امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 04:35:37

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:39:47

گفتگو

گفتگو با منصور ابراهیم زاده سرمربي تيم فوتبال ذوب آهن

یکشنبه, 06 فروردین 1391 ساعت 06:30 کدخبر :3881
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : منصور پریشانی
آماده ايم تمرينات ذوب آهن را در خميني شهر انجام دهيم

روزی که از تحریریه فرصت، مصاحبه با یک چهره ورزشی معروف را به عهده من گذاشتند بلافاصله اولین نامی که به ذهنم آمد منصور ابراهیم زاده بود.

کمتر کسی در ایران و حتی آسیا از ابراهیم زاده شناخت ندارد. منصور ابراهیم زاده استعداد مربیگری خود را در ذوب آهن به رخ همگان کشید و با یک تیم همیشه میانه جدولی نایب قهرمانی آسیا را تجربه کرد. البته زحمت هماهنگی مصاحبه را آقای صالحی کشیده اند اما از لحظه هماهنگی تا پایان مصاحبه، منصور ابراهیم زاده با حوصله، بدون اکراه و فوق العاده شیوا به سوالات پاسخ داد. مردی که درکارنامه اش بازی در زمین چمن استادیوم قدس هم به چشم می خورد امروز در قامت مربی به عنوان تنها ایرانی در بین مربیان برتر دهه اول قرن جدید قرار گرفت. البته در طول مصاحبه کامران شیرزادی مدیر رسانه ای باشگاه نیز همکاری زیادی انجام داد و نکات جالبی را هم تذکر می داد. در اين مصاحبه فهميدم كه نام خميني شهر در حوزه عزاداري پرآوازه تر از اين حرفهاست چرا كه ابراهیم زاده از آن سخن گفت و تصريح كرد كه در ایام عزاداری به دفعات در مجالس شهرستان حضور پیدا کرده است. او اطلاعات دقیقي از شهر ما داشت كه برايم جالب بود. در اثناي اين گفتگو يك مثال جالب هم زد: "بازیکنان تیم ذوب آهن مثل سیبری خمینی شهر اند كه برای حفظ کیفیت نیاز به پنبه دارد."

 

اين گفتگو را بخوانيد به اين اميد كه بازيكنان ذوب آهن به سرنوشت سيبري خميني شهر دچار نشوند!

- چه شدکه سه سال پیش منصور ابراهیم زاده قبول کرد به عنوان اولین تجربه سرمربیگری درلیگ برتر جایگزین بیژن ذوالفقارنسب شود؟

مصاحبه را با سوال سختی شروع کردید. بنده در آن مقطع جایگزین هیچکس نشدم بلکه ازسوی مسئولین ذوب آهن به عنوان سرمربی این تیم انتخاب شدم. ذوالفقارنسب خدمات زیادی در ذوب آهن انجام داد. درباره دلیل انتخاب ذوب آهن نیز اولا درآن زمان لطف آقای آذری و رئیس هیئت مدیره بود. هر مربی استراتژی خاص خود را دارد که بوسیله آن به اوج برسد. من به عنوان یک معلم بازنشسته می توانستم با آرامش خاطر به حرفه ام بپردازم. ازمدیریت بازیکنان و تماشاگران شناخت داشتم و احساس کردم می توانم در یک فضای آرام به فعالیت بپردازم.

- استراتژی شما بر چه اساسی بودکه هر فصل با کمترین تغییرات بهترین نتایج را می گرفتید؟

بنده ازذوب آهن و بازیکنانش شناخت داشتم و بازیکن جدید را بر اساس نزدیکی به دیدگاه های فنی و اخلاقی خودم و باشگاه انتخاب می کردم. درباره نتایج خوب تیم که نایب قهرمانی آسیا نیز در آن هست باید عرض کنم اولین دلیل اعتماد موجود بین مجموعه ذوب آهن ازکارکنان کارخانه گرفته تا طرفداران و بازیکنان و مسئولین و دلیل عمده نیز اعتقاد وقبول داشتن همدیگر در این مجموعه بود و معتقدم هر چیزی که در ذهن شماست می تواند با تلاش تبدیل به واقعیت شود. این تلاش ها باعث شد نایب قهرمان آسیا، قهرمان حذفی و نایب قهرمان لیگ برتر با تفاضل گل کمتر بشویم.

- منصور ابراهیم زاده متخصص نایب قهرمانی است؟

ما برای قهرمانی بازی می کردیم و این تفکر باعث مي شود تخصص نایب قهرمانی را قبول نداشته باشم اما دلایل زیادی موجب نایب قهرمانی ما شد از جمله یکسری مسائل درباره تبانی احتمالی ما و فولاد بدلیل وابستگی صنعتی به یکدیگر و اگر قهرمان می شدیم حرف و حدیث ها ادامه دار بود. حتی ما در آن دیدار هم خوب بازی کردیم اما تلاش ما براي کشف استعدادها برای تامین آینده، هزینه کمتر بر خلاف خیلی از تیم ها و بکارگیری جوانها باعث کم تجربگی وکم آوردن در دیدار پایانی شد. به هر حال، من آینده نگر هستم نه متخصص نایب قهرمانی. ممکن است شما از من بپرسید اگر آینده نگری پس چرا امسال را با ذوب آهن ادامه دادی؟ اما باید بدانید که منصور ابراهیم زاده این روزها را نیزپیش بینی کرده بود و من باید امروز به ذوب آهن برای بازگشت به اوج کمک کنم.

- از سرمربیگری تیم ملی درتک دیدار با سوریه چه تجاربی کسب کردید؟

حضور بنده درتیم ملی مثل قربانی کردن یک نفر برای خنثی کردن مین بود. اگر در خاطرتان باشد آن زمان فوتبال ما معلق بود و توسط کمیته انتقالی اداره می شد به کسی نیاز بود که قبول کند چون مسلم بود ممكن است قربانی شود. خوشحالم که من تیم را جمع و جور کردم و امروز خیلی از نفرات دعوت شده توسط من در تیم اصلی حضور دارند. آن زمان هدف آوردن مربی خارجی بود و با تشکیل فدراسیون جدید مربی خارجی آمد.

- چرا ذوب آهن امسال نتایج ضعیفی نسبت به قبل گرفت؟

ذوب در ابتدای فصل برای قهرمانی بسته شده بود. قهرمانی یک پروسه است که در آن کل فصل دخیل است. ما هدفمان جذب نفرات در نیم فصل بود اما از دیدار پنجم اختلافات مدیریتی بر تيم اثر کرد و کم کم مشکلات اثر خود را نشان داد. نیاز بود که در نیم فصل نفسی تازه کنیم اما نه تنها بازیکن جذب نکردیم که حتی هوار وحدادی فر را ازدست دادیم. در بعد مدیریتی هم هیچ پولی تزریق نشد و عدم اعتماد بوجود آمد.

- بعد از باخت به استقلال و اهانت های برخی تماشاگران از فوتبال خسته نشدید؟

نه! برعکس قوی تر كار كردم. من با تماشاگران زنده ام و بعد از اهانت ها هم به سمت تماشاگران رفتم و گفتم اگر من عامل ناکامی هستم از مسئولین برکناری من را بخواهید.

- همیشه این گلاه در فوتبال دوستان خمینی شهری وجود دارد که چرا با وجود این همه استعداد در شهری با سیصد هزار جمعیت هیچ نماینده ای در تیم های اصفهانی و حتی هیچ مرکز استعدادیابی از طرف دو باشگاه در خمینی شهر وجود ندارد؟

بخشی از سئوال شما به مسئولان امر برمي گردد اما در بعد فني، مدتها بود که خمینی شهر بازیکنان خیلی خوبی داشت ازجمله دو برادر مکاریان یا آقای کبیری که بازیکنان خوبی بودند. متاسفانه در خمینی شهر نگرش به ورزش به صورت کاری است یعنی جوان به یک سنی که می رسد خانواده از او انتظار شاغل بودن دارد. اما برادران مکاریان به واسطه ورزش مشغول به کار شدند. درباره مراکز استعدادیابی نیاز به تحقیق است که آن هم نیاز به بودجه دارد که مربوط به بخش اداری است. من به عنوان یک مربی خوشحال می شوم وقتی علاقه به خودم به دلیل ذوب آهنی بودن را در شهرهای مختلف می بینم اما جمع کردن این علاقمندان و ساماندهی آنها نیاز به برنامه ریزی توسط بخش مدیریتی باشگاه دارد.

- حتی تمرین و یا بازی دستگرمی تیم در شهرهای اطراف باعث می شود فوتبال دریک شهر زنده شود وعلاقمندان ذوب آهن به تماشا بيايند.

بنده حرف شما در این باره را قبول دارم وعرض کردم که باید یکسری تفکرات به تیم ها تزریق بشود. برای اینجور مسائل هم باشگاه و هیئت فوتبال شهرستان باید هماهنگ شوند. اما بنده به عنوان مربی تیم این آمادگی را دارم البته یک مثال هم بزنم مثل خمینی شهری ها که سیبری را داخل پنبه نگهداری می کنند ما نیز باید بازیکنانمان را در چمن مناسب تمرین بدهیم.

- چقدرشناخت از خمینی شهر و مردمش دارید؟

قبل از انقلاب برای کوهنوردی به چشمه لادر مي آمديم. در دانشگاه صنعتي هم كه در بخش فرهنگي با حاج آقا میردامادی ارتباط داشتيم به اين واسطه با خميني شهر آشنا بودم. در زمین استادیوم قدس همراه تيم سپاهان هم بازی و تمرين داشتيم. با مردم هم آشنایی زیادی دارم. خمینی شهر از لحاظ فرهنگی در سطح بالایی است و خیلی متعصب هستند وعزاداری های خاص و پرشورشان زبانزد است.

- داستان حذف ناعادلانه پیام خمینی شهر در مقابل تام اصفهان که به ذوب آهن تبدیل شد چه بود؟

آن موقع مسابقات زیرگروه بود و تام قهرمان شد. دیدار پیام و تام در خمینی شهر مساوی شد ودر دیدار برگشت تام تیم پیام را شکست داد و بعد امتیازش به ذوب آهن فروخته شد. سال بعد بنده به عنوان بازیکن سپاهان مقابل پیام بازی کردم ویادم هست نیمه اول مساوی شد ولی نیمه دوم با اختلاف زیاد بازی را بردیم. در آن زمان آقای کبیری جنجالی بازی می کرد وتیم خودشان را هم به حاشیه برد.

(در این لحظه آقای کامران شیرزادی فلاش بکی به دیدار تام اصفهان و پیام درورزشگاه 22 بهمن زد و گفت: بنده خاطرم هست که در آن دیدار یک پنالتی روی مهاجم خمینی شهر اتفاق افتاد که داور نگرفت و تماشاگران بسیاری هم از خمینی شهر به ورزشگاه آمده بودند و معترض شدند.)

- بهترین خاطره نوروزی شما ؟

همیشه حضورم در مکه در ایام عید بخاطر مسابقات آسیایی را فراموش نمی کنم.

- یه دروغ سیزده؟

هیچ وقت به این سوال فکرنکرده بودم. خداحافظی ابراهیم زاده با فوتبال.

- آرزوی شما در سال جدید برای خوانندگان؟

آرزوی سلامتی، خوشبختی وکار همراه با آرامش را برای هموطنانم دارم. و بویژه آرزوی بازگشت آرامش به ذوب آهن.

- پیام تبریک به خمینی شهری ها به مناسبت عید؟

سال جدید را پیشاپیش تبریگ می گويم و آرزو دارم بچه های خمینی شهر در تیم ذوب آهن حضور داشته باشند.

- ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم ازشما ممنونم و از مصاحبه با شما لذت بردم. بنده این مصاحبه هارا بیشتر می پسندم.

 

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید