امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 09:39:25

آخرین به روز رسانی : شنبه 08:30:31

شعر دینی علاوه بر برانگیختن احساس باید اندیشه را هم ارتقا بخشد
مصاحبه اختصاصی با حمید رضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی کشور؛

شعر دینی علاوه بر برانگیختن احساس باید اندیشه را هم ارتقا بخشد

دوشنبه, 12 مهر 1395 ساعت 07:47 کدخبر :10617
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سهیلا عموشاهی

حسادتم را
به عشقم ببخش
فقط لحظه ای استراحت کن
و جارویت را به من بده
آقای خادم
(حمید رضا شکارسری)


حمیدرضا شکارسری متولد 1354 تهران شاعر و منتقد بزرگ ادبی کشور است. وی با اینکه دانش آموخته رشته زمین شناسی است اما سالهاست که در زمینه شعر و ادبیات قلم فرسایی کرده و از شاعران مطرح کشور می باشد. نخستین کتاب شکارسری با عنوان « باز جمعه گذشت» در سال 1375 منتشر و در سال های بعد تا به امروز مجموعه های بعدی وی با عناوینی چون« چراغانی بی دلیل»، « عاشقانه های تاریکروشن» ، « شکل های فروتنی» ، « چتر شورشی» ، « معمای پیراهن تو» و ... منتشر شده است. گفتنی یست که این شاعر خلاق و توانمند تاکنون بیش از 20 عنوان کتاب به چاپ رسانده است و کتاب «چراغانی بی دلیل» این شاعر، برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی و کتاب « تلنگر باران» وی، نامزد چهاردهین دوره جایزه قلم زرین شد. چندی پیش شب شعری با محوریت و پاسداشت شهدای مدافع حرم به همت کانون بسیج هنرمندان در شهر برگزار شد و این شاعر فرهیخته مهمان ویژه این مراسم بود. در حاشیه مراسم مجالی دست داد تا با این شاعر انقلابی و دینی به گفتگو بنشینیم. در ادامه حاصل این گفتگو را می خوانیم:


چند سال است که وارد دنیای شعر و شاعری شدید؟
من حدود 32 سال است که شعر می گویم و در حدود 20 سال است که نقد ادبی انجام می دهم.


چطور از رشته ای مثل زمین شناسی به ادبیات گرایش پیدا کردید؟
واقعا دلیل خاصی نداشت. یک گرایش ناخداگاه بود در سال های دبیرستان، همزمان با سال های جنگ، با تاثیرپذیری از شاعران خوب آن سال ها و شاعران خوب کلاسیک و گمان این که می توان چیزی نوشت، ما هم نوشتیم. مثل همه شاعران من هم با تاثیرپذیری و تقلید از بزرگان شروع کردم و بعد به تدریج تلاش کردم تا زبان خودم را پیدا کنم.


آن زمان بیشتر چه شاعرانی در شما تاثیرگذار بودند؟
شاعران شناخته شده ای چون قیصر امین پور، موسوی گرمارودی، حسن حسینی و سلمان هراتی و شاعران کلاسیک هم که همه قابل احترام و شخصیت های شناخته شده ای دارند.


تعریف شما از شعر آیینی چیست؟
من کلا با این اصطلاح مشکل دارم. شعر دینی اصطلاح درست تریست. آیین یک مفهوم بسیار گسترده است و دین زیر مجموعه آیین محسوب می شود. آیین های متفاوتِ مختلفی در سطح جهان وجود دارد که بسیاری از آنها دینی نیست، تنها یکی از این آیین ها دین است و شعری که ما می نویسیم، شعر دینی محسوب می شود. مثلا شعری که ما برای چهارشنبه سوری می نویسیم یک شعر آیینی ست اما شعر دینی نیست.
و اما تعریف شعر دینی، شعر دینی شعریست فراخواننده به مفاهیم دینی و ارزش ها که با استفاده از المان های دینی نوشته می شود. در حقیقت شعریست که ما را به دین و ارزش های آن فرا می خواند، پس شعری که صرفا فراخواننده به مفاهیم انسانی باشد، شعر دینی نیست. شعری در این دسته قرار می گیرد که به مفاهیم و مقولات انسانی از دریچه دین و آموزه های وحیانی بپردازد. در شعر دینی حضور المان ها و نشانه های دینی ضرورت دارد به این ترتیب می توان گفت شعر دینی اگرچه شعریت خود را ثابت کرده اما آگاهانه از نشانه های روشنی بهره مند است و به همین خاطر از آن ابهام و مه آلودگی که در شعر ناب دیده می شود، برخوردار نیست. در این شعر شاعر آگاهانه از تخیل خود ایثار می کند. تخیل حد و مرز ندارد اما شاعر دینی حدود قرمز دارد یعنی نمی تواند هر چیزی را که به ذهن و تخیلش می رسد، بیان کند. به نوعی شاعر حوزه تخیل خود را به نفع مفاهیم دینی به خط قرمزهایی که موجود است محدود می کند.


آسیب های این نوع شعر از نظر شما چیست؟
به طور کلی مهمترین نکته و آسیبی که در اشعار موضوعی وجود دارد خطر شعار است که بالقوه در این نوع پرداخت های شعری وجود دارد و این خطر هماره شعر دینی و هر نوع شعر محتواگرای دیگر را تحدید می کند، اما شاعر مثل هر هنرمند دیگری تلاش می کند که با تکنیک، بیان را غیر مستقیم تر کند اما در نهایت می دانیم که هرگز ما به این رویا یعنی بیان کاملا غیرمستقیم در شعر دینی نخواهیم رسید چون در شعر دینی حتما باید المان وجود داشته باشد. بنابراین مهمترین آسیب مطرح در این نوع شعر این است که فضای شعر با وجود المان ها خواه ناخواه به شعار و نثر نزدیک می شود.


دومین نکته این که شاعر باید خطوط قرمز شعر دینی را به خوبی بشناسد. باید، باید ها و نبایدهایی که باید بگویید یا نباید بگویید را به خوبی بشناسد. ضرورت این کار در این است که باید در حوزه ای که می خواهد بنویسد مطالعات عمیق و دامنه دار داشته باشد. به عبارت دیگر شاعر باید سوژه خودش را دقیق بشناسد. متاسفانه این شناخت و مطالعه نزد شاعران امروز بسیار اندک و کمرنگ است، شاعران امروز بر حس و عاطفه تکیه می کنند و به عمقی که شعر دینی باید داشته باشد و شاعرانه به چراها و چگونگی ها بپردازد، توجه نمی کنند. به همین خاطر خواه ناخواه شعرشان سطحی از آب در می آید و گاهی اوقات اساساً سانتی مانتال می شود و این یک معضل است. در واقع مسئله پرداختن به شعر هئیت می تواند انگیزه ای برای این گونه سرایش ها باشد. این که چگونه مخاطب را سریع تحت تاثیر قرار دهیم و اشکش را در بیاوریم! بسنده به این نوع نگاه و بیان و به تعبیری صرفا هئیتی نوشتن برای شعر دینی یک خطر محسوب می شود. این به آن معنا نیست که ما به عنوان شاعر دینی نباید هئیت ها و تکایا را حمایت کنیم بلکه شعر دینی اصیل ما شعر هئیتی نیست. شعریست که علاوه بر برانگیختن حس و عاطفه، عقل و اندیشه ما را هم ارتقا بخشد و این آرمانی است که در شعر دینی مدنظر ماست. شعری که نه شعارگونه باشد و نه فقط احساسی و عاطفی باشد. البته رسیدن به تعادل بین اندیشه و عاطفه کار خیلی سختی است.


و این که هئیت ها هم فقط به دنبال اینجور شعر های عاطفی هستند نیز یک آسیب محسوب می شود. نظر شما در اینباره چیست؟
بله، دقیقا همین طور است. البته در سال های اخیر حرکت های خوبی توسط بعضی از مداحان گرامی انجام شده است. خوشبختانه به تازگی بعضی از مداحان شعرهای خوبی را انتخاب می کنند و بعضی هم مثل علی انسانی خودشان شعر می گویند و خوب هم می گویند. من بعضی از مداحان جوان را می شناسم که طی سال های اخیر در مراسماتشان حتی شعرهای نو می خوانند و این واقعا تکان دهنده است که نه تنها به موضوعات جدید بلکه به قالب های جدید نیز توجه می شود. این نکته مثبتی است اما هنوز روال قالب نیست.


شما تاثیر کنگره ها را در پیشرفت شاعران دینی چگونه ارزیابی می کنید؟
آنچه مسلم است این است که تاثیر منفی ندارد. ما نیاز به فضای فرهنگی و توسعه گفتمان فرهنگی در جامعه داریم و کنگره ها و جشنواره ها حرکت های مثبتی در این رابطه هستند. این جوائز شاعران را تشویق می کنند. البته تردیدی نیست که در این میان آسیب هایی هم وجود دارد، اما ما نمی توانیم به خاطر نکات آسیب شناسانه کل این عمل فرهنگی را تعطیل کنیم. از جمله نکات آسیب شناسانه کنگره ها این است که ممکن است ما سفارشی بنویسیم البته همیشه هم سفارشی نوشتن بد نیست. بسیاری از آثار خوب ادبیات فارسی براساس سفارش نوشته شده است. اما اینکه بعضی از شاعران عملا خلاقیت ادبی خود را به سرایش برای جشنواره ها محدود کنند و یا اینکه براساس میل داوران مختلف بنویسند، آسیب محسوب می شود. به نظر من باید جشنواره ها و کنگره ها آسیب شناسی شود و برنکات مثبت آن تاکید شود.


به نظر شما شعر دینی معاصر نیازمند چیست؟
نیازمند آگاهی و شجاعت است. آگاهی به این خاطر که ما بدانیم دقیقا در مورد چه چیزی می نویسیم و شجاعت برای اینکه بتوانیم خودمان را از فرم ها و ساخت های موجود فراتر ببریم و از دریچه تازه ای به موضوعات نگاه کنیم، البته ممکن است اشکالاتی هم به وجود بیایید یعنی چیزهایی بگوییم که نباید بگوییم. حال سومین نیاز این است که در برخورد با شعر معاصر سعه صدر داشته باشیم، الخصوص مسوولین ما باید سعه صدر داشته باشند. اگر شاعر جوانی بیاید و چیزی بگوید که نباید بگوید، ما نقدش می کنیم اما او را تحریمش نمی کنیم. جسارت نو گفتن و مطالعه سوژه ای که می خواهیم به آن بپردازیم و سعه صدر در برخورد با اشعار نو و نوگرایی ها چیزهایی ست که شعر دینی معاصر نیازمند آن است.


شما با مجموعه «تلنگر باران» در حوزه ادبیات کودک و نوجوان وارد شدید و طی گفتگویی که با خبرگزاری ها داشته اید گفته اید که رویکرد جدیدی در این حوزه دارید. ممکن است در این مورد توضیح دهید.
ما در رابطه با شعر نوجوان با فقر قالب مواجه هستیم، یعنی قوالبی که در شعر نوجوان مورد استفاده قرار می گیرد محدود است. چار پاره قالبی ست که در این حوزه بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است و این اواخر نیز شاعران این حوزه با شجاعت، نوآوری کرده و شعرهای خیلی خوبی را در قالب نیمایی برای نوجوانان سروده اند. مثلا کمال شفیعی که شعرهای نیمایی فوق العاده ای در این حوزه سروده است. اما من احساس کردم که الی رقم تجربیات پراکنده، ما در قالب سپید( شعر بی وزن) چیز دندان گیری برای نوجوانان نداریم، البته من هم در این زمینه ادعایی ندارم و باید درباره این کتاب منتقدان و پژهشگران نظر بدهند. من در این کتاب تلاش کرده ام با این قالبِ کمتر تجربه شده و محتواهای کمتر کار شده، برای نوجوانان آثاری متفاوت را خلق کنم. احساساتی مثل مرگ، عشق و ... که برای شعر نوجوان در حکم تابو بوده اند. خوشبختانه این کتاب در جایزه کتاب سال قلم زرین نیز مورد توجه قرار گرفت و امیدوارم که منتقدین هم در موردش صحبت کنند.


شما اولین بار است که به خمینی شهر تشریف می آورید؟
خیر، فکر می کنم که سومین بار است که به این شهر می آیم. قبلا چند دوره در کنگره میلاد آفتاب شرکت کرده بودم و خاطرات خوشی از خمینی شهر دارم.


نظرتان در مورد کنگره میلاد آفتاب چیست؟
میلاد آفتاب یک اتفاق بود. این کنگره به نظر من یک اتفاق مثبت و تکان دهنده محسوب می شد، مثل کنگره شب های عاشورا در شیراز، حرکتی کاملا خود جوش و مردمی با استقبال تکان دهند مردم. اما متاسفانه نمی دانم که به چه علت این کنگره باشکوه تعطیل شد؟! آیا مسائل مالی دخیل بود یا چیز دیگری؟!

پس براین اساس احتمالا با فضای شعر خمینی شهر و شاعرانش آشنایید. به عنوان یک منتقد ادبی نظرتان در مورد شعرهایی که در شب شعرهایی «با عشق تا دمشق» خوانده شد چیست؟
بعضی از مناطق و شهرهای ما به طور عجیبی شعرخیزند یعنی تعداد شاعران آنها به لحاظ تراکم وضعیت مطلوبی دارد. برای مثال شهرهایی چون قم، شهر بابک و ایلام اینگونه اند و من به تازگی متوجه شده ام که خمینی شهر هم همین طور است. تعداد شاعران خوب خمینی شهر نسبت به جمعیتش قابل توجه است. من حدود سی سال است که سعید بیابانکی را می شناسم، ما شعر گفتن را با هم شروع کردیم و سال هاست که با هم رفاقت داریم.


در این کنگره، با توجه به این که فراخوان موضوعی (شهدای مدافع حرم) بود و موضوع مند بودن کار را تا حد زیادی مشکل می کند اما دیدیم که انصافا شعرهای خیلی خوبی خوانده شد. وقتی یک حادثه سیاسی و اجتماعی در حال اتفاق و جریان است معمولا شعرهای خوبی در آن رابه سروده نمی شود و بیشتر اشعار، شعاری می شود. اما شما در آن شب شاهد بودید که شعرها آنقدر خوب و فخیم و غیر شعاری بود که انگار این حادثه در ذهن شاعر رسوب کرده است. آیا تجربه این شاعران در عرصه شعر دفاع مقدس و شعر انقلاب کمک نکرده بود که به این میزان پختگی در کلام برسند؟! بله، قطعا اینگونه بوده است. به همین خاطر می توان شعر مدافعان حرم را شاخه ای تازه رسته از شعر انقلاب دانست که در این شاخه شاعران از تجربیاتشان در عرصه دفاع مقدس استفاده می کنند و در این زمینه تازه شعر می نویسند. البته ممکن است شباهت های غیرقابل انکاری بین شعر دفاع مقدس و شعر مدافعان حرم باشد ولی به تدریج که موضوع در ذهن شاعران جا بیفتد این مسئله هم مرتفع می شود و شاهد مجموعه های خوبی در این رابطه خواهیم بود.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید