امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 14:15:04

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

کند و کاوی در علل ماندگاری یا عدم ماندگاری انجمن های ادبی در خمینی شهر

کند و کاوی در علل ماندگاری یا عدم ماندگاری انجمن های ادبی در خمینی شهر

دوشنبه, 16 شهریور 1394 ساعت 10:34 کدخبر :9385
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : لیلا پیمانی

شعر از دیرباز جایگاهی ویژه در میان مردم خمینی شهر داشته است به گونه ای که در غم و شادی مردم و حتی در شرایط بسیار سخت و نگران کننده از جمله قحطی ها همواره در کنارشان بوده و ابزار بروز احساسات، اعتقادات و منطقشان قرار می گرفته است. در بسیاری موارد تنها یک بیت شعر مواضع مردم را در برابر حاکمان و یا شرایط موجود به وضوح بیان می کرده و در برخی موارد همین یک بیت شعر یک دوره تاریخی را از پیوستن به ورطه فراموشی در امان داشته است. مثلا آنجا که این بیت شعر بر زبان یک پیرزن جاری می شود که «به وقت هفتاد/ یه برفی افتاد» خبر از بارش برف در فصل بهار و وقت رویش زردآلوها می دهد که از نظر هواشناسی پدیده ای نادر

می باشد.


یا بیت شعری به این مضمون که «کاسه و کوزه و گلاب پاش/ دادم به پنجا خشخاش» در واقع پرده از یک دوره سخت تاریخی برمی دارد. دوره ای که قحطی چنان بر مردم سده فشار آورد که برای خرید کف دستی نان هر آنچه در چنته داشتند را به نازل ترین قیمت فروختند.

 

پله های تلقی شعر
از این دست اشعار که به طور پراکنده در دهان قدیمی ها می چرخد در تاریخ شفاهی شهرمان خمینی شهر کم نیست. اما شعر در شهر ما پله های ترقی را یکی بعد از دیگری طی کرد و شاعرانی به استان و کشور معرفی نمود که در نوع خودشان بی نظیر بودند. نقش انجمن های ادبی در شکوفایی این استعدادها، بی بدیل و انکار ناپذیر است. بی شک انجمن ادبی سروش، ادبستان صفا و انجمن ادبی باغبان از بزرگ ترین و موثرترین آنها بودند که بستر تربیت شاعرانی قوی و ماهر شدند.


شاید کمتر شاعری در خمینی شهر پیدا شود که سرودن شعر را از انجمن ادبی سروش آغاز نکرده باشد و یا حداقل، جلساتی میهمان این باسابقه ترین و بادوام ترین انجمن ادبی شهر نشده باشد. انجمن سروش به عنوان اولین انجمن ادبی شهر که در نیمه دوم سال 1346 اولین جلسه خود را در دبیرستان صائب (شهید بتول عسکری) برگزار کرد همچنان یکه تاز میدان شعر و شاعری خمینی شهر است. ناگفته نماند که شاعری به نام نعیم سدهی حدودا سال 1260 اقدام به تاسیس یک انجمن ادبی نمود اما متاسفانه با گرایشش به سمت افکار و اعتقادات بهاییت، این انجمن تبدیل به کانونی برای تبلیغ این فرقه انحرافی شد.


از اواسط دهه چهل تا اواخر دهه 60 سروش تنها کانون تجمع و گردهمایی شاعران خمینی شهر بود تا اینکه انجمن ادبی باغبان متولد شد. انجمن ادبی باغبان 1 و 2 در طول پنج سال فعالیتش بسیار مفید و موثر عمل کرد و خوش درخشید و البته ناگفته نماند که در طول این چهار پنج سال فعالیت انجمن باغبان، انجمن سروش همچنان به فعالیت خود ادامه می داد.

تا پیش از دهه هشتاد هیچ انجمنی ویژه بانوان شاعر در خمینی شهر پا به عرصه وجود نگذاشته بود تا اینکه عصمت حبیبی از بانوان شاعر شهرستان اولین انجمن ادبی ویژه بانوان با نام «نسیم» را راه اندازی کرد که همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد. دهه نود عرصه ظهور انجمن های «مهرین» و «باران» شد. انجمن هایی که هر کدام چند ماه بیشتر دوام نیاوردند و خیلی زود از میدان ادبی شهر رخت بربستند. اما راز ماندگاری برخی انجمن ها و راز عدم ماندگاری برخی دیگر در چیست؟


حداد از موسسان سروش در اینباره می گوید: هر زمان که برای حضور افراد در جلسات شعر غربال گذاشته شود و همه افراد از زن و مرد، پیر و جوان و خرد و کلان نتوانند حضور یابند، چنین انجمنی دوام نخواهد آورد.


وی تعداد شاعرانی که در هر جمعه در انجمن سروش گرد هم می آیند را از پنج تا پنجاه نفر عنوان کرد و گفت: «به عقیده من یک جلسه شعر با سه نفر هم شکل می گیرد.»
این دقیقا همان حرفیست که زنده یاد اصغر خاسته نیز در گفتگویش با فرصت در مورد ادبستان صفا به زبان آورد: اگر یک نفر هم می آمد درِ کانون سلمان فارسی به رویش باز بود و من برای همان یک نفر می ماندم. گاهی جمعیت به 50 نفر می رسید و گاه می شد که به یک مو برسد اما پاره نشد.


ادبستان صفا محفل ادبی بود که اوایل دهه هفتاد به همت اصغر خاسته تشکیل شد و به گفته خودش دانش آموزان مستعد را از پشت نیمکت ها پیدا کرد و به ادبستان آورد و دستشان بگرفت و پا به پا برد تا آنجا که به جایی رسیدند، کتاب چاپ کردند و کتابشان کتاب نمونه شد. ادبستان 14 سال دوام آورد و بسیار موفق و موثر عمل کرد اما چون به آموزش و پرورش وابستگی داشت با تغییر سیاست ها کنار گذاشته شد.

 

چه کسی شمع انجمن است؟
سعید بیابانکی راز ماندگاری انجمن هایی مثل سروش و نظایر آن در سراسر کشور را شکل گیری شان در عصر سنتی می داند و می گوید: راز ماندگاری سروش ها این است که افرادی شمع انجمن شدند و به معنای واقعی کلمه میانداری کردند. این افراد علاوه بر شاعری مشخصات دیگری نیز داشتند اما امروز که دنیا دنیای شتاب است دیگر چنین افرادی پیدا نمی شوند. وی در ادامه
می افزاید: شاعر در همه دوران ها دوست داشته که شعرش شنیده شود و امروزه این نیاز شاعر را دنیای مجازی به خوبی پاسخ می گوید در نتیجه شاعر چندان برای حضور در محافل ادبی تمایلی نشان نمی دهد.


وی که خود شاعری را از نوجوانی و با ادبستان صفا آغاز کرده، می افزاید: شاعر برای حضور فعال در یک انجمن نیاز به انگیزه های قوی دارد یکی از این انگیزه ها فراگرفتن نکات تازه است و این در حالیست که در غالب انجمن ها میانگین سنی اعضا جوان است و اطلاعات و دانش آنها در یک سطح می باشد.


محمود خان احمدی از شاعران پیشکسوت شهر نیز در تحلیلی مشابه پاسخگویی به نیازهای روحی و عاطفی و البته علمی یک شاعر را از جمله انگیزه های وی برای حضور در محافل ادبی برمی شمرد و می افزاید: هنرمندان حساس و لطیف اند و شاعران از آنها لطیف تر. شاعر وقتی پاسخی برای خواسته هایش دریافت نمی کند، انجمن را ترک می نماید.


عبدالعلی صادقی دیگر شاعر پیشکسوت خمینی شهر اما در اظهار نظری کاملا متفاوت تنگ نظری ها و برخوردهای سیاسی و تغییر شرایط سیاسی را علت تعطیلی چنین محافلی می داند.

 

همدلی از همزبانی بهتر است
محسن نیکنام یکی از شاعرانی که مدیریت بر هر دو گونه این انجمن ها یعنی با دوام ها و بی دوام ها را در پرونده خود به ثبت رسانده معتقد است: ماندگاری یک انجمن ادبی با همدلی اعضای انجمن ارتباط مستقیم دارد. تجربه نشان داده که یک انجمن با کمترین امکانات هم دوام می آورد اما عدم همدلی میان اعضا و دامن زدن به حاشیه ها بی شک مهر پایانی بر کار انجمن خواهد بود. انجمن سروش بدون هیچ امکاناتی 50 سال است که در عرصه ادبی شهر حرف برای گفتن دارد. انجمن باغبان نیز که سال ها پیش فعالیت می کرد با وجودی که عصرهای پنجشنبه در یکی از اتاق های یک مهدکودک برگزار می شد، در سطح کشور درخشید به گونه ای که شاعران مطرح دیگر نقاط استان به اعضای اصلی و ثابت آن پیوسته بودند.


وی که از مسوولان اصلی انجمن باغبان و همچنین انجمن مهرین بوده با اشاره به اینکه جوان های امروز می خواهند ره صدساله را یک شبه طی کنند، می گوید: انجمن سروش علیرغم اینکه سال هاست به دست آقای حداد اداره می شود اما هرگز کسی آن را انجمن حداد نمی داند بلکه وی و همچنین دیگر مسوولان انجمن همواره به گونه ای عمل کرده اند که همه اعضا، انجمن را از خودشان می دانند و از همین رو «منیّت» ها و «تقابل» ها جای جولان نیافته اند درست مثل انجمن باغبان که وقتی تشکیل شد برای احترام به انجمن وزین سروش، به نام یکی از بنیانگذاران سروش یعنی استاد باغبان (خلیل بلدی) نامگذاری شد و بنده تا پیش از آنکه استاد باغبان بر بستر بیماری بیفتند هر پنجشنبه ایشان را با موتور به جلسه شعر می بردم.

 

قول شهردار برای تاسیس خانه شعر خمینی شهر

وی ادامه می دهد: اگرچه کمبود امکانات در هیچ زمانی نتوانسته مانعی جدی بر سر راه دوام یک انجمن باشد اما به نظر بنده وقت آن رسیده است که مسوولان برای تسهیل در امر پیشرفت شعر به عنوان هنر اول خمینی شهر مکانی ثابت به آن اختصاص بدهند. نیکنام در ادامه از قول مساعد شهردار حاج حیدری به شاعران مبنی بر اختصاص خانه تاریخی زهتاب ها به شعر خبر می دهد و می افزاید: در شهری مثل خمینی شهر که شاعرانی به این درجه از دانش و مهارت دارد حتما باید خانه شعری تدارک دیده شود تا شاعران بدون دغدغه مکان و... با قوت به کارشان ادامه بدهند.

نظرات  

 
#3 +3 سلطانپور 17 شهریور 1394 ساعت 09:59
یعنی:

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
نقل قول
 
 
#2 0 در پاسخ سلطانپور 16 شهریور 1394 ساعت 13:38
منظورتون از درختانی که دیر میوه می دهند چیست؟
نقل قول
 
 
#1 +3 سلطانپور 16 شهریور 1394 ساعت 11:50
درختانی که دیر میوه می دهند میوه هاشان شیرین تر است.
امیدوارم با در اختیار گذاشتن خانه زهتاب شعر شهر رشد کند و باعث پیشرفت خردگرایی در مردم و هنرمندان گردد.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید