امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 22:17:56

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

نادعلی خرم
جستجوی طنز در اشعار ،شعرای خمینی شهری(2)

نادعلی خرم

سه شنبه, 10 تیر 1393 ساعت 12:56 کدخبر :7457
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سهیلا عموشاهی
نادعلی خرم یکی از اهالی خمینی شهر، شاعری خوش ذوق و توانا که صاحب چندین کتاب در زمینه شعر است.

این شاعر دلبسته به مهر اهل بیت(ع) تا سن 50 سالگی در شرکت نفت آبادان به شغل بنایی مشغول بوده و باقی عمر خود را صرف سرودن شعر کرده است.
هر چند تحصیلات خرم مکتبی بوده ولی در شعر طبعی روان و ذوقی پرورده داشت است. گرایش طبع خرم بیشتر به سرودن شعر آیینی و نوحه سرایی است. با این حال، وی به داشتن روحیه ای شاد و بذله گویی معروف است و در نوشتن اشعار طنز نیز دستی داشته است. پرداختن به موضوعاتی چون تنگدستی و مشکلات طبقه مستضعف جامعه، حکایت از روح بلند و آزاده ای دارد که نمی تواند نسبت به مسائل و مشکلات اطراف خود بی تفاوت باشد. البته ارادت خرم به اهل بیت(ع) به گونه ای است که حتی در اشعار طنز خود نیز توکل به خداوند و توسل به اهل بیت(ع) را راه حل تمام مشکلات می داند. همچنین استفاده از ضرب المثل ها و بهره گیری از تکیه کلام های زبان عامیانه طنزواره هایش را دلنشین ساخته است.
در کتاب "شکرستان خرم" می توان نمونه هایی از این طنزواره ها را در قالب حکایات، رباعیات و داستان ها که همه به صورت نظم هستند را یافت.
یکی از این حکایات قصیده ای است با عنوان " موجر دلسخت و مستاخر بدبخت" که به 180 بیت می رسد. این قصیده حکایت مرد بدبختی است که از سر ناچاری در منزل مردی سنگدل اتاقی کرایه می کند، گفت و شنودهای این دو نفر در این شعر خواندنی است مثلا خرم اتاق را از زبان صاحبخانه این گونه توصیف می کند: نیست همچون اتاق من دگری/ که بود سقفش همچو آش پالان/ شپش و کک در او فراوان است/ مور و پشه خصوص مال مالان/ گرمی اش در بهار و تابستان/ هست همچون تنور خبازان/ سردی اوست در دی و بهمن/ سرد چون سرحد است و یخچالان/ سوسک بسیار همنشین داری/ موش مسکین و گربه نادان.
و بعد شروطی برای اجاره دادن چنین ملکی: لکن اینجا شروط لازم هست/ گوش کن جان من تو از دل و جان/ که مبادا به مرغ کیش کنی/ گر ز منقار برکند چشمان/ یا مبادا به گربه پیش کنی/ گر بدزدد ز سفره تو دو نان/ هان مبادا کشی تو آه از دل/ ندهد درد دل اگر چه امان/ جار و جنجال بچه ها نکنند / تا که باشی تو خرم و خندان...
و هزار شرط بزرگ و کوچک دیگر! مرد مستاجر این همه بشنید/ خانه شد با شروط عهده آن.
پس از مدتی بهانه گیری های صاحبخانه شروع می شود که : گاه بر دیگ می خورد کفگیر/ گاه قل قل کند هی قلیان/ گوشت کوبی تو صدا می کرد/ چون بکوبی گوشت و بادمجان/ گاه با سنگ بشکنی گردو/ گه زبان می کشی به دور دهان/ جار و جنجال می کنی بر پای/ می نگیری پس چرا خفقان/ ماندنت زین مکان ندارد سود/ فایده از تو نسیت غیر زیان.
مستاجر که خود را در آستانه آواره شدن می بیند بخشش می طلبد و می گوید:
چشم اینها اطاعت امر است/ می کنم من قبول از دل و جان/ حال تو ظالمی منم مظلوم/ هر چه خواهی اذیتم برسان/ نبرم من شکایتت به کسی/ نکنم شکوه ات به این و به آن/ لیک ما بین ما خدا باشد/ احکم الحاکمین بود حکان/ لیک چشم بصیرتت وا کن/ نکن آباد خانه آبادان/ خانه قبر خویش کن آباد/ که همه خانه ها شود ویران/ شعر خرم کز او شکر ریزد/ هنری نیست نزدش بهتر از آن.
وی در ابیات پایانی اشاره می کند که این حکایت زندگی خودش در شهر آبادان است و اضافه می کند: این همه خانه ها خراب شود/ این مکان ها همه شود ویران/ خانه خواهیم ما اگر جنت/ در کجا؟ در سرای جاویدان.
 و بهای خانه جنت را قطره اشکی بر شاه تشنه لبان و رضایت پروردگار می داند.
از جمله آثار این شاعر بداهه گو می توان به " مصیبت نامه"، " یادگار من"، " آرزوی دل" ، " شکرستان خرم"، "امام خمینی(ره)" و " گلزار کربلا" که مجموعه ای از معروف ترین نوحه ها و اشعار آیینی اوست، اشاره کرد.
خرم شاعری که با گذشت سه دهه از مرگش هنوز اشعارش زبانزد عام و خاص است سرانجام در سال 58 شمسی در شهر آبادان دار فافی را وداع گفت و هم اکنون در محله درب سید، در کنار امامزاده سید ابراهیم آرمیده است.
        

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید