امروزدوشنبه, 15 آذر 1395-- Monday Dec 05 2016

ساعت 18:36:14

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

گزارشي از انجمن ادبي مثنوي خميني شهر

دوشنبه, 25 آذر 1392 ساعت 09:14 کدخبر :6636
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
گزارشات فرهنگی

بر تارك رواق تربت جلال الدين محمد بن محمد بيتي هست كه آن مقام را با خانه خدا هم عرض دانسته است:" دل صوفي بيت الله است و مولانا عارف بزرگ" در اين بيت تاكيد شده كه اين مقام، پناهگاه همه مومنان از تمام اديان و مذاهب و گروه هاست و تربت مولانا به تعبير عطار مجمع مرغان است.
در سال 86 كه به همت گروه مثنوي خواني در اصفهان به قونيه سفر كردم به چشم خويش ديدم كه چگونه روح پيام مولانا جمعي از مومنان را از تمامي ملت ها، زبان ها و رنگ ها گرد هم آورده بود به ويژه آن گاه كه سماع هنرمندان هلندي در تالار هتل "برا" را ديدم كه به قول مولوي هر يك عظمت درون انسان را به زبان خويش مدح مي گفتند؛ همه از فقير و غني و عارف و عامي در كمال سادگي زانو به زانوي هم گرد ملاي روم حلقه زدند و گوش به نواي جاوديي اش سپردند كه مرغ قدسي، روح انسان گرفتار ناسوت را صدا مي زد.
روزهاي اقامت قونيه گريز از زمان و مكان بود، ساعاتي كه در بي خبري و شور طي شد و در آن جا بود كه با خود گفتم اي كاش كانون مثنوي خواني در خميني شهر تاسيس مي شد و ما نيز حلقه اي مي شديم متصل به زنجير دوستداران مولوي كه از شرق تا غرب عالم كشيده شده است. چنين شد كه آستين همت برآوردم تا دين خود را به او ادا كنم.
در همان سال نزد آقاي تمنايي رييس وقت ارشاد رفتم و ايشان با استقبال از طرح كلاس مثنوي، مكاني را در كتابخانه الغدير به اين امر اختصاص داد و از طريق وي به استاد آقامحمدي معرفي شدم و ايشان نيز با روي باز درخواست ما را لبيك گفته و بدين طريق اين انجمن براي خانم ها تشكيل يافت. استاد در تمامي پنج سال گذشته بدون خستگي و منت گذاري و بدون توقف دوره آموزش را دنبال كرده و حتي در جلساتي كه چند نفر آمده بودند هيچ گاه كلاس را تعطيل نكرده است. چرا كه معتقد است اينك مسووليت انتقال ميراث گرانقدر و ارزشمند صوفيه بر عهده ماست. اگر نسل هاي پيشين اين را به ما منتقل نكرده بودند اكنون يكسره به بوته فراموشي سپرده شده بود.
آنچه خواست و آرزوي استاد و همه فرهنگ دوستان خميني شهري ست استقبال و شركت در جلسات مثنوي خواني است تا بتوان گنجينه شكوهمند ايران را به دست كودكان خويش سپرد و از ديگر سو پاسدار ارزش هاي بومي اي باشيم كه در چشم ديگر كشورهاي جهان بسيار تابناك مي نمايد. از ياد نبريم كه گرچه مولانا انديشمند و عارفي جهاني ست اما خاستگاه و زادگاه او ايران است. بياييد تا چون دانش آموزان مكتبي روي صندلي هاي كلاس بنشينيم و به روايت زيباي او از شرح جدايي انساني گوش بسپاريم.
در پايان بايد به دغدغه اي بپردازم كه در اين سال ها همواره ذهن موسسان اين كلاس را رنجه داشته و آن اختصاص مكاني دائمي و مشخص براي تشكيل كلاس هاست. در اين چند سال گذشته همين عدم مكان مشخص بارها محل كلاس را به جابجايي كشانده و گاه تا تعطيلي موقت نيز پيش رفته ايم. تا اين كه معاون ارشاد 2 سالي ست كه اتاقي را به اين امر اختصاص داده است. اميدوارم كه اولياي فرهنگي شهر براي احترام به ميراث ارزشمندمان مكاني را براي مثنوي خواني در نظر بگيرند.
از استاد آقامحمدي كه در اين سال ها در تفسير عرفاني و اخلاقي مثنوي تلاش نموده اند سپاسگزاريم و سه شنبه ها ساعت 6 عصر در خيابان بوعلي كوچه شهيدان ميردامادي، انجمن خوشنويسان منتظر فرهنگ دوستان هستيم...  
اعظم شيربچه؛ بنيانگذار انجمن مثنوي خميني شهر

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید