیچ چیز از خرد برتر نیست و از این جهت که هر نیکویی نتیجه استفاده از عقل است آن را برتر از همه نیکویی ها می شمارد.

تو چیزی مدان کز خرد برتر است                      خرد بر همه نیکویی ها سر است

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد                         ستایش خرد را به از راه  داد

خرد خلعت ایزدی است که خداوند تنها بر بالا و قامت انسان پوشانیده و تنها برازنده اوست و هشدار به اینکه انسان همواره باید به این نکته مهم توجه داشته باشد که به چه کسوت بالا و والایی آراسته شده است

خرد مرد را خلعت ایزدی است               سزاوار خلعت نگه کن که کیست؟

همانطور که بیان شد فردوسی از اخبار، کلام و روایات پیامبر گرامی (ص) و امامان معصومین( ع) آگاهی داشته و آنها را در خلال اشعار به کار گرفته است.

کسانی که با مبانی اسلام، سخنان و سیره معصومین ( ع) اندک آشنایی دارند به خوبی می دانند که چقدر این بزرگان بر این موهبت خداداد سفارش کرده و همگان را به استفاده ازگوهر بی همتای خرد دعوت کرده اند.

امام کاظم (ع) در سفارش به هشام بن حکم فرمودند: ای هشام میان بندگان چیزی برتر از خرد تقسیم نشده است، خواب خردمند برتر از شب زنده داری نادان است. خداوند هیچ پیامبری را بر نیانگیخت جز خردمند و همو فرمود:

خداوند بر مردمان دو حجت دارد: حجتی بیرونی و حجتی درونی. حجت بیرونی فرستادگان و پیامبران و امامان (ع) هستند و حجت درونی خردها.

 

نشانه های خردمندی

انسان های خردمند به کمک اندیشه و خرد راه روشن را انتخاب و راه تعالی و پیشرفت را در پیش می گیرند و با میزان خرد عاقبت و فرجام کار را می سنجند و بی خردان، بدون استفاده از اندیشه درهای سعادت و خوشبختی را بر روی خود می بندند و با کم توجهی به امور مهم و بررسی نکردن دقیق اوضاع و احوال و ندیدن انجام کار، خود و دیگران را از هدف اصلی دور و مایه تشویش و ناراحتی آنان را فراهم می سازند

هرآنکس که جانش ندارد خرد                 کم و بیشی کارها ننگرد

هر آنکس که دارد روانش خرد                 به چشم خرد کارها بنگرد

یکی دیگر از نشانه های خردمند این است که از بد و نیک امور آگاه است و از ظلم به دیگران بی زار و در دادگستری می کوشد و از عواقب و سرانجام بد ترسان است.

بداند بد و نیک مرد خرد                        بکوشد به داد و بپچید ز بد

نخستین نشان خرد آن بود                           که از بد  همه ساله ترسان بود

عفو و بخشایش از دیگران نشانه های خردمندی است و آرایش و زینت خردمندان است. خردمند در راه دانش می کوشد و دانایی را بهترین گنج خداداد می داند که از هر سرمایه برای او پربهاتر است با دیگران انصاف  می ورزد و ظلم روا نمی دارد.

ستون خرد داد و بخشایش است                         دُرِ بخشش او را چو آرایش است

مدارا خرد را برابر بود                                  خرد بر سر دانش افسر بود

دشمن خرد چیست؟

امام علی (ع) فرمود: الهوی عدو العقل  "دشمن خرد هوای نفس است"

فردوسی گوید :

کسی کو بود بر خرد پادشاه                        روان را ندارد به راه هوا

هوا را مبر پیش رای و خرد                کزان پس خرد سوی تو ننگرد

باز از امام علی (ع) نقل است:

اعلم ان الامل یسهی العقل و ینسی الذکر   " بدانید که آرزو خرد را دچار غفلت می سازد و یاد خدا را به فراموشی می سپارد"

حکیم توس گفته است:

چو بگرفت جای خرد آرزوی                       دگر شد به رای و به آیین و خوی

جز عدم پیروی از هواهای نفسانی، توجه به خویش و ندیدن دیگران،  پرهیز از شتاب کاری، از آموزه های دیگر دینی است که در بیت هایی از شاهنامه تجلی کرده است:

دل و مغز را دور دار از شتاب         خرد را شتاب اندر آرد به خواب

نظرات  

 
#9 0 لیلا 13 تیر 1392 ساعت 11:19
[نقد جالبی بود
نقل قول
 
 
#8 0 شهروند 20 06 خرداد 1392 ساعت 21:22
درود بر فردوسی وطن پرست .
نقل قول
 
 
#7 0 مهدی زمانی 30 اردیبهشت 1392 ساعت 17:59
یعنی سده خیابان فردوسی ندارد؟ بعید می دانم نداشته باشد حتما خیابان مشهوری نیست.
نقل قول
 
 
#6 +1 فردوسی حکیم 30 اردیبهشت 1392 ساعت 08:41
جناب آقا و یا خانم "نقد مقاله" !
یک بار دیگر بدون جهت گیری، پیش داوری و تعصب _که آفت فهم درست است _مقاله را بخوانید و با مطالعه بیشتر اندکی آگاهیهای تاریخی و مذهبی خود را بالا ببرید.
نقل قول
 
 
#5 +1 ??? 29 اردیبهشت 1392 ساعت 21:07
چرا یکی از خیابونهای شهر به نام این شاعر خرد گرا نیست ؟؟؟؟؟؟
نقل قول
 
 
#4 -2 نقد مقاله 26 اردیبهشت 1392 ساعت 22:23
من از فرصت میخواهم نقد مقالات را هم درج نماید . نویسنده محترم لطفا حقایق را در مقاله خود تغییر ندهید و کتمان نکنید .بله فردوسی شاعر بزرگی است اما به مقام زن اهمیت نداده است .فردوسی زن را تحت تأثیر زمانه خودش کژ گو و هم ردیف اهریمن میداند .فردوسی اندیشه اسلامی ندارد همین که خرد گراست نشان میدهد که به اندیشه های زرتشتی نزدیکتر است و همه جا در کنار زرتشت دین بهی را می آورد چرا اصرار دارید ابیات فردوسی را تلمیح به احادیث بدانید .60 هزار بیت و میلیون ها لفت در شاهنامه هست برای اسب رستم رخش بیت داریم برای نیزه و گرز پهلوانان بیت داریم برای قرآن و اسلام و ذوالفقار بیت نداریم . در چند بیت مگر نام علی ع در شاهنامه آمده است. فردوسی عرب را اهریمن و سوسمار خوار و شیر شتر خوار و کلاغ سیاه می نامد و شاعر ملی نام گرفته و با مهاجمین قادسیه سر ستیز دارد چه اصراری دارید که در مقاله خود حقایق را وارونه جلوه میدهید .فردوسی خرد را بالاتر از هرچه خدا آفریده و داده است میداند ولی در تعالیم اسلام بالاترین موهبت الهی پیامبر اعظم و ائمه معصومین است که جهان که خرد هم بخشی از آن است به خاطر آنان آفریده شده است . فردوسی همین که شاعر ملی است مایه افتخار ایرانیان است نیاز نیست برای ایجاد افتخار او را آشنا به تعالیم اسلام معرفی کنیم البته فردوسی با اسلام عناد نداشته اما اشعارش برگرفته از اندیشه های خرد ورزی زرتشت است نه اسلام . نویسنده محترم مقاله جهت اطلاع شما باید به این نکته اشاره نمایم که در زمانی که فردوسی شاهنامه را می سرود نهج البلاغه در اختیار نداشت بلکه شاهنامه منثور در اختیارش بود.
ضمنا ابیات شاهنامه در مورد زن ، زرتشت و... مستند نظرات این حقیر می باشد و متذکر میشوم فردوسی در جای جای شاهنامه که به حق گنجینه ادب فارسی است سخن از راستی و درستی مینماید و از کژی و دروغگویی و فریب و نیرنگ بیزار است
نقل قول
 
 
#3 0 مهدی زمانی 26 اردیبهشت 1392 ساعت 17:18
هزاربار احسنت حاج آقا. یک بار هم درباره داد و دهش در شاهنامه مطلب بنویسید
حکیم توس می فرماید:
فریدون فرخ فرشته نبود به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکوی تو داد و دهش کن فریدون تویی
نقل قول
 
 
#2 0 lمحقق 03 آذر 1390 ساعت 09:19
اجاي بسي خوشحالي است كه ايشان هم براي فرصت قلم بدست شدند ان هم در ادبيات كه نياز جامعه امروزي است
نقل قول
 
 
#1 0 کرامت پاگردی 01 آذر 1390 ساعت 21:14
واقعا احسن
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید