امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 14:18:58

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 11:41:31

ملیحه احمدی
رواق؛

ملیحه احمدی

چهارشنبه, 20 اردیبهشت 1391 ساعت 06:54 کدخبر :4066
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسیان
شاعران خمینی شهر

 اهل شعر خميني شهر، بچه هاي ميلاد آفتاب را به خوبي مي شناسند و حتي آن دسته از آنها كه سالهاست پيدايشان نيست هنوز نامشان در خاطره مردم شعردوست و شاعر اين شهر مانده است و رواق در شماره هاي بعدي قصد دارد كه به پاس همين خاطره آفريني ها يكي يكي به سراغشان رود و يادي از آنها بكند.

  نام :مليحه احمدي

 

 

متولد   :              1358             : خميني شهر  

شرح حال

در خانواده اي فرهيخته و شاعر به دنيا آمد. از كودكي در فضاي خانه با اشعار حافظ و سعدي انس گرفت- وقتي پدرش آنها را مي خواند و وقتي اگر هديه اي مي گرفت كتاب بود- و همين سبب شد كه استعدادش شكوفا شود و تشويق هاي پدر و مادرش، راهنمايي هاي برادرش و ورود به انجمن ها در رشد اين استعداد تاثير فراوان گذاشت به طوري كه خيلي زود توانست حائز مقام هاي بسيار در شعر كشور شود.

مي گويد: آن زمان ها خميني شهر پايتخت شعر در اصفهان بود. خميني شهر با شعرش مطرح و زبانزد بود. هر جاي كشور كه مي رفتم و صحبتي از اصفهان مي شد اصفهان را به نام خميني شهر و كنگره اش مي شناختند. يك وقتي كه هيچ جا خبري از كنگره و حتي شب شعر نبود خميني شهر همه شاعران را مي كشيد به سمت خودش تا جايي كه خيلي از اساتيد كشور خودشان خواهان آمدن به اينجا بودند و دلم مي سوزد كه ديگر اين اتفاق نمي افتد. جو اين شهر هميشه شاعر پرور بوده اگرچه حالا فكر مي كنم كم رنگ تر شده و شايد اگر كنگره و سوگواره دوباره برقرار بشود وجهه فرهنگي شهر را بتواند تغيير بدهد.

او بهترين شعرهايش را شعرهايي مي داند كه براي ائمه گفته است و به خصوص براي امام غايب(عج)و امام حسين(ع) و هنوز هم ارتباط خوبي با آن شعرها دارد. دوست دارد زماني كتابش را روانه بازار نشر كند كه شعرهايش يكي از يكي قوي تر شده باشند. آرزويش هم اين است كه شعر يك هنر بكر باقي و از حواشي دور بماند. از مادر و پدر و برادرش و اساتيد به خصوص آقاي خاسته تشكر مي كند و يكي از موهبت هاي بزرگ شعر به خودش را ازدواج با شاعر شهرمان سيد محمد ميردامادي مي داند.

بانو بلند شو که زمین نیست جای تو

این آسمان ندیده به جز گریه های تو

بانو به آن نگاه پر از غربتت قسم

اینجا نبوده غیر علی آشنای تو

پهلو نه! بلکه باز دلت را شکسته اند

آن هم به جرم عاشقی مقتدای تو

اینها بهانه شان نه فد ک،بلکه عشق توست

در مک ه،در مدینه و در کربلای تو

فرقی نمی کند که دل تو کجا شکست

پایان پذیر نیست غم ماجرای تو

*****

شان نزول سوره ی کوثر فقط تویی

دردانه ای که قدر تو داند خدای تو

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید