امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 10:20:10

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 11:41:31

   گزارش تحليلي فرصت درباره كنگره ميلاد آفتاب
نه راست نه چپ ببین این منم برابر تو...

گزارش تحليلي فرصت درباره كنگره ميلاد آفتاب

پنجشنبه, 01 تیر 1391 ساعت 09:37 کدخبر :4177
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سلمان محمدی
.

شاید اگر تا چند سال قبل از شاعران و شعر دوستان در سراسر کشور در مورد خمینی شهر می پرسیدیم، نه می گذاشتند و نه برمی داشتند  می گفتند کنگره میلاد آفتاب.شاید اگر تا چند سال قبل از شاعران و شعر دوستان در سراسر کشور در مورد خمینی شهر می پرسیدیم، نه می گذاشتند و نه برمی داشتند  می گفتند کنگره میلاد آفتاب.

درست مثل همین "مستشار نظامی" که به "سنگچین" گفته است: وقتی این واقعه را شنیدم به یاد شب شعرهای با شکوه شهر شما افتادم و دلم بد جور گرفت برای مردم با فرهنگ و گرم و صمیمی خمینی شهر.

این درست که کنگره اینقدر قدرت ندارد که همه جوانان شهر را به سوی خود جلب کند و یا اصلا عاقلانه نیست که ما توقع داشته باشیم کنگره تمام مشکلات ناشی از نبود اشتغال و سختی ازدواج وکمبود مکان های تفریحی را حل کند اما کنگره میلاد آفتاب طی 18 سال سابقه اش به خوبی ثابت کرد که به غیر از اینکه جوابگوی این عشق و اشتیاق بی نظیر خمینی شهری ها به شعر است بلکه قادر است نام خمینی شهر را بر سر زبان ها بیندازد و وجهه ای فرهنگی از آن در ذهن ها ایجاد کند.

همه ما می دانیم و به کرات شنیده ایم و حتی دیگر حوصله مان هم از شنیدنش سر رفته است که باید کار فرهنگی کرد و علت خیلی از این بزهکاری ها، کمبودهای ما در زمینه های فرهنگی است و اصولا واژه ها و ترکیباتی مثل فرهنگ و فرهنگ سازی و کار فرهنگی خاصیتی دارد که به راحتی توی زبان ها می چرخد چه مردم و چه مسئولین اما در مرحله عمل همه پایشان حسابی می لنگد. 18 سال متوالی بخش اعظم هزینه های این کنگره را مردم پرداختند. همان مردم شعر دوستی که خودشان هم برگزارکننده بودند هم حمایت کننده و هم شرکت کننده. البته همکاری ها و مساعدت های دستگاه های دولتی را نمی خواهیم نادیده بگیریم بلکه منظور این است که اینجا دیگر مثل همه جا مشکل بودجه مطرح نبود که تبدیل بشود به سنگ بزرگی که بیندازند جلوی پای کنگره اما در کمال شگفتی شاهدیم که همان ها که دغدغه کار فرهنگی دارند با یک تفکر ناشیانه نمی خواهیم بگوییم عامدانه، فرهنگ و سیاست را با هم قاطی کردند و خود سدی و سنگی شدند در مقابل پای کنگره تا امروز شاهد باشیم که شعر " خمینی شهر" كم فروغ باشد!

 

به بهانه فرارسيدن سوم شعبان و ايامي كه كنگره برگزار مي شد، مروري مي كنيم بر اين رخداد مهم فرهنگي كه اي كاش دوباره احيا شود.

شعر از دیرباز یکی از تأثیرگذارترین یا بهتر بگوییم تأثیر گذارترین نوع نوشته در بین اقوام مختلف خصوصاً فارسی زبانان بوده است و نمود آن در فرهنگ و تمدن ایرانیان آشکار است و فراوانی شاعران فارسی زبان بیانگر این موضوع است. بر اساس یک تحلیل روانشناختی، نمود شعری در جوامعی که بیشتر مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند آشکارتر است و حمله مغول و ظلم و ستمی که در این دوره بر ایرانیان گذشت و به دنبال آن ظهور شعر و شاعران بی بدیل این دوره این موضوع را اثبات می کند. در این میان خمینی شهر از گذشته های دور به شکلی مستمر شاعران و ادیبان بزرگی از جمله سروش سدهی (شمس الشعرای دربار قاجار) مکرم خاکشیر و ... را در دامان خود پرورانده و در سالهای اخیر در زمینه شعر و شاعرپروری بدون اغراق سرآمد شهرهای کشور بوده و انجمن ادبی سروش سالهاست که در این شهر فعال است به شکلی که مؤسسان آن برخی به دیار باقی شتافتند و برخی رشته سفید بر سر بافته اند و هم اکنون دوران کهن سالی را طی می کنند و شاعران جوان امروز رتبه های اول تا سوم شعر دانش آموزی شعر کشور در سالهای 70 تا 75 هستند و البته بعد از آن هم همچنان این رشته سر دراز دارد.

 

جرقه شکل گیری

انجمن ادبی سروش روزهای جمعه قبل از ظهر تشکیل می شود و قبل از برگزاری کنگره میلاد آفتاب به بهانه تولد حضرت ابا عبدا... و برادر و فرزند بزرگوارش جلسات ویژه و گسترده شعرخوانی از طرف این انجمن برگزار می شود تا اینکه تعدادی از اعضای انجمن برای شعرخوانی به کنگره ها و جشنواره های شعر شهرهای بزرگ دعوت شدند و بعد از این تجربیات پی بردند که توانایی و پتانسیل شان بسیار بیشتر از شهرهاي برگزارکننده این کنگره ها می باشد و از طرفی خمینی شهر از شهرهایی است که مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا در آن به شکل بسیار گسترده و ریشه دار پیگیری می شود. به قول حضرت آیت ا... بهجت (ره) اصفهان حسینیه ایران و خمینی شهر حسینیه اصفهان است و از طرفی بعضی از اعضای انجمن ادبی سروش تدریجاً به توانایی ها و مسؤولیت های اجرایی بالايی در استان دست یافتند  همه این عوامل به همراه احساس کمبود یک حرکت فرهنگی تأثیرگذار در این شهر چند هزار ساله پایه های بنای هجده طبقه کنگره میلاد آفتاب در سال 1370 شد که تا پایان سال 1387 به شکلی مستمر و با شکوه تداوم داشت.

 

اهداف اولیه

از آنجا که شعر و ادبیات فارسی سرشار از مضامین اخلاقی و حکمی فرهنگساز است برگزاری چنین کنگره هایی در هر شهری نقشی به سزا در بالا بردن سطح فرهنگ و اخلاقیات در بین اهالی آن شهر خواهد داشت و بی شک یکی از اهداف مهم میلاد آفتاب را می توان همین موضوع برشمرد. همچنین رواج بیشتر شعر در بین همشهریان و رشد سطح کیفی شعر و شاعران همشهری را می توان یکی دیگر از اهداف کنگره دانست. معرفی شاعران کیفی و جایگاه شعر شهرستان به همه کشور جهت استفاده از آن در مجامع فرهنگی ملی و همچنین شناسایی شاعران برتر و واقعی به دور از هیاهوهای صدا و سیمایی توسط اهالی شعر شهرستان از دیگر اهداف کنگره بود که در سطح عالی محقق شد. از طرفی از آنجا که خمینی شهر یکی از شهرهای پیشتاز در زمینه عزاداری ائمه(ع) خصوصاً سیدالشهدا (ع) می باشد و هر ساله در ماههای محرم و صفر فضاي غم و اندوه و عزاداری بر شهر سایه افکنده است بجا بود که در اعیاد تولد این بزرگواران مراسم جشن و شادی هدفمندی فضای شهر را تلطیف کند و مردم از جشن و شادی امام حسین(ع) نیز بی بهره نباشند.

 

سالهای اول

کنگره اول با وجود اینکه اولین تجربه گسترده فرهنگی در شهر بود با استقبال فراوان روبرو و بسیار پرشور برگرار شد به شکلی که علاوه بر حدود 800 نفر جمعیتی که در سالن استادیوم قدس پیش بینی شده بود جمعیت بسیاری هم روی سکوها و سرپا در اطراف سالن ایستاده بودند و زمین ورزشی پشت سالن هم به شکل مداربسته زیر پوشش بود. کار در کنگره به شکل جهادی بود و بسیاری از برگزار کنندگان در سالهای اول اهالی جبهه و جنگ بودند چون زمان زیادی از پایان جنگ نگذشته بود و تعدادی از اعضای انجمن سروش بچه های جبهه و جنگ بودند دوستان مخلص زمان جنگ را به کار گرفته بودند و این قضیه در شور و نشاط مردم نسبت به کنگره بسیار مؤثر بود. از مردم و مدعوین به شکلی شایسته با شیرینی و شربت پذیرایی می شد. سه سال به این منوال به بهترین شکل کنگره برگزار شد ولی مشکل کمبود جا وجود داشت. بعد از آن مسؤولین کنگره برای رفع مشکل کمبود جا مکان کنگره را به سالن گلزار سید محمد تغییر دادند که تا حدی بیرون از شهر بود و استدلال این بود که هم فضا بسیار بزرگتر است و هم چون خارج از شهر است فقط کسانی که واقعاً اهل شعر هستند شرکت می کنند و مشکل فضا حل می شود ولی در سالهای بعد هم همچنان تراکم جمعیت بود البته فضا تا حدی جوابگو بود تا اينکه بعد از چند سال سالن سینمای شهر آماده شد و کنگره به آنجا انتقال یافت البته در بعضی از سالها به دلیل عدم همکاری مسؤولین مربوطه سالن دانشگاه صنعتی برای برگزاری کنگره اجاره می شد و یک سال هم کنگره در سالن ورزشی مادر برگزار شد.

 

زمان و نحوه برگزاری

زمان برگزاری کنگره هر سال شام تولد امام حسین، حضرت اباالفضل و امام سجاد(ع) به مدت سه شب بود. ساعت شروع حدود یکی دو ساعت قبل از اذان مغرب بود و بعد فرصتی برای نماز و مناجات داده می شد و بعد از آن تا حدود ساعت یازده دوازده شب ادامه پیدا می کرد. مجری کنگره در سالهای اول یکی از مجریان توانای صدا و سیما بود و به مرور شاعرانی از خود شهر این توانایی را پیدا کردند و در سالهای بعد با مجریان دعوت شده همراهی می کردند. بعضی از سالها هم کار اجرا کلاً به عهده مجریان بومی بود. نحوه دعوت شاعران در سالهای مختلف به اشکال متفاوت بود و صرفاً توانایی و شهرت شعری آنها مطرح بود که توسط شورای شعر کنگره بررسی می شد و دعوت می شدند. این شاعران از سراسر کشور و حتی شاعران فارسی زبان خارج از کشور بودند لازم به ذکر است که صرف شهرت در دعوت شاعران کافی نبود زیرا بسیاری از شاعران که مثلاً توسط صدا و سیما به شهرتی کاذب رسیده بودند ولی شعر آنها در حد و اندازه های مطلوب نبود دعوت نمی شدند و بسیاری از شاعران گمنام که شعر آنها از راههای مختلف توسط شورای شعر شناخته می شد دعوت می شدند و شوری می آفریدند و مورد اقبال مردم و دیگر شاعران قرار می گرفتند.

 

تأثیرات کنگره بر شعر و شاعران همشهری

از آنجا که کنگره میلاد آفتاب یک حرکت فرهنگی منحصربفرد در شهرستان بود تأثیرات مثبت فراوانی در فرهنگ و ادبیات شهر و پیشرفت شاعران همشهری داشت به شکلی که بعضی از شاعران توانای شهر به کنگره ها و جشنواره های ادبی سراسر کشور و برنامه های مختلف صدا و سیما دعوت شدند. از نظر کمی نیز شاعران جوان فراوانی به شکوفایی رسیدند به شکلی که در حال حاضر ما حدود 60 شاعر جدی و پرکار در شهرستان داریم که در مقایسه با کلیه شهرهای کشور کمیت و کیفیت شعر آنها مثال زدنی است و اکثراً نفرات برتر جشنواره ها و کنگره های شعر سراسر کشور هستند و آثارشان به شکلهای پراکنده و متمرکز در کتابها و نشریات کشور یا به شکل مجموعه های مستقل چاپ شده است و این روند همچنان ادامه دارد.

 

مخالفتها و کمک ها

از آنجا که حرکتی فرهنگی با این وسعت و گستردگی در شهری کوچک با امکاناتی محدود یک بسیج همگانی را می طلبد جدای از کمک های مردمی ادارات و نهادهای زیادی در شهر باید دست به دست هم می دادند تا این حرکت که به قولی آبروی شهر بود به شکلی شایسته و درخور برگزار شود. در این خصوص اداراتی مثل شهرداری، آموزش و پرورش، ارشاد، فرمانداری، اداره برق، آتش نشانی، نیروی انتظامی و ... در طول این هجده سال با کنگره همکاری داشتند ولی بعضی از این ادارات در برخی از سالها همکاری لازم و شایسته ای نداشتند که این موضوع مستقیماً به طرز فکر و دیدگاه مسؤولین این ادارات بر می گشت. بیشترین توقع از مسؤولین ارشاد اسلامی بود البته در سالهای اولیه شهرستان اداره ارشاد مستقلی نداشت بلکه دفتر ارشاد داشت که با امکاناتی محدود زیر نظر اداره ارشاد استان اداره می شد و بعد از آن هم مسؤولین این اداره در دوره های مختلف با این قضیه برخوردی متفاوت داشتند. در سالهایی که مسؤولین ارشاد تفکری فرهنگی داشت کمک ها بهتر بود و در سالهایی که مسؤول کسی بود که تفکر سیاسی داشت همکاری مناسبی با کنگره نداشت. البته توقع این بود که اداره ای که نام فرهنگ را یدک می کشد و داعیه فرهنگی دارد بیش از اینها در این گونه حرکات فرهنگی همکاری کند مثلاً برای سالن سینما درخواست اجاره نداشته باشد. هزینه های کنگره عمدتاً توسط مردم تأمین می شد و شهرداری هم هر ساله بخشی از هزینه ها را به عهده می گرفت. البته مشکلات مالی همیشه وجود داشت و بعضی اوقات بدهی های کنگره تا کنگره سال بعد همچنان پرداخت نشده بود ولی صاحبان این حرکت فرهنگی مذهبی که کنگره به نام مقدس آنها برگزار می شد همواره از راه های لایحتسب کمک می کردند.

 

کنگره و گذشت زمان

در طول هجده سال کنگره، کهنسالان فوت کردند، بزرگسالان کهنسال شدند، جوانان بزرگسال شدند و کودکان جوان شدند و کنگره دست به دست شد و طبیعتاً تغییراتی در روند کنگره به وجود آمد. مثلاً در سال های اول شعرهای آیینی در کنگره بیشتر به چشم می خورد و در سالهای آخر موضوعات آزاد بیشتر بود. همچنین در سالهای آخر حضور شاعران جوان در کنگره بیشتر بود ولی در کل کنگره کارکرد خود را از دست نداد و اشعاری با مضامین عاشورا، ظلم ستیزی و اشعار اجتماعی با محوریت مردم هر ساله در کنگره جایگاه ویژه ای داشت ولی همانطور که می دانید زبان در طول زمان دستخوش تغییر می شود و این تغییرات خصوصاً در شعر جوانترها تا حد زیادی محسوس بود و همچنین دغدغه های جامعه و به طبع آن شاعران هم تغییر می کردند و نمود آن در اشعار کاملاً مشخص بود.

 

کنگره از نگاه دیگران

شاید اغراق به نظر برسد ولی طبق نظر شاعرانی که در کنگره ها و جشنواره های سراسر کشور شرکت می کردند کنگره میلاد آفتاب بی نظیر بود از دو جهت؛ یکی نحوه برگزاری که بسیار بی تکلف و صمیمانه بود به شکلی که بعضی از سالها دست اندرکاران کنگره به جای هتل و مسافرخانه منازل خود و آشنایان نزدیکانشان را محل اسکان شاعران و میهمانان قرار می دادند و حتی خانواده خود را به خدمت می گرفتند و شاعران و میهمانان وقتی این همه بی تکلفی و صمیمیت را می دیدند بسیار تحت تأثیر قرار می گرفتند و بعضی از آنها می گفتند ما برای شرکت در کنگره میلاد آفتاب نیاز به دعوت نداریم و واقعاً این چنین بود. موضوع دیگری که کنگره را در همه کشور بی نظیر کرده بود استقبال بیش از حد مردم بود به طوری که میهمانان می گفتند ما تا به حال در هیچ کنگره ای ندیده ایم که جمعیتی چند هزار نفری تا پاسی از شب سر پا بایستند و شعر گوش کنند و در اکثر کنگره ها حتی یک سالن چند صد نفری پر نمی شود و این نشانه فرهنگ و شعور شعری مردم این شهرستان است.

 

چرا میلاد آفتاب نوزده ساله نشد؟

هر ساله شورای کنگره حدود یک ماه قبل از ابتدای شعبان تشکیل می شد و با توجه به اوضاع شهر و تعهدات همکاری که به طور ضمنی از مسؤولین گرفته شده بود رأی به برگزاری کنگره می داد و کار را شروع می کرد. سال 88 هم این شورا تشکیل شد و با توجه به اوضاع سیاسی بعد از انتخابات و بررسي شرايط، چنين مصلحت ديده شد كه كنگره برگزار نشود.

 

كلام آخر

غلبه تأملات سياسي و مسائل پس از انتخابات بر فضاي كشور، شرايطي را ايجاد كرد كه كنگره براي مدتي به محاق برود. اما با توجه به عادي شدن اوضاع كشور و تغيير شرايط، اينك امكان تجديد حيات كنگره شعر ميلاد آفتاب وجود دارد به ويژه آنكه رهبر عزيز و فرزانه انقلاب اسلامي خود از علاقمندان شعر و پيگير اعتلاي شعر كشورند و نشانه بارز آن هم برگزاري مرتب جلسات شعرخواني در محضر ايشان است و اتفاقاً شاعران خميني شهري از مهمانان ثابت اين مراسم هستند. نگاه باز رهبر اديب انقلاب به اين مقوله چنان است كه مثلاً اگر شعر طنزي را كه سعيد بيابانكي در سال 88 در محضر ايشان قرائت كرد [شكر ايزد فناوري داريم صنعتي ذره پروري داريم...] و باعث تبسم و انبساط خاطر ايشان شد در جايي ديگر مثل كنگره ميلاد آفتاب مي خواند معلوم نبود كه چه واكنش هايي در پي مي داشت. اين امر، نشان دهنده آنست كه بايد در مقولات فرهنگي ديد بازتري داشت و اجازه شكوفاشدن استعدادها را داد.

چندي پيش در شهر كاشان كنگره هايي در نكوداشت مشاهير فرهنگي آن ديار برگزار شد كه كنگره مشفق كاشاني يكي از آنها بود. به بهانه اين كنگره مسئولان فرهنگي كشور به كاشان دعوت شدند و طبيعتاً توجهات رسانه اي به اين شهر و فرهنگش جلب شد. اينك و با توجه به هجمه رسانه اي اخير و تخريب چهره شهرستان، برگزاري كنگره هايي با حضور مسئولان ارشد كشوري مي تواند توجهات را جلب و نگاهها را به مردم بافرهنگ خميني شهر معطوف سازد و كنگره ميلاد آفتاب قابليت اين امر را دارد.

اميد كه كنگره ميلاد آفتاب با نگاه باز مسئولان بار ديگر پا بگيرد و دست اندركاران آن هم به شدت از هر نوع آلوده شدن آن به مسائل سياسي و حاشيه هاي شبهه دار جلوگيري كرده و به كنگره به مثابه سرمايه فرهنگي شهرستان بنگرند.

در پايان شعري از شهيد احمد زارعي شاعر انقلاب را كه در يكي از كنگره هاي ميلاد آفتاب قرائت كرد و خود گوياي دغدغه نيروهاي انقلاب در لزوم پرهيز از سياست زدگي و توجه به رسالت هاي فرهنگي انقلاب اسلامي است درج مي كنيم به ياد نسل اول برگزاركنندگان كنگره ميلاد آفتاب. شهيد احمد زارعي يكي از شاعران باندآوازه انقلاب بود كه سرانجام نيز بر اثر جراحات شيميايي دوران دفاع مقدس به ملكوت پر كشيد. در يكي از نخستين دوره هاي كنگره شعر ميلاد آفتاب، اين شعر را زارعي در گلايه از سياست زدگي ها و سياسي كاري هاي آن روزگار خواند؛ سياست زدگي هايي كه هنوز درد شهر ماست.

 

نه چپ نه راست این منم برابر تو

به چشم من بنگر این منم برادر تو

منم بسیج که ایمان انقلاب منم

پیام سرخ شهیدان انقلاب منم

نه ماردم نه مردد به حق یقین دارم

نه کافرم نه منافق که درد دین دارم

مگر قرار نشد سر به انقلاب دهیم

مگر قرار نشد دل به آفتاب دهیم

مگر قرار نشد از میان خون گذریم

زتیغ زار بلا با سر جنون گذریم

به جان آن لحظاتی که عهد خون بستیم

برآن قرار اگر نیستید ما هستیم

قرار بود کز مهر چون ستاره شویم

نه اینکه دورنشینیم و در نظاره شویم

مگر نه قبله در این سوست پس چرا به نیاز

به سوی کعبه دیگر نموده اید نماز؟

مگر نه قبله دراین سوست اینطرف خوانید

مگر که قبله خود را شما نمی‌دانید؟

نه چپ نه راست منم این منم برابر تو

به روی من بنگر این منم برادر تو

ولایت است نه ابزار کار ما و شماست

نه او ولی من وما که او ولی خداست

روا نبود که این راه را خلاف روید

که در مبانی وحدت به اختلاف روید

به راه تفرقه رفتن مگر گناه نبود؟

نه چپ نه راست مگر مستقیم راه نبود؟

مگر نه اهل نمازید پس چه می‌کردید!

مگر نه کعبه در این جانب است برگردید

زاعتصام چه دیدید تا رها کردید؟

به سوی واعتصمو با خلوص برگردید

مگر وصیت آن پیر برده‌اید زیاد؟

که برتداوم حفظ اصول فرمان داد

من این میانه یتیمم خدا! یتیم منم

من این میانه یتیمم خدا! که مستقیم منم

تو ای ادامه سرخ تشیع علوی

تو ای تداوم ده قرن عشق وخون طلبی

نهیب زن هله برجای خویش بنشینید

چگونه عاقبت کار را نمی بینید؟

اگر چه مهر گذشته است لیک ماه به جاست

به یمن پرتو او فرق چاه و ره پیداست

ستاره ای ست که مهر خدا دراو باقیست

صدای روح خدایی درآن گلو باقیست

نظرات  

 
#6 -1 بهبود 30 آذر 1391 ساعت 23:57
سرقات ادبی سابقه دیرینه در ادبیات دارد.متاسفانه متداول است که گاهی افراد شعر دیگری را به نام خود در می آورند.با خواندن این مقاله ،در یافتم که علاوه بر اصطلاح شعر دزدی اصطلاح شاعر دزدی را نیز باید اضافه کرد .حال که کسی به کسی نیست ،و نویسنده با گشاده دستی ،مکرم و خاکشیر را خمینی شهری قلمداد می کند.کاش چند شاعر سرشناس دیگر همچون حافظ و سعدی را به لیست اضافه می کرد تا پروژه پر آوازه کردن شهر به خوبی به انجام می رسید.
نقل قول
 
 
#5 0 فرصت خوان 10 تیر 1391 ساعت 08:54
نقل قول کمال حاج:
فرصت خودتی؟؟؟
عجیبه.باورش سخته این مقاله تو نشریه محافظه کار فرصت نوشته باشه!
همش حرف مسیولین را می زدید. عاقبت حرف مردم را زدید

امیدوارم این کنگره دوباره شروع به کار کنند تا یک کم فضای شهر تغییر کنند

اول ثابت کن فرصت محافظه کاره بعد نظر بده.
نقل قول
 
 
#4 0 اصفهانی 10 تیر 1391 ساعت 08:53
نقل قول سهیل:
کنگره شعری که پشت صحنه اش افراد زاویه دار با ولایت و انقلاب بودند و شاعرانش اشعار سیاسی منحرف دارند را تبلیغ می کنید
الحمد لله که بساطشون جمع شد
برید ببینید چرا توی اون دوره اصلاحات اینا رو امدند

تا همه چیز را با دید سیاسی ببینید، وضعتون بهتر از این نخواهد شد.
نقل قول
 
 
#3 +2 در پاسخ به سهیل 09 تیر 1391 ساعت 12:07
من این حرفت را قبول ندارم و به نظرم باید به این موضوع همه جانبه نگاه کرد این کنگره برکات زیادی برای شهر داشت اصلا شهر را به ایران شناسوند از اون گذشته به گفته صاحبنظر ها موفقیت و مطرح شدن شاعرهای خمینی شهری از جمله نتایج همین کنگره است.
نقل قول
 
 
#2 -2 سهیل 04 تیر 1391 ساعت 11:09
کنگره شعری که پشت صحنه اش افراد زاویه دار با ولایت و انقلاب بودند و شاعرانش اشعار سیاسی منحرف دارند را تبلیغ می کنید
الحمد لله که بساطشون جمع شد
برید ببینید چرا توی اون دوره اصلاحات اینا رو امدند
نقل قول
 
 
#1 +2 کمال حاج 01 تیر 1391 ساعت 16:15
فرصت خودتی؟؟؟
عجیبه.باورش سخته این مقاله تو نشریه محافظه کار فرصت نوشته باشه!
همش حرف مسیولین را می زدید. عاقبت حرف مردم را زدید

امیدوارم این کنگره دوباره شروع به کار کنند تا یک کم فضای شهر تغییر کنند
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید