امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 09:54:48

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 09:25:03

وصف نامی از درب محکمه
نامه نامی؛

وصف نامی از درب محکمه

یکشنبه, 27 مرداد 1392 ساعت 10:01 کدخبر :5889
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : ارسال کننده: اصغر عرب - کارشناس ارشد بافت و بناهای تاریخی از دانشگاه تهران
اشاره: توصیف یک شهر یا محله از زبان و قلم قدما از جذاب ترین توصیفات است که به بررسی وضعیت جامعه در آن عصر می پردازد، عصری که شاید تنها نامی از آن باقی مانده باشد.

در شماره پیشین توصیف یکی از محلات خمینی شهر (کوشکباج) در دوره قاجار و به قلم فردی گمنام به چاپ رسید. در این شماره از قلم نویسنده مزبور توصیف یکی دیگر از محلات خمینی شهر به نام در محکمه در دوره قاجار به نگارش درآمده است. اصل متن احتمالا در دوره های بعد نوشته شده و یا تکمیل گردیده است.

این متن نه یک متن ادبی بلکه بازگوکننده شهرسازی و معماری یکی از محلات شهر است که دارای خیابان، دروازه و جاده می باشد. در بخش های بعدی توصیف سایر محلات خمینی شهر از قلم این نویسنده درج خواهد گردید.



در محکمه


این خیابان حدش به شارع است1 و شارع2 در آن دیوان3 و ایوان4 داشت و حکم بر محکمه می راند5. شاه6 او را از فلک بالا کشید7 و بعد فلک کرد و بالا کشید.8 قاضی ابراهیم میر9 بود و میرزاده 10و محتشم11 بود و هزار خدم و حشم داشت. مرده این مرد در آب پخشان12 آب گور می خورد.13

 

و در محکمه نیز دارالحکمه14 است و جماعتی از طبیبان هم دواخانه15 دارند و هم شفاخانه16. و این جا مدرسه ای است علمیه و عملیه17 از برای اطبا و ده ها طبیب زبردست زیر دست حکیم بزرگ جراحند و حکیم سدهی18 حکیم باشی شاهان است و تاق19 و رواق20 و باغ دارد. در این ولایت بیشتر اطبا شاگرد اویند. نشنیدم21 قاضی به بزرگی ابراهیم و ندیدم22 حکیمی به بزرگی حکیم سدهی.


اول مدرسه فرنگ23 سده این جا علم شد و اسلامیه نام گرفت و به زعم عوام بابی آمده24 پس ریختند و در آویختند25 و گسیختند.26 پیری گفت این جنگ مذهب بر مذهب27 نبود، این جنگ محله بر محله بود. خوزان آر28 فروشان را خراب کرد و فروشان عار29 خوزان را.


و سه بنا دیدم در این بلد30 که خشت اولش بگذاشتند و برداشتند31؛ اول دارالفنون32 بعد گراند هتل33 و بعد سینما!34 در محکمه از آن خوزان است، اهل فروشان آن را خرید و ملک خویش کرد لیک این خاک فروشانی نشد35!


این گذر، دارالحکومه36 و دارالمحکمه37 و دارالحکمه38 است. اینجا هم محکم است و هم مطب است و هم مکتب. اینجا کوی عمارات است و امارات و باغات.


و آخرین امارت این بلد، بلدیه است. ریش سفیدان پریشان، پریشانند از نبود بلدیه در پریشان! در میان گذر مادی اسفریز لبریز است که چون مردمانش آرام می رود و هزار چنار لب مادی در قرینه هم و در پس آن ستون های سنگی بر لب ایوان صف بسته اند.


این گذر بازار است بر سیاحان39 و سیاسان40. جماعتی خر می پروند و جماعتی خر نعل می کنند و جماعتی خر سوارند41، چاروادارش رمضان است.42 هر کورس43 تاکس44 تا گاراژ سده در شهر که پشت دروازه دولت است یک پول است.


باقی، باغ است45 و پیشه شان دباغ و صباغ46، حوض دارند و پاتیل. هر چه به باعه47 می رویم صناعت بیشتر و تجارت کمتر است48. هر چه به پروشان می رویم بیشه کمتر و پیشه بیشتر است49.

 

پی نوشت:


1- ضرب المثل قدیمی برای قانونی و شرعی دانستن کاری - نویسنده تشبیه به کار برده است بین خیابان و شارع


2- شارع: قاضی القضات، قاضی شرع/ در اینجا منظور قاضی ابراهیم است که در زمان نادرشاه در این منطقه بر کرسی قضاوت می نشست.


3- دیوان: دادگستری


4- ایوان: عمارت باشکوه


5- حکم بر محکمه می راند: کنایه از این که سخنش را همه فرمانبردار بودند.


6- شاه: در اینجا ظاهرا منظور نادرشاه است.


7- از فلک بالا کشید: در دنیا مشهورش ساخت/ او را بلندمرتبه کرد.


8- فلک کرد و بالا کشید: او را مجازات کرد و به دار آویخت.


9- میر: سر لشکر ارتش


10- میرزاده: شاهزاده


11- محتشم: عالم، بزرگوار، بزرگ زاده


12- آب پخشان: گورستانی در اصفهان (ظاهرا این گورستان در میدان فعلی شهدا بوده است)


13- آب گور می خورد: سال هاست مرده است


14- دارالحکمه: دانشگاه


15- دواخانه: داروخانه


16- شفاخانه: بیمارستان


17- مدرسه علمیه و عملیه: منظور دروس نظری و عملی با هم ارایه می شود.


18- حکیم سدهی: احتمالا منظور حاج میرزا محمدحسین طبیب میردامادی است


19- تاق: ساختمان، اتاق زیبا و خوش ساخت


20- رواق: سالن، تالار بزرگ


21- نشنیدم: منظور نویسنده این است که از گذشته ها نقل قول قول میکنم، یعنی قاضی ابراهیم در زمان من نبوده که آن را ببینم.


22- ندیدم: یعنی حکیم را دیده ام و همانند او را ندیده ام


23- اول مدرسه فرنگ: اولین مدرسه به سبکه جدید


24- به زعم عوام بابی آمد: عوام تصور کردند این مدرسه ی بابی هاست


25- در آویختند: نزاع کردند


26- گسیختند: تخریب کردند


27- مذهب بر مذهب: اسلام علیه بابیت


28- آر: آسیاب


29- عار: آبرو، آبرویی که با کار کردن به دست آید


30- بلد: شهر


31- خشت اولش بگذاشتند و برداشتند: طراحی و جانمایی کردند ولی نساختند.


32- دارالفنون: مدرسه جدید/کنایه از دارالفنون تهران


33- گراند هتل: ظاهرا روس ها قصد ساختن هتل در اینجا را داشته اند


34- سینما: ظاهرا در دوره پهلوی اول تصمیم داشتند در این محل سینما احداث کنند


35- لیک این خاک فروشانی نشد: فروشانی ها از به دست آوردن ساختمان های در محکمه ناامید شدند.


36- دارالحکومه: مقر حکومت، خانه حاکم


37- دارالمحکمه: دادگستری


38- دارالحکمه: دانشگاه


39- سیاحان: گردشگران


40- سیاسان: سیاستمداران


41- جماعتی خر می پرورند: جمله دو پهاوست و کنایه آمیز برای سیاستمداران آن دوره


42- رمضان: گویا سیاستمداری بوده که چارپاداری می کرده است.


43- کورس: رفت و برگشت


44- تاکس: تاکسی از نوع کالسکه


45- باقی باغ است: مابقی ساختمان ها باغ است.


46- پیشه شان دباغ و صباغ: شغلشان دباغی و رنگرزی است


47- باعه: کوچه ای در خوزان که متصل به در محکمه است.


48- صناعت بیشتر و تجارت کمتر: تعداد صنعتگران بیشتر و تجار کمتر می شوند.


49- کنایه از اینکه باغها کمتر و دکان ها بیشتر می شود.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید